دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٨٨
| توگو جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٨٨ |
توگو، کشوری در غرب افریقا. این کشور با ٧٨٥،٥٦
کمـ ٢ مساحت و ٢٣٦،٣٩٩،٥ تن جمعیت (١٣٨٥ش/٢٠٠٧م) از شمال به کشور بورکینافاسو، از
شرق به بنین، از غرب به غنا و از جنوب به خلیج گینه در اقیانوس اطلس محدود
است. توگو کشوری مستطیل شکل است و طول آن از شمال به جنوب ٥٥٠ کمـ و عـرض آن
میـان ٤٠ تـا ١٣٠ کمـ متغیر است («فرهنگ...١»؛ انکارتا٢).
از لحاظ ناهمواریها توگو را میتوان به دو بخش زمینهای پست ساحلی در جنوب که بیشتر
به صورت تالابهایی پوشیده از ساوان است و بخشهای ناهموار مرکزی و شمالی که شامل
ارتفاعاتی نهچندان بلند است، تقسیم کرد. کوه آگو، واقع در نواحی مرکزی کشور با ٩٨٦
متر ارتفاع بلندترین کوه توگو است (جعفری، ٢٠٧؛ کوک، ٢٨٣؛ انکارتا). آب و هوای آن
گرم و مرطوب و پرباران است و رودخانههای اوتی و مونو از مهمترین رودخانههای توگو
است (جعفری، همانجا؛ انکارتا).
توگو به ٥ استان سنترا، کارا، ماری تیم، پلاتی اوکس و ساوانس تقسیم میشود. بندر
لومه با ١٢٢،٧٥٦ تن جمعیت (١٣٨٥ش/٢٠٠٧م) پایتخت و مهمترین شهر توگو است («فرهنگ»؛
«شهرها...٣»، I/٧١٣).
اقتصاد توگو برپایۀ کشاورزی استوار است. ٦٦٪ از نیروی کار این کشور در بخش کشاورزی
به کار مشغولاند. مهمترین محصولات کشاورزی آن شامل کاساوا یا مانیوک (گیاهی که از
دانههای آن نوعی آرد درست میشود)، یام، ذرت، موز، نارگیل، قهوه، کاکائو و غلات
است (جعفری، همانجا؛ انکارتا). بخش معدن با فراوردههایی همچون فسفات و سنگ آهک که
برای تولید سیمان کاربرد دارد، از جایگاه خاصی در اقتصاد توگو برخوردار است. بخش
صنعت نیز از دیگر فعالیتهای اقتصادی این کشور است. مهمترین محصولات صنعتی آن سیمان،
آرد، روغن نخل و منسوجات است (همانجاها). مهمترین صادرات توگو را فلزات و سنگ
معدن که شامل انواع فسفات است و همچنین پنبه، کاکائو، قهوه، سیمان و دانههای روغنی
تشکیل میدهد. واردات آن نیز محصولات غذایی، پارچه، ماشینآلات، تجهیزات برقی،
مصالح ساختمانی و تجهیزات حمل و نقل است ( انکارتا).
مناطق مختلف توگو به وسیلۀ ٥٢٠،٧ کمـ جاده به یکدیگر متصل میشوند که ٣٢٪ آن، راه
شوسه است. راههای اصلی این کشور بیشتر از جنوب به شمال کشیده است و لومه را به
بورکینافاسو پیوند میدهد. لومه بندر اصلی این کشور است، اما انتقال فسفات از بندر
کپمه٤ نیز صورت میگیرد. توگو شبکۀ راهآهنی به طول ٥٣٧ کمـ دارد که شمال را به
جنوب متصل میکند (همانجا).
جمعیت توگو از ٣٧ گروه قومی و نژادی تشکیل میشود. مام پروسی، داگومبا، کونکومبا،
کوتوکولی، کومبا، تچام (بسری)، کابره، مینا و اِوه اصلیترین گروههای قومی این
کشورند (همانجا؛ کوک، ٢٨٤). این اقوام مختلف به دو گروه زبانی سخن میگویند: اقوام
مام پروسی، داگومبا، کونکومبا، کوتوکولی، کومبا و تچام و کابره که در شمال این کشور
به سر میبرند، به گروه زبانی گور، و اقوام مینا و اوه در جنوب به گروه زبانی کوا
سخن میگویند (همانجا)؛ اما زبان رسمی و اداری در توگو زبان فرانسوی است ( انکارتا).
٣٨٪ از جمعیت این کشور پیرو انیمیسم، ٣٤٪ از آنان مسیحی و ١٩٪ نیز مسلماناند (همانجا).
انیمیستها و مسیحیان بیشتر در جنوب، و مسلمانان در شمال این کشور سکنا دارند (کوک،
٢٨٦، ٢٨٨). مسلمانان بیشتر در شهر سوکوده که پایگاه تاریخی آنان در توگو به شمار میآید
و نیز در شهرهای سانسانه مانگو و داپانگو زندگی میکنند (همو، ٢٨٦- ٢٨٧؛ EI٢).
در ١٣٤٣ش/١٩٦٤م قاسم مِنساه از طایفۀ اوه، محمدبلّی الفوتی از طایفۀ پل، و
مامافوسِنی از طایفۀ کوتوکولی برای بالا بردن سطح فرهنگی همکیشان مسلمان خود «اتحادیۀ
مسلمانان توگو» را ایجاد کردند. پشتیبانی از دین اسلام، هماهنگ کردن اعمال مذهبی،
توسعۀ مدرسههای آموزش قرآن، ساختن مسجد و سازمان دادن سفر حج از مهمترین هدفهای
این اتحادیه است (کوک، ٢٩٠).
طریقتهای قادریه و به خصوص طریقت تیجانیه از فرقههای مذهبی در میان مسلمانان توگو
است و مسلمانان بیشتر پیرو این طریقتها هستند. البته طریقۀ ابراهیم نیاس (تربیّه)
نیز در شهر سوکوده پیروانی دارد. این طریقتها به لحاظ دارا بودن عقاید خاص از سوی «اتحادیۀ
مسلمانان توگو»، مغایر با اسلام تشخیص داده شدهاند که این امر سبب مخالفتهایی با
آنان شد. این مخالفتها در سالهای ١٩٧٠ و ١٩٧٢م موجب بروز خشونتهایی میان طرفداران
اتحادیۀ مسلمانان با پیروان ابراهیم نیاس در سوکوده شد (کوک، همانجا).
بیشتر گروههای نژادی ساکن در توگو در سدههای ١١-١٣ق/ ١٧- ١٩م به این سرزمین وارد
شدهاند. اما اوهها که بیشترین گروه قومی توگو را تشکیل میدهند، در سدههای ٥-٦
ق/١١-١٦م منطقۀ ساحلی چپ رودخانه نیجر را ترک کردند و به توگو آمدند. از دیگر
اقوامی که به این سرزمین وارد شدند، قوم مینا (گِن) بودند که در سدۀ ١٧م از غنا (ساحل
طلا) مهاجرت کردند، و در نواحی جنوبی سرزمین توگو مسکن گزیدند. همزمان با آنان
طایفۀ داگومبا نیز در شمال توگو ساکن شدند و امیرنشینکوچکی را پدید آوردند (جعفری،
همانجا؛ انکارتا؛ «دائرة المعارف...١»، II/٤٥٦).
پرتغالیها در اواسط سدۀ ٩ق/١٥م به سواحل توگو وارد شدند. در آن دوران تجارت برده در
کرانههای خلیج گینه که به خلیج برده موسوم بود، رواج داشت (همانجاها؛ ویکیپدیا٢،
«تاریخ توگو»؛ پیک، ٢٦٥؛ کرنون، I/٢١٧-٢١٨). پیش از آمدن پرتغالیها به این سرزمین
مردم آن زندگی ساده و ابتدایی داشتند. منابع تاریخی آگاهیهای چندانی دربارۀ مردم و
سرزمین توگو پیش از آمدن پرتغالیها به آنجا به دست ندادهاند (ویکیپدیا).
فرانسویها نخستینبار در ١٠٣٥ق/١٦٢٦م به این منطقه وارد شدند. سپس در ١٢٠١ق/١٧٨٧م
پایگاه آنِشو را برپا کردند، هرچند آنها به زودی آنجا را ترک کردند، اما در سالهای
١٨٦٥- ١٨٨٣م پیوسته با این منطقه ارتباط داشتند (کوک، ٢٨٥). طی این دوران توگو تحت
فشار اتحادیۀ اکوامه و پادشاهی آشانتی در غرب و همچنین پادشاهی داهومی در شرق قرار
داشت ( انکارتا). توگو در آن روزگار بخشی از ساحل بردگان بود و نخستین سرزمین شکار
برده برای اروپاییان به شمار میرفت و اروپاییان در آنجا پایگاههایی برای نگهداری
برده ایجاد کرده بودند (همانجا؛ ویکیپدیا، «تاریخ توگو»).
نخستین آشنایی مردم توگو با اسلام در سدۀ ١٢ق/١٨م صورت گرفت. در این سده گروهی از
بازرگانان و صنعتگران مسلمانِ هائوسا و اقوام پل به شمال توگو رفتند و در آنجا
مستقر شدند. این مسلمانان تا دهۀ ١٩٦٠م به عنوان غریبه تلقی میشدند. در این زمان
اوروجوبوی دوم، پادشاه توگو تحت تأثیر برادر ناتنی خود، حاج عبدالایی آپی ــ نخستین
شخصی که پیـرو حـاج عمر در طریقت تیجـانیه شد ــ اسلام آورد. پادشاه تحت تأثیر
مسلمانان فولبه که از قلمرو اقوامِ هائوسا گریخته بودند، قرار داشت و حتى میخواست
اسلام را مذهب رسمی کوتوکولیها کند؛ با این حال تودۀ مردم که پیرو انیمیسم بودند،
مقاومت میکردند. با مرگ پادشاه (ح ١٨٧٨م) انیمیستها سر به شورش برداشتند و جنگ
داخلی شروع شد، چنانکه حتى اوروجوبوی سوم پادشاه جدید، مجبور به ترک اسلام شد (کوک،
٢٨٧- ٢٨٨؛ الٰهی، ٧٣). کوتوکولیها از نخستین قبایلی بودند که اسلام آوردند. آنان
معتقدترین اقوام مسلمان شمال توگو به شمار میآیند (کوک، ٢٨٨). افزون بر آن، اهالی
ساکن در شمال این کشور که با پادشاهیهای به اسلام گرویدۀ داگومبا و مام پروسی (درغنا)
هم جوار بودند، تحت نفوذ اسلام قرار گرفتند. به این ترتیب گسترش اسلام در توگو از
یک سو به سبب توسعۀ تجارت و پراکنده شدن بازرگانان مسلمان، و از سوی دیگر نفوذ
پادشاهیهای اسلامی منطقه بود (همانجاها).
در ١٣٠١ق/١٨٨٤م گوستاو ناختیگال نمایندۀ آلمان برای تقویت منافع کشور خود در افریقا
به منطقۀ توگوویل وارد شد که حاصل آن تثبیت موقعیت دولت آلمان در بخشی از سواحل این
منطقه بود («دائرة المعارف»، II/٤٥٧؛ ویکیپدیا، «توگولند٣»). در همین سال آلمان
توگولند را که توگوی کنونی بخش شرقی آن بود و مساحت آن را تشکیل میداد، به عنوان
سرزمین تحتالحمایۀ خود بنیاد نهاد و در ١٨٩٤م آن را به متصرفات خود افزود (
انکارتا؛ ویکیپدیا، «توگولند»). در سالهای ١٨٩٧ و ١٨٩٩م طبق پیمانهایی که میان
دولت آلمان از یک سو و دولتهای فرانسه و انگلستان از سوی دیگر منعقد شد، حدود
مستعمرههای آن در منطقه مشخص شد («دائرة المعارف»، همانجا).
اشغال توگولند به وسیلۀ آلمانیها هرچند در آغاز با مقاومتهایی روبهرو شد، اما
بعدها این سرزمین به سبب پیشرفتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، مستعمرهای نمونه
شناخته شد (همانجا؛ انگلبرت، ١٠٥٨؛ کرنون، II/٥٣٢؛ مولوی، ٨٨٤, ٨٨٦).
در دوران استعمار میان کسانی که اسلام آورده بودند و انیمیستها تنشهایی وجود داشت؛
با این حال تنها به سبب پیشرفتهای اقتصادی، سرانجام اسلام پیروز شد. البته در دورۀ
استعمارزدایی نتوانست از عهدۀ همکاری با مسیحیان و انیمیستهای جنوب کشور برآید (کوک،
همانجا).
در ١٩١٤م در دوران جنگ جهانی اول نیروهای انگلیسی و فرانسوی بر نیروهای آلمانی در
توگولند پیروز شدند و طبق قراردادی در ٣٠ اوت همان سال سرزمین توگولند میان انگلیس
و فرانسه تقسیم شد. توگولند در ١٩١٩م براساس معاهدۀ ورسای تحت قیمومت جامعۀ ملل
قرار گرفت. در ١٣٠١ش/١٩٢٢م با تقسیم توگولند به دو بخش شرقی و غربی، حاکمیت قسمت
بزرگتر (توگوی کنونی) که بخش شرقی آن بود، به فرانسه، و بخش غربی آن به بریتانیا
واگذار شد. پس از جنگ جهانی دوم در ١٩٥٦م، بخش بریتانیا به مستعمرۀ دیگر آن کشور
یعنی ساحل طلا (غنای کنونی) منضم شد و در ١٣٣٦ش/١٩٥٧م با استقلال غنا این منطقه
همچنان بخشی از آن سرزمین باقی ماند («دائرةالمعارف»، همانجا؛ ویکیپدیا، «توگولند»،
«تاریخ توگو»، «غنا»). در ٢٠ اردیبهشت ١٣٣٩ش/٢٧ آوریل ١٩٦٠م توگوی فرانسه با نام
جمهوری توگو به استقلال رسید (ویکیپدیا، «تاریخ توگو»).
مآخذ: الٰهی، حسین، «اسلام در توگو»، مشکوٰة، مشهد، ١٣٦٧ش، شم ٢٠؛ جعفری، عباس،
گیتاشناسی نوین کشورها، تهران، ١٣٨٢ش؛ کوک، ژوزف، م.، مسلمانان افریقا، ترجمۀ
اسدالله علوی، مشهد، ١٣٧٣ش؛ نیز:
Afrika entsiklopedicheskiĮ spravochnik, Moscow, ١٩٨٧; Cities of the World,
Detroit, ١٩٨٥; Cornevin, R. and M. Cornevin, Histoire de l’Afrique, Paris, ١٩٧٦;
EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٥; Englebert, P., »Togo Recent History«,
Africa South of the Sahara ١٩٩٨, London, ١٩٩٨; Mulvey, R., »Togo Recent
History«, ibid; Pick, H., »Togo«, Africa a Handbook, London, ١٩٧١; Wikipedia,
en.wikipedia.org; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
پرویز امین
١. The World…
٢. Encarta…
٣. Cities …
٤. Kpémé
٥. Afrika…
١. Afrika…
٢. Wikipedia.
٣. »Togoland«