دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢١١
| تهانسری، جلال الدین جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢١١ |
تَهانیسَری، جلال الدین محمد بن محمود
(٨٩٤-٩٨٩ق/ ١٤٨٩-١٥٨١م) از صوفیان و مروجان طریقۀ چشتیۀ صابریه در هند، و مهمترین
مرید و خلیفۀ شیخ عبدالقدوس گنگوهی
(د ٩٤٤ق/١٥٣٧م).
تهانیسری در بلخ زاده شد و از اینرو، به تهانیسری کابلی نیز شهرت یافته است (نک :
غلام سرور، ١/٤٣٩؛ دهلوی، ٢٩١). نسب او از جانب پدر ــ قاضی محمود ــ و مادر به
خلیفۀ دوم میرسید (غلام سرور، همانجا؛ داراشکوه، ١٠١؛ شارب، ٢٥١). جلالالدین در ٧
سالگی به هندوستان آمد و در تهانیسر ساکن شد، در حالیکه حافظ قرآن بود. او در هند
به تحصیل علوم دینی پرداخت، تا آنجا که گفتهاند: در ١٧ سالگی جامع علوم ظاهری زمان
خویش گشت و مفتی شد و از آن پس به تعلیم علوم دینی پرداخت، تا آنکه به طریقۀ چشتیه
پیوست و از تدریس علوم رسمی اعراض نمود (بدائونی، ٣/٣؛ رحمان علی، ٤٠؛ عبدالحی،
٤/٧٢؛ غلام سرور، شارب، همانجاها؛ صابری چشتی، ٣٤٩).
دربارۀ چگونگی ورود تهانیسری به طریقۀ چشتیه روایتهای گوناگونی وجود دارد که
مهمترین آنها مربوط به مواجهۀ او با شیخ عبدالقدوس در تهانیسر، دگرگونی روحی او، و
سرانجام، بیعت او با شیخ و سالها شاگردی نزد وی است (داراشکوه، ١٠٢؛ شارب،
٢٥١-٢٥٢). جلالالدین نزد شیخ عبدالقدوس بسیار گرامی بود، چندانکه شیخ از میان
مریدان پرشمارش خرقۀ خلافت خود را به او بخشید (صابری چشتی، ٣٥٠؛ شارب، ٢٥٣).
تهانیسری در میان متأخران سلسلۀ چشتیۀ صابریه از جملۀ بزرگترین مشایخ به شمار
میآید و کراماتی از او نقل شده است (غلام سرور، ١/٤٤٠؛ داراشکوه، همانجا). به
علاوه، وی را در زهد و تقوى، عبادت و ریاضت، به جای آوردن فرایض و نوافل، اهتمام در
گزاردن نماز و استغراق در آن، حتى در نهایت ضعف و ناتوانی نیز، بیمانند خواندهاند
و او را جامع شریعت و طریقت دانستهاند (بدائونی، ٣/٤؛ چشتی، ١١٩١؛ غلام سرور،
همانجا؛ عبدالحی، ٤/٧٢-٧٣؛ شارب، ٢٥٤؛ داراشکوه، همانجا). تهانیسری اهل وجد و سماع
بود و عبادت، ریاضت و تهذیب نفس را مقدمۀ ضروری کشف و شهود و کرامات میدانست و بر
این باور بود که کرامات نباید توجه سالک را به خود جلب کند و او را از طی طریق باز
دارد. از سوی دیگر، بر آن بود که سالک باید پس از پرداختن به فرایض و نوافل متوجه
باطن شود، نه آنکه به کثرت نوافل و اعمال ظاهری مشغول گردد (عبدالحی، همانجا؛ غوثی
شطاری، ٥١٠؛ دهلوی، همانجا؛ رضوی، II/٢٦٤-٢٦٥). به نظر میرسد که تهانیسری مخالف
ارتباط با پادشاهان و دولتمردان نبود و بنابر منابع، وی دستکم دوبار به دربار
اکبرشاه در آگره رفت. اکبرشاه نیز او را بسیار دوست میداشت و به وی احترام
میگذاشت (ظفرالاسلام، ١٣٨؛ نظامی، ٢٢٤؛ شارب، ٢٥٣). هنگامی که اکبرشاه برای فرو
نشاندن شورش برادرش راهیکابل بود، بر سر راه برای دیدار تهانیسری به خانقاه او
رفت. دربارۀ این دیدار اکبرشاه با شیخ، و گفتوگوهای آن دو دربارۀ معارف الٰهی
حکایتهایی در منابع نقل شده است (ابوالفضل علامی، ٣/٣٤١-٣٤٢؛ رضوی، چشتی، همانجاها؛
اکرام، ٧٣-٧٤؛ مارشال، ٢٢٨).
تهانیسری در ٩٥ سالگی درگذشت و در تهانیسر به خاک سپرده شد. وی خلفای متعددی داشت
که مهمترین آنان خواجه نظامالدین تهانیسری (ه م) است (غلام سرور، دهلوی،
همانجاها؛ نظامی، ٢٢٥؛ رازی، ٣٥١).
آثـار: از تهانیسری آثاری نیز در منابع آمده است. یکی از آنها «مجموعۀ مکتوبات» او
ست که به سیاقِ مکتوباتی از پیر او، شیخ عبدالقدوس گنگوهی نوشته شده است و بخشی از
آن در پاسخ به مکتوبات شیخ او ست. ظاهراً نسخهای از این کتاب در دست نیست
(ظفرالاسلام، غلام سرور، همانجاها). دیگری رسالۀ تحقیق اراضی الهند به عربی است که
در رفع نزاع بین اکبرشاه و مردم در باب نحوۀ تصرف و مالکیت مردم و حاکم در اراضی
هند و بخشش آنها تألیف شده است (نظامی، همانجا؛ اکرام، ٧٤؛ زبیداحمد، ٩٤).
از رسالههای فارسی تهانیسری نیز یکی گلزار جلالی در موضوع عرفان و تصوف است که
نسخۀ خطی آن در دانشگاه شیرانی لاهور موجود است (بشیرحسین، ٢/٢٤٢؛ منزوی، خطی و
التین مشترک، ٣/١٨٢٤) و دیگری رسالۀ تفسیر سورۀ والتین نام دارد که نسخهای از آن
در کتابخانۀ دیوان هند نگهداری میشود (اته، I/١٠٧٥؛ استوری، I/١٧؛ نفیسی، ٣٧٥؛
مارشال، همانجا). اما مهمترین اثر تهانیسری به فارسی، رسالۀ ارشاد الطالبین او ست
که مشتمل بر ٣٥ یا ٣٧ فصل، و مبتنی بر اقوال، احوال و تعالیم شیخ عبدالقدوس در
موضوعات گوناگون تصوف، مانند اهمیت و شیوههای ذکر و مراقبه، نوع عبادات و ریاضتهای
الزامی، معرفت حق و ضرورت پیروی از مرشد است. لزوم پایبندی به شریعت و حفظ تقوا در
کنار عمل به تعالیم قرآنی، برای ورود به طریقت و رسیدن به حقیقت از دیگر مباحث این
رساله است (عباسی، ٤٥-٤٦؛ رضوی،II/٢٦٥؛ ظفرالاسلام،١٣٩-١٤١). از این اثر تهانیسری
نسخههای متعددی در کتابخانهها و موزههای پاریس، تهران و شهرهای مختلف پاکستان
یافت مـیشود (نک : بشیرحسین، همانجا؛ تسبیحی،١/٨٤؛ منزوی، خطی،٢/١٠٢٢، فهرست...،
٢/٥٥٠، خطی مشترک، ٣/١٢٤١-١٢٤٣، فهرستواره...، ٧/٥٢؛ دانشپژوه، ١٦/٨٣؛ نوشاهی،
فهرست نسخهها...، ١٩٦؛ فهرست مخطوطات...، ٤٤).
مآخذ: ابوالفضل علامی، اکبرنامه، به کوشش عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٦م؛ اکرام، محمد،
رود کوثر، لاهور، ١٩٨٦م؛ بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به کوشش احمدعلی و
کبیرالدین احمد، کلکته، ١٨٢٩م؛ بشیر حسین، محمد، فهرست مخطوطات شیرانی، لاهور،
١٩٦٩م؛ تسبیحی، محمدحسین، کتابخانههای پاکستان، اسلامآباد، ١٣٩٧ق؛ چشتی،
عبدالرحمان، مرآة الاسرار، ترجمۀ علیاصغر چشتی صابری، لاهور، ١٤١١ق؛ داراشکوه،
محمد، سفینة الاولیاء، کانپور، ١٩٠٠م؛ دانش پژوه، محمدتقی، فهرست نسخههای خطی،
تهران، ١٣٥٧ش؛ دهلوی، عبدالحق، اخبار الاخیار، دیوبند، ١٣٣٢ق؛ رازی، امین احمد، هفت
اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛ رحمان علی، محمد، تذکرۀ علمای هند، لکهنو،
١٩١٤م؛ زبید احمد، عربی ادبیات پاک و هند کاحصّه، ترجمۀ شاهد حسین رزاقی، لاهور،
١٩٧٨م؛ شارب، ظهور حسن، جدید تذکرۀ اولیائی پاک و هند، لاهور، ١٩٦٥م؛ صابری چشتی،
محمدحسن، حقیقت گلزار صابری، لاهور؛ ظفرالاسلام، «ارشاد الطالبین»، جرنل پتنه،
خدابخش اورینتل پبلک لائبریری، پتنه، ٦٩-٧٤؛ عباسی، منظور احسن، تفصیلی فهرست
مخطوطات فارسیه پنجاب پبلیک لائبریری لاهور (ضمیمـۀ ١)، لاهـور، ١٩٦٦م؛ عبدالحـی،
نزهة الخـواطر، حیدرآباد دکـن، ١٣٧٤ق؛
غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، لکهنو، ١٢٩٠ق؛ غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به
کوشش محمد ذکی، پتنه، ١٩٩٤م؛ منزوی، احمد، خطی؛ همو، خطی مشترک؛ همو، فهرست
نسخههای خطی کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٥٨ش؛ همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی،
تهران، ١٣٨٢ش؛ نظامی، خلیق احمد، تاریخ مشایخ چشت، کراچی، ١٩٧٥م؛ نفیسی، سعید،
تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛ نوشاهی، عارف، فهرست
مخطوطات کتابخانۀ نوشاهیه، اسلامآباد، ١٩٨٩م؛ همو، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ
ملی پاکستان کراچی، اسلامآباد، ١٩٨٣م؛ نیز:
Ethé, H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office,
Oxford, ١٩٠٣; Marshall, D. N., Mughals in India, London, ١٩٨٥; Rizvi, A. A., A
History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٣; Storey, C. A., Persian Literature,
London, ١٩٢٧.
طاهره توکلی