دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٤٠
| تیماء جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢٤٠ |
تَیْماء، نام واحه و شهری باستانی در شمال
غربی شبه جزیرۀ عربستان، امروزه شهری در استان تبوک، واقع در عربستان سعودی.
تیماء با ٦٣٨،٢٨ تن جمعیت (ژانویۀ ٢٠٠٧م/دی ١٣٨٥ش)، در °٢٧ و´٣٧ عرض شمالی و °٣٨ و
´٣٢ طول شرقی در ارتفاع ٨٣٠ متری از سطح دریا واقع است («فرهنگ جهانی١»؛ «عربستان
سعودی...٢»، npn.). این شهر در منطقهای هموار واقع شده، و پیرامون آن را بلندیهایی
فرا گرفته است (همانجا). آب و هوای تیماء گرم و خشک است و در شمال آن رودهای فصلی
جریان دارد. مهمترین منبع آب قسمت مرکزی تیماء چاه هدّاج است که نخلستانهای این
منطقه را آبیاری میکند (همانجا).
آثار تاریخی به جا مانده و کاوشهای باستانشناسی در تیماء بیانگر آن است که این
ناحیه از دوران باستان یکی از مراکز بازرگانی و شهرنشینی شمال شبه جزیرۀ عربستان
بوده است و نام آن در متون باستانی متعلق به سدۀ ٧قم به زبانهای آشوری و اکدی به
صورتهای تِمئَه، تِمَه و تِماء آمده است («کهنترین...٣»، ٣٠٦؛ بیر، ٢٨٦-٢٩٦؛
«فرهنگ جدید...٤»، ١٢٤١؛ جاسر، ٣٧٥-٣٧٦، ٣٩٠). همچنین در عهد عتیق از آن به صورت
تیما به عنوان واحه، شهر و منزلگاه کاروانها (نک : اشعیا، ٢١: ١٤؛ ارمیا، ٢٣:٢٥؛
ایوب، ١٩:٦) ــ که ظاهراً منسوب به یکی از پسرهای اسماعیل(ع) بوده ــ یاد شده است
(پیدایش، ١٥:٢٥؛ تواریخ ایام، ٣٠:١).
تیماء در زمان سلطنت نبونید، پادشاه سلسلۀ کلدانی بابل(٥٥٦- ٥٣٨ یا ٥٣٩ قم) به
تصرف این پادشاه درآمد و به عنوان پایتخت بخش غربی امپراتوری او برگزیده شد (سگال،
٣١٦-٣١٨؛ جاسر، ٣٧٥-٣٧٦، ٣٨١-٣٨٣). در ٥٣٩ قم با بر افتادن پادشاهی بابل به دست
کورش بزرگ، سرزمینهای آن پادشاهی به تصرف هخامنشیان درآمد. تیماء در اوایل دوران
مسیحیت در قلمرو نبطیان قرار گرفت. از دورۀ استیلای نبطیان بر این شهر کتیبههای
بسیاری به زبانهای آرامی، عربی کهن تیمایی و نبطی یافت شده است (EI٢). همچنین در
شعرهای عرب جاهلی، از جمله در دیوان اِمرؤالقیس از تیماء سخن رفته است (ص ٢٥-٢٦).
در سدههای پیش از اسلام قبیلههایی از قوم یهود در این منطقه ساکن بودند. سموأل بن
عادیا، شاعر و حاکم یهودی تیماء، کاخ مستحکمی به نام ابلق الفرد در این منطقه بنیاد
نهاد (ذهبی، ٢/٤١٧؛ مسعودی، مروج...، ٢/٧٣؛ نیز نک : جاسر، ٤٠٠). شاعران عرب جاهلی
در شعرهای خود از او و کاخش بسیار یاد کردهاند (نک : امرؤالقیس، ٤٦٤- ٤٦٥؛
ابوالفرج، ١٤/٢-٣؛ نیز نک : مسعودی، همانجا، التنبیه...، ٢٢٤- ٢٢٥؛ ابن بلیهد،
١/٣٠). این کاخ تا زمان ابن خردادبه، جغرافینگار سدۀ ٣ق نیز همچنان برجا بوده است
(نک : ابن خردادبه، ١٢٨-١٢٩).
برخی از منابع برای آنکه منطقۀ تیماء از نقاط دیگر شبهجزیرۀ عربستان که عنوان
تیماء داشتند، تمیز داده شود، از آن با نام تیماء السموأل یاد کردهاند (نک :
ابنخمیس، ٩٣، ١٠٩؛ ابنبلیهد، همانجا).
در سالهای نخستین ظهور اسلام پس از فتح خیبر و وادیالقرى به دست مسلمانان، یهودیان
ساکن تیماء بیمناک شدند؛ از اینرو به پیامبر اسلام (ص) پیشنهاد صلح دادند و در
٩ق/٦٣٠م با پیامبر (ص) مصالحه کردند تا در برابر پرداخت جزیه، همچنان در تیماء
بمانند و داراییهایشان را نگه دارند (نک : واقدی، ٢/٧١١؛ ذهبی، ٢/٤٤٢؛ بلاذری،
٤٧-٤٩). دربارۀ اینکه آیا عمر در دورۀ خلافت خود (١٤-٢٣ق) یهودیان تیماء را مانند
دیگر یهودیان شبه جزیرۀ عربستان بیرون راند یا نه، روایات متفاوت است (برای آگاهی،
نک : واقدی، همانجا؛ ابن هشام، ٣/٣٧٢-٣٧٣؛ بلاذری، همانجا).
تیماء در سدههای نخستین اسلامی شهری پرجمعیت بود و در منطقهای با باغها و
نخلستانهای بسیار و آبادتر از تبوک قرار داشت و دارای حصار، مسجد جامع، عمارات
بسیار و بازار بوده است (ابنحوقل، ١/٣٤؛ مقدسی، ٢٥٢-٢٥٣؛ ابوعبید، ١/٣٣٠). اما
یاقوت در سدۀ ٧ق آنجا را منزلگاهی کوچک بر سر راه حجاج شام دانسته، و همچنین به کاخ
ابلقالفرد که در زمان او ویران بوده، اشاره کرده است (١/٧٠٩). به نظر میرسد که
افول رونق تیماء در زمان یاقوت بهسبب وقوع زمین لرزه و جنگهایی بوده که در این
منطقه رخ داده بوده است (نک : ابنقلانسی، ٣٤٣).
به گزارش جغرافینویسان سدههای نخستین اسلامی، ساکنان تیماء و پیرامون آن را
عشیرههایی از قبیلۀ طی مانند زریق، مرداس، جُوَین، صخر و بنی بحتر تشکیل
میدادهاند (همدانی، ١/١٣١؛ ابوعبید، همانجا).
١. The World… ٢. »Saudi-Arabia…« ٣. Ancient… ٤. The New…
ابن خلدون در سدۀ ٩ق به اقامت قبیلۀ بنیمالک بنعقیل که شاخهای از بنیکعب بودند،
در تیماء اشاره کرده است (٦/١١). براساس بررسیهای صورت گرفته و منابع موجود، در
سدههای
٩-١٣ق قبایل دیگری مانند تمیم، سنجاوه، التومان، اسلم و العبد نیز به تیماء مهاجرت
کردند و آنجا را تابع خاندانهایی ساختند که بر منطقۀ حائل حکومت داشتند (نک :
خزعل، ٢٩٨؛ پیرن، ٢٧٩؛ فیلبی، ١٠٤).
قبایل ساکن در تیماء پس از همبستگی با قبیلۀ بنیشمر که در منطقۀ حائل ساکن بودند،
حکومت آل رشید (١٢٥٠ق) را در آنجا تأسیس کردند، چنانکه نفوذ حکومت آل رشید تیماء
را نیز فرا گرفت (پیرن، ٢٧٣؛ فیلبی، همانجا). در همین دوره نیز خاندانی دیگر از
قبیلۀ بنیشمر در تیماء قدرت یافتند که در ١٢٥٦ق با کشتار شیوخ آلرشید در آن شهر،
حکومتی مستقل، به نام آل رمّان را تأسیس کردند (فیلبی، ١٠٥). اما محمد بن عبدالله
(١٢٨٩-١٣١٥ق)، از امیران آلرشید، واحۀ تیماء را بار دیگر بر قلمرو آن خاندان افزود
(حمزه، ٣٥٢). در ١٣٣٤ق/ ١٩١٦م عبدالکریم بن رمّان، ناصر بن عتیق، عامل آل رشید در
تیماء را به قتل رساند و خود ادارۀ امور تیماء را به دست گرفت. بدینترتیب حکومت
تیماء به خاندان آلرمان بازگشت (فیلبی، ١٠٥-١٠٦). عبدالکریم بن رمّان در پی بیرون
راندن شیوخ آلرشید از واحۀ تیماء، کاخ و دژ حکومتی خود را در آنجا بنیاد نهاد، تا
منطقه از نفوذ مدعیانی همچون آلرشید و آل سعود در امان بماند (همانجا).
در ١٣٣٩ق/١٩٢١م ملک عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فیصل (حک ١٣١٩-١٣٧٢ق) از شیوخ
آلسعود، پس از تصرف حائل و پایان دادن به حکومت آلرشید، عبدالکریم بن رمان را در
تیماء به حال خود واگذارد و اجازه داد تا به حکومت خود به صورت نیمه مستقل ادامه
دهد (فیلبی، ١٠٧). سرانجام در ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م، پس از قتل عبدالکریم بن رمان، آلسعود
بر تیماء مسلط شد (همو، ١٠٩). تیماء که در روزگار عبدالکریم بن رمان دستخوش مشکلات
اقتصادی بسیاری شده بود، در دوران حکـومت آلسعود بـه سبب واقع شـدن بـر سـر راه
اردن ـ تبـوک ـ مدینه رو به آبادانی نهاد و بر جمعیت آن افزوده شد («عربستان
سعودی»، npn.؛ EI٢).
از جملۀ کسانی که از تیماء دیدار کردهاند، جهانگردی به نام داوتی١ بود که در
١٢٩٤ق/١٨٧٧م به تیماء مسافرت کرد. او نخستین کسی بود که شرح دقیقی از واحۀ تیماء
ارائه داد. داوتی به چاه مشهور هلاج و نخلستانهای محلۀ مرکزی این واحه که با این
چاه آبیاری میشد، اشاره کرده است (جاسر، ٣٥٠، ٤١٢؛ EI٢). همچنین شارل هوبر در
١٣٠١ق/١٨٨٤م از تیماء دیدار کرد. او پس از کاوشهایی که در این منطقه کرد، به
سنگنبشتهای به وزن حدود ١٥٠ کیلوگرم متعلق به سدۀ ٦قم به زبان آرامی و خط
کنعانی کهن دست یافت. این اثر تاریخی تاکنون از ارزشمندترین سنگنبشتههای کشف شده
در عربستان است که از میان آوارهای کاخ ابلقالفرد به دست آمده است و اکنون در موزۀ
لوور نگهداری میشود (حتی، ١/٥٠؛ جاسر، ٣٥٠-٣٥٧).
مآخذ: ابن بلیهد، محمد، صحیح الاخبار عما فی بلاد العرب من الآثار، به کوشش محمد
محییالدین عبدالحمید، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس،
لیدن، ١٩٣٨م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن،
١٣٠٦ق؛ ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ ابن خمیس،
عبدالله، المجاز بین الیمامة و الحجاز، ریاض، ١٩٧٠م؛ ابن قلانسی، حمزه، تاریخ دمشق،
به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به
کوشش مصطفى سقا و دیگران، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ ابوعبید بکری، عبدالله،
معجم مااستعجم، به کوشش مصطفى سقا، قاهره، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی،
به کوشش احمد زکی صفوت، قاهره، ١٩٩٣م؛ امرؤالقیس، دیوان، بهکوشش محمدابوالفضل
ابراهیم،قاهره، ١٩٥٨م؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و
عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ پیرن، ژاکلین، اکتشاف جزیرة العرب، ترجمۀ قدری
قلعجی، بیروت، ١٩٦٣م؛ جاسر، حمد، فی شمال غرب الجزیرة، ریاض، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ حتی،
فیلیپ و دیگران، تاریخ العرب، قاهره، ١٩٥٨م؛ حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ریاض،
١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ خزعل، حسین، حیاة الشیخ محمد بن عبدالوهاب، بیروت، ١٩٦٨م؛ ذهبی، محمد،
تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ عهد عتیق؛ فیلبی،
جان، ارض الانبیاء و مداین صالح، ترجمۀ عمر دیراوی، بیروت، ١٩٦٥م؛ مسعودی، علی،
التنبیه و الاشراف، به کوشش عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ همو، مروج
الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٩٦٥م؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش
دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛
همدانی، حسن، صفة جزیرة العرب، به کوشش هاینریش مولر، لیدن، ١٨٨٤م؛ یاقوت، بلدان؛
نیز:
Ancient Near Eastern Texts, ed. J.B. Pritchard, New Jersey, ١٩٥٥; Beyer, K. and
A. Livingstone, »Die neuesten aramäischen Inschriften aus Taima«, ZDMG, ١٩٨٧,
vol. CXXXVII; EI٢; The New Bible Dictionary, ed. J.D. Douglas, Michigan, ١٩٧٠;
»Saudi-Arabia, Tayma«, Deutsches Archäologisches Institut, www.dainst.org/
index_ ٣٢٥٨_en. html; Segall, B., »The Arts and King Nabonidus«, American
Journal of Archaeology, ١٩٥٥, vol. LIX; The World Gazetteer,
www.world-gazetteer.com.
غلامرضا جمشیدنژاد اول