دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٠٥
| تهامه جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٢٠٥ |
تِهامه، دشتی ساحلی و پست در امتداد دریای سرخ در غرب شبه جزیرۀ عربستان. این دشت
وسیع و مستطیلیشکل از خلیج عقبه در جنوب اردن تا تنگۀ بابالمندب در جنوبیترین
نقطـۀ یمن امتداد دارد. دشت تهامـه با بیش از ٠٠٠،٢ کم درازا از شرق به رشته
کوههای سراة (با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی) و از غرب به کرانههای دریای سرخ محدود
است و پهنای آن بسته به دوری و نزدیکی کوههای سراة از دریای سرخ میان ٦٠ تا١٢٠ کم
متغیر است (زکریا، ٨٠؛ حجرییمانی، ١(١)/١٥٧). پهنای تهامه در نواحی شمالی اندک، و
در نواحی جنوبی بیشتر است (شریف، ١٩).
این دشت دارای شیب ملایمی است، به نحوی که هر چه از ساحل به سمت غرب پیش رویم، بر
ارتفاع اراضی آن افزوده میشود ( الامام…، ١٧). بیشتر سرزمین تهامه پوشیده از شن، و
آب و هوای آن بهویژه در کرانههای دریا بسیار گرم و مرطوب است. میزان رطوبت هوا در
سواحل گاهی به ٩٠٪ و دمای هوا در تابستانها به بیش از °٤٥ سانتیگراد میرسد؛ به
همین سبب، بیشتر کاروانهای بازرگانی درگذشته شبانه از این سرزمین گذر میکردند.
بارندگی در تهامه کم و نامنظم است و میانگین سالانۀ آن حدود ٢٠٠ میلیمتر است
(کحاله، ٤٨؛ باوزیر، ١٧٨؛ زکریا، ٨٢؛ الموسوعة…، ١/٧٤٢-٧٤٣). گاهی بادهایی موسوم به
سموم در این منطقه میوزد که باعث حرکت شنها و ایجاد گردبادهایی مهیب میشود
(همانجا).
کوههای رضوى، ابوقبیس، حراء (جبلالنور)، صفا، عرفات، مروه و ثبیر از جمله بلندیهای
سرزمین تهامهاند (عرام، ٣٩٦، ٤١٨-٤١٩). از کوههایی که به موازات تهامه کشیده شده
است، رودها و خشکرودهای چندی سرچشمه میگیرند که بیشتر آنها در شنزارهای این
سرزمین فرو میروند و بعضی دیگر به دریای سرخ میپیوندند (زکریا، ١٠٢؛ الموسوعة،
١/٤٠٢-٤٢٢). خاک تهامه در بعضی جاها بسیار حاصلخیز است و در آن انواع درختان خرما،
موز، انار و دیگر میوهها و همچنین انواع بنشن و غلات کشت میشود.
مردم تهامه افزون بر کشاورزی به دامداری، صید ماهی و مروارید و همچنین ساخت قایق
اشتغال دارند (نک : زکریا، ٨١، ٨٢، ١١٨، ١٣١؛ مقحفی، ١/٢٤٣-٢٤٤؛ حجری یمانی،
١(١)/١٦٢). بقایای جانداران دریایی که به فراوانی در این سرزمین یافت میشود، مؤید
آن است که تهامه در گذشتههای دور بخشی از بستر دریای سرخ بوده است و با پس رفتن آب
دریا سر از آب بیرون آورده است (زکریا، ٨٠-٨١).
سرزمین تهامه به ٣ بخش عمده تقسیم میشود: ١. تهامۀ حجاز به مرکزیت مکه در شمال؛ ٢.
تهامۀ عسیر به مرکزیت ابها در بخش میانی؛ ٣. تهامۀ یمن به مرکزیت زَبید در جنوب
(مونس، ٢٠٦، ٢١٣؛ حمزه، ١٨؛ کحاله، ١٢-١٣). تهامۀ یمن نسبت به دیگر نواحی شبهجزیرۀ
عربستان از رطوبت و گرمای بیشتر و سوزانتری برخوردار است (وهبه، ٥؛ کحاله، ٧٩).
این بخش از تهامه براساس قبایل ساکن در آن به ٤ قسمت تقسیم میشود. این تقسیمبندی
از جنوب به شمال عبارتاند از: سرزمین بنیمجید به مرکزیت شقاق؛ سرزمین اشعریها به
مرکزیت زبید؛ سرزمین عکها که پهناورترین و مهمترین بخش تهامۀ یمن به شمار میرود و
شهرهای مهمی چون باجل، بیتالفقیه و حُدیده در آن واقعاند؛ و سرزمین حکم بن سعد،
معروف به مخلاف سلیمانی به مرکزیت شهر کهن عثر (بعکر، ٣٢٣-٣٢٤).
تهامه شهرها و آبادیهای بسیاری دارد که دیرینگی بعضی از آنها به روزگار باستان
میرسد. شهرهای وَجه، مدینه و ینبع در شمال؛ مکه و جده در بخش میانی؛ جیزان
(جازان)، حدیده، بیتالفقیه، زبید و حَیس در جنوب مهمترین شهرهای این سرزمیناند
(نقشۀ عمومی...).
بعضی از آبادیهای معروف و کهن تهامه اینها ست: جَبَله که گویند نخستین آبادی تهامه
است (عرام، ٤٠٨)؛ ابواء که مدفن حضرت آمنه، مادر پیامبر اکرم (ص) در آنجا ست (همو،
٤٠٥، جم )؛ بنیسعد که پیامبراکرم(ص) در کودکی مدتی در آنجا بود (همو، ٤١٠)؛
حدیبیه که صلح معروف میان پیامبر(ص) و مشرکان در آنجا منعقد شد (همانجا)؛ جحفه در
نزدیکی غدیرخم (همو، ٤١٣؛ مقدسی، ٧٧)؛ و اُمّالعیال که از موقوفات حضرت
زهرا(ع)بوده است (عرام، ٤٠٤).
چند منطقۀ دیگر نیز در شبهجزیرۀ عربستان و کرانههای
دریای سرخ به تهامه معروفاند، مانند تهامۀ جنوبی در کرانههای دریای عرب (علی،
١/١٧٠؛ زکریا، ٨٠)، تهامۀ شرقی که جوف یا یمامه نیز خوانده میشود (عبدالرحمان،
١/١٤٥؛ زکریا، همانجا)، و تهامۀ حبشه (سواحل امروزی اریتره) در کرانههای غربی
دریای سرخ (ابن خردادبه، ١٥٥؛ ابن مجاور، ٨٣؛ هارون، ٣٧٥).
نام سرزمین تهامه که غور یا سافله نیز خوانده شده است، در لغت از ریشۀ «ت ه م» به
معنای شدت گرما و سکون هوا گرفته شده است و در اصطلاح به زمین پست با آب و هوای
ساکن اطلاق میشود (یاقوت، ١/٩٠٢؛ ابن منظور، ذیل تهم). این واژه در متون عربی
جنوبی به صورت تهمت و تهمتم به معنای «سواحل پست واقع میان کوه و دریا» آمده است و
ظاهراً با واژۀ بابلی تیامتو به معنای دریا و تیهوم عبری همریشه است (علی،
همانجا). منسوبان به این منطقه تهامی خوانده میشوند (ابنمنظور، همانجا)؛ و از
آنجا که مکه زادگاه پیامبر اسلام (ص) در تهامه واقع بود، به ایشان تهامی نیز
میگفتند (ابن خلکان، ٣/٣٨١؛ ابن عبدالمنعم، ١٤١-١٤٢).
جغرافیدانان مسلمان معمولاً تهامه را جزو اقلیم دوم (همدانی، ٤٧؛ ابن رسته، ٩٦)، و
یکی از ٥ بخش تشکیلدهندۀ جزیرة العرب برمیشمردند (همدانی، ٨٣، ٨٥؛ ابوالفدا، ٧٨)؛
اما ابن خردادبه تهامه را از نواحی اِتیوفیا (یکی از ٤ بخش آباد زمین) دانسته است
(همانجا).
پیشینۀ تاریخی: یافتههای باستانشناختی دیرینگی اقامت انسان در تهامه را به هزارۀ
٧قم میرساند ( الموسوعة، ١/٧٤٤). به نوشتۀ برخی از مورخان دورۀ اسلامی، عمالقه
نخستین مردمانی بودند که به سبب خشکسالی در یمن، راهی تهامه شدند و در آنجا اقامت
گزیدند (مسعودی، ٢/١٦١؛ ابن سعید، ١/٥٥؛ ابن خلدون، ٢/٣٠). سپس قبایل مضر، ربیعه،
ایاد و انمار ــ که همگی از فرزندان نزار بن معد بن عدنان بودند ــ در آنجا ساکن
شدند (همدانی، ٨٣؛ ابوعبید، ١/٥٧). به استناد کتیبههای باستانی یمن، تهامه در آن
روزگار از عدن تا شام در مسیر کاروانهای بازرگانی قرار داشت و همواره مورد توجه
دولتهای کهن یمن، و صحنۀ کشمکش میان آنها بود (حداد، ١/٤٦-٤٧؛ ترسیسی، ٤٦-٤٨، ٥٨).
از تاریخ سیاسی نواحی شمالی و میانی تهامه در پیش از اسلام آگاهی چندانی در دست
نیست، اما تاریخ نواحی جنوبی این سرزمین در پیوند با تاریخ پادشاهیهای سبا
(٨٠٠-١١٥قم) و حمیر (١١٥قم-٥٢٥م) بوده است. تهامۀ یمن در روزگار فرمانروایی این
خاندانها در زمرۀ قلمرو آنان به شمار میرفت (نک : حداد، ١/٨٣ بب ).
از حدود سال ٤٠٠م و پس از آن لقب «فرمانروای عربهای جبال و تهامه» در سنگنوشتههای
به دست آمده در یمن دیده میشود که مؤید چیرگی پادشاهان حمیری بر نواحی گستردهتری
از تهامه است (همو، ١/١١٨؛ پیوتروفسکی، ٧٢). در ٣٤٠م حبشیها تهامۀ یمن را به تصرف
درآوردند؛ اما دیری نپایید که در ٣٧٥م توسط حمیریان از آنجا بیرون رانده شدند
(حداد، ١/١١٥-١١٦).
در سدۀ ٦م، پس از شکسته شدن سد مأرب قبیلههای ازد به تهامه کوچ کردند (اصمعی، ٨٥)
که نامدارترین آنها قبیلۀ معروف عکّ بود (یعقوبی، ١/٢٠٤-٢٠٦؛ یاقوت، ٢/٧٧). در ٥٢٥
م، حبشیها بار دیگر به یمن حمله کردند و آنجا ــ از جمله تهامه ــ را حدود ٥٠ سال
در تصرف داشتند (زکریا، ٤٧؛ حداد، ١/١٢٤-١٢٥)، تا آنکه سیف بن ذی یزن از نسل شاهان
حمیری از خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی برای بیرون راندن حبشیان از یمن یاری جست.
انوشیروان سپاهی از ایرانیان همراه او به یمن فرستاد و این سپاه موفق به بیرون
راندن حبشیان از یمن شد (طبری، ٢/١٣٩-١٤٢).
تهامۀ یمن در آغاز حکومت ایرانیان (ابناء) بر یمن، ولایتی مستقل به شمار میرفت
(هارون، ٣٧٥) و تا ظهور اسلام تابع پادشاهان ساسانی بود (پیوتروفسکی، ٨٠) و
کارگزاری که از جانب مرزبان منطقۀ بادیه منصوب میشد، مأمور گردآوری خراج آنجا بود
(ابن خردادبه، ١٢٨).
با توجه به آنکه پادشاهان حمیری از میانههای سدۀ ٥م، جز ذونواس حمیری (حک
٥١٥-٥٢٥م) همگی پیرو آیین مسیح بودند، این دین در تهامه رواج داشت (شهاب، ٧٩-٨١؛
علی، ٢/٥٨٥). اما در کنار مسیحیت، بتپرستی نیز در تهامه پیروان بسیار داشت. از
مهمترین بتهای قبایل اشعری و عک، بتی به نام سعد (کلبی، ٣٧؛ ابن درید، ٥٦) و بتی
مسین به نام المنطبق یا المنطیق بود که معروف است پس از چیرگی مسلمانان بر تهامه و
شکستن آن بت، شمشیری درون آن یافت شد که پیامبر(ص) آن را مِخذم نامید و برای خود
نگهداشت (ابن حزم، ٤٩٤؛ ابنحبیب، ٣١٨). از دیگر بتهای مردم تهامه، ذوالخلصه در
تباله بود. این بت که از سنگ سفید ساخته شده بود، در رمضان ١٠ق توسط جریر بن
عبدالله بجلی ــ که از جانب پیامبر اکرم(ص) مأمور فتح تباله بود ــ شکسته شد (کلبی،
٣٤-٣٦؛ ابن حبیب، ٣١٧).
در ٦ ق/٦٢٧م اسلام به تهامه راه یافت (سید، ٤١) و در ٧ق گروهی از مردم قبیلههای عک
و اشعری به اسلام درآمدند و پیامبر(ص) نیز ابوموسى اشعری را به عنوان عامل خود بر
بخشی از تهامه گماشت (ابن سعد، ١/٣٤٨-٣٤٩، ٧/٤٣٤؛ شجاع، ١٧٩). در ٨ ق پیامبراکرم(ص)
خالد بن ولید را روانۀ نواحی جنوبی تهامه کرد تا مردم و قبیلههای ساکن آنجا را به
اسلام دعوت
کند؛ اما او افراد قبیلۀ بنی جَذیمه را کشت و با این کار خشم رسول اکرم(ص) را
برانگیخت. آنگاه حضرت محمد(ص)، علیبن ابیطالب (ع) را روانۀ آن سرزمین کرد تا با
پرداخت خونبهای کشتهشدگان و غرامت از آن مردم دلجویی کند (طبری، ٣/٦٦-٦٨). در ١٠ق
باذان ــ کارگزار ساسانیان در یمن ــ مسلمان شد (همو، ٣/١٥٨) و تهامه مانند دیگر
نواحی یمن به قلمرو مسلمانان افزوده شد. سپس پیامبراکرم(ص) باذان را به فرمانروایی
سراسر یمن از جمله تهامه گماشت (همو، ٣/٢٢٧-٢٢٨) و علی بن ابی طالب(ع) و تنی چند از
صحابه را برای ترویج اسلام به آن سرزمین روانه کرد (زکریا، ٤٩).
پس از رحلت حضرت رسول(ص) برخی از قبایل تهامه بهویژه عکها و گروهی از اشعریها مرتد
شدند (طبری، ٣/٣٢٠)، اما سپاهیان اسلام به سرداری عبدالله بن ابی امیة بن مغیرۀ
مخزومی و طاهر بن ابی هاله آنان را سرکوب کرد (همانجا؛ ابن حجر، ٢/٢٢٢؛ ابن اثیر،
٣/٧٣).
در زمان خلافت ابوبکر، تهامه بخشی از تقسیمات اداری شبهجزیرۀ عربستان به شمار
میرفت که شامل تهامۀ حجاز و تهامۀ عسیر تا مخلاف (استان) صعده به مرکزیت مکه بود
(مونس، ٢٠٦). پس از خلفای راشدین تهامه به عنوان بخشی از یمن زیرنظر والیان اموی و
سپس والیان عباسی اداره میشد و تا نیمۀ دوم سدۀ ٢ق از آرامش نسبی برخوردار بود (
الموسوعة، ١/٦١٥-٦١٨).
به روزگار خلافت هارونالرشید (حک ١٧٠-١٩٣ق) مردم تهامه برضد محمد بن خالد برمکی
کارگزار عباسیان در یمن شوریدند و او را از آنجا بیرون راندند. هارونالرشید برای
سرکوب شورشیان نیروهایی را به سرکردگی حماد بربری به تهامه گسیل داشت (ابومخرمه،
٢/٦٤-٦٥). در ٢٠٢ق/٨١٧م، قبیلههای ساکن تهامه بهویژه قبیلههای عک و اشعری از ضعف
دستگاه خلافت عباسی که بر سر جانشینی هارونالرشید دچار آشفتگی بود، سود جستند و سر
به شورش برداشتند. مأمون در ٢٠٣ق، به توصیۀ وزیرش فضل بن سهل، یکی از نوادگان زیاد
ابن ابیه به نام محمد بن عبدالله بن زیاد را به همراه سپاهی برای سرکوب شورشیان به
تهامه فرستاد. محمد بن عبدالله پس از تصرف تهامه در شعبان ٢٠٤، شهر زبید را به
فرمان مأمون بازسازی کرد و یا به روایتی بنیاد نهاد و آنجا را مرکز حکومت خویش
قرارداد (عمارۀ یمنی، ٤٢-٤٥) و بدینسان، نخستین حکومت نیمه مستقل در تهامۀ یمن
تأسیس شد.
حکام بنی زیاد تا حدود سال ٤١٢ق/١٠٢١م بر تهامه حکومت داشتند، تا آنکه در آن تاریخ،
بنی نجاح از بردگان حبشی دستگاه خلافت عباسی جای آنان را در تهامه گرفتند (ابی
دیبع، ٢٣٧). حکومت بنی نجاح در تهامه در ٥٥٤ ق/١١٥٩م به دست علی بن مهدی رُعینی
حمیری ــ بنیانگذار دولت بنی مهدی ــ بر افتاد (همو، ٢٥٥).
در ٥٦٩ق/١١٧٤م، تورانشـاه ایوبی ــ برادر صلاحالدین ایوبی و از ایوبیان مصر ــ
زبید مرکز حکومت بنی مهدی را تصرف کرد و به حیات سیاسی آن خاندان پایان داد (حداد،
٢/٩٣، ٩٥). تورانشاه در بازگشت به مصر، ابومیمون مبارک بن کامل کنانی را به حکومت
تمامه گماشت (همو، ٢/٩٨). حکومت ایوبیان بر یمن نیز در ٦٢٦ ق/١٢٢٩م به دست نورالدین
عمر بن علی رسولی منقرض شد و تهامه در قلمرو خاندان رسولیان یمن قرار گرفت (همو،
٢/١١٥-١١٦)؛ تا آنکه در ٨٥٨ق/١٤٥٤م، بنی طاهر جایگزین رسولیان شدند (ابن قاسم،
٢/٥٨٥-٥٨٦).
در دورۀ ملک مجاهد شمسالدین علی بن طاهر، بنیانگذار دولت بنی طاهر (حک ٨٥٨-٨٨٣
ق)، مردم تهامه در سالهای ٨٧١ق و ٨٧٥ ق برضد او شوریدند (همو، ٢/٦٠٣-٦٠٤).
ناآرامیهای تهامه در دورۀ ملک ظافر صلاحالدین عامر دوم، آخرین حاکم خاندان بنی
طاهری یمن نیز ادامه داشت (همو، ٢/٦١٧، ٦١٨، ٦٢٠)، تا آنکه در زمان او ممالیک
چَرکسی مصر بر تهامه دست یافتند. در ٩٢٣ق/١٥١٧م دولت ممالیک مصر به دست سلطان سلیم
عثمانی برافتاد؛ اما حکام چرکسی تهامه با سلطان عثمانی بیعت کردند و تا ٩٤٥ق/١٥٣٨م
که سلطان سلیمان قانونی به حکومت آنان در یمن پایان داد، بر مسند خود باقی بودند
(حداد، ٢/١٩٣).
از تهامه بزرگان بسیاری برخاستهاند که نامورترین آنان عبارتاند از: حصین بن نضله،
معروف به کاهن که در روزگار جاهلیت به بزرگ اهل تهامه شهرت داشت (ابن درید، ٤٧٤؛
ابنعبدربه، ٣/٣٤٩). ابوموسى اشعری صحابی معروف و کارگزار پیامبر(ص) در بخشی از
تهامه (ابومخرمه، ٢/١١٧؛ بعکر، ١٠٠-١٠٢). عیاض بن غنم اشعری از صحابۀ پیامبر(ص)
(همو، ١٦٤). عبدالرحمان غافقی تهامی (د ١١٤ق) از سرداران اموی و فاتح بخشی از جنوب
فرانسۀ امروزی (همو، ٢٠٣-٢٠٧؛ جرافی، ٨٨). ابوقرّه موسی بن طارق زبیدی شاگرد مالک
بن انس و مؤلف نخستین مسند حدیث در تهامه (ابومخرمه، ٢/٢٥٩-٢٦٠؛ بعکر، ٣٢٥).
عبدالرحمان ابن دیبع زبیدی مورخ و مؤلف قرة العیون باخبار الیمن المیمون و نیز بغیة
المستفید باخبار مدینة زبید (همو، ٤٦٤).
از شاعران نامدار تهامه میتوان از ابوالحسن علی تهامی (مق ٤١٦ق/١٠٢٥م) (ابن
خلکان، ٣/٣٧٨-٣٨١) و حسین بن علی قمی، معروف به ابن قم، شاعر دربار صلیحیان یمن
(عمارۀ یمنی، ١٩٤-٢٠٢) نام برد.
مآخذ: ابن اثیر، علی، اسدالغابة، به کوشش محمدابراهیم بنا و دیگران، قاهره،
دارالشعب؛ ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن،
١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابن حجـر عسقلانی، احمـد، الاصابة، قاهـره، ١٣٢٨ق؛ ابن حـزم،
علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛ ابن
خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛ ابن
خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ١٩٨١م؛ ابن خلکان، وفیات؛
ابن درید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، بغداد، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ابن
دیبع، عبدالرحمان، قرة العیون باخبار الیمن المیمون، به کوشش محمد علی اکوع، صنعا،
١٤٠٩ق/١٩٨٨م؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخـویه، لیدن، ١٣٠٩ق/١٨٩١م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛ ابن سعید مغربی، علی، نشوة الطرب،
به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ١٩٨٢م؛ ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش
عبدالمجید ترحینی، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار،
به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٤م؛ ابن قاسم، یحیى، غایة الامانی فی اخبار القطر
الیمانی، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهـره، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ ابن مجاور، یـوسف،
تاریخ المستبصر، به کـوشش ا. لوفگرن، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ ابن منظور، لسان؛ ابوعبید
بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابوالفدا،
تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛ ابومخرمه، عبدالله طیب، تاریخ
ثغر عدن، به کوشش ا. لوفگرن، لیدن، ١٩٣٦م؛ اصمعی، عبدالملک، تاریخ العرب قبل
الاسلام، به کوشش محمدحسن آل یاسین، بغداد، ١٩٥٩م؛ الامام المتوکل علیالله اسماعیل
بن القاسم، به کوشش سلوى سعد سلیمان غالبی، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ باوزیر، سعید عوض، معالم
تاریخ الجزیرة العربیة، عدن، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ بعکر، عبدالرحمان، کواکب یمنیة، بیروت،
١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ پیوتروفسکی، م.ب.، الیمن قبل الاسلام، ترجمۀ محمد شعیبی، بیروت،
١٩٨٧م؛ ترسیسی، عدنان، بلاد سبأ و حضارات العرب الاولى، بیروت، ١٩٩٠م؛ جرافییمنی،
عبدالله، المقتطف من تاریخ الیمن، به کوشش زید بن علی وزیر، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
حجری یمانی، محمد، مجموع بلدان الیمن و قبائلها، به کوشش اسماعیل اکوع، صنعا،
١٤١٦ق/١٩٩٦م؛ حداد، محمدیحیى، تاریخ الیمن السیاسی، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ حمزه،
فؤاد، قلب جزیرة العرب، ریاض، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ زکریا، احمد وصفی، رحلتی الی الیمن،
دمشق، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ سید، ایمن فؤاد، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن، قاهره،
١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ شجاع، عبدالرحمان عبدالواحد، الیمن فی صدر الاسلام، دمشق،
١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ شریف، احمدابراهیم، «الحجاز قبیل ظهور الاسلام، الموقع الجغرافی و
اهمیته»، الجزیرة العربیة فی عصر الرسول(ص) و الخلفاء الراشدین، به کوشش عبدالقادر
محمود عبدالله و سامی صقار، ریاض، ١٤١٠ق/١٩٨٩م؛ شهاب، حسن صالح، عدن فرضة الیمن،
صنعا، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ طبری، تاریخ؛ عبدالرحمان، نصرت، تعلیقات بر نشوة الطرب (نک :
هم ، ابن سعید)؛ عرام بن اصبغ، «اسماء جبال تهامة و سکانها و ما فیها من القرى»،
نوادر المخطوطات، المجموعة الخامسه، به کوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ١٩٦٨م؛ عمارۀ یمنی،
نجمالدین، تاریخ الیمن، به کوشش محمدعلی اکوع، صنعا، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ کحاله، عمررضا،
جغرافیة شبه جزیرة العرب، به کوشش احمدعلی، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ کلبی، هشام،
الاصنام، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ١٣٣٢ق/١٩١٤م؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به
کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٦٦م؛ مقحفـی، ابراهیم احمـد، معجم البلدان و القبائل
الیمنیة، بیروت، ١٤٢٢ق/٢٠٠٢م؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن،
١٩٠٦م؛ الموسوعة الیمنیة، به کوشش احمد جابر عفیف، صنعا، ١٤٢٣ق/٢٠٠٣م؛ مونس، حسیـن،
اطلس تاریخ الاسـلام، قاهـره، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ نقشۀ عمومی خاورمیانه، گیتاشناسی،
تهران، ١٣٨٢ش؛ وهبه، حافظ، جزیرة العرب فی القرن العشرین، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛
هارون، عبدالسلام، مقدمه بر « اسماء جبال تهامة…» (نک : هم ، عرام)؛ همدانی، حسن،
صفة جزیرة العرب، به کوشش محمد اکوع، صنعا، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی،
احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م. ستار عودی