دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٧٩
| توفیق جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٧٩ |
توفیق، از مشهورترین نشریات فکاهی ایران. این
نشریه در ٣ دورۀ انتشاراتی و در طول ٥٠ سال (١٣٠١-١٣٥١ش/١٩٢٢-١٩٧٢م)، توانست با
استفاده از زبان طنز، کاریکاتورهای زنده و نقد مهمترین مسائل سیاسی ـ اجتماعی، در
قالب هفتهنامه، ماهنامه و سالنامه، مخاطبان بسیاری را در میان طبقات مختلف اجتماعی
فراهم آورد:
دورۀ اول (١٣٠١-١٣١٧ش/١٩٢٢-١٩٣٩م): به صاحب امتیازی حسین توفیق (د ١٣١٨ش)، از آبان
١٣٠١ در تهران آغاز به انتشار کرد (صدر هاشمی، ٢/١٤٤-١٤٥). در این دوره توفیق هر
دوشنبه به شکل هفتهنامه در ٤ صفحه منتشر میشد. شمارۀ نخست توفیق در شرایطی منتشر
شد که جامعۀ ایران هنوز گرفتار سردرگمی و التهاب برآمده از کودتای رضاخان (١٢٩٩ش)
بود. این شماره با سرمقالهای از حسین توفیق (دربارۀ او، نک : همو، ٢/١٤٦-١٤٧)
آغاز شد که در آن، هدف از انتشار نشریه را «پشتیبانی ]از[ عناصر صالح و پاک، برای
روشن نمودن فکر طبقۀ سوم و دفاع از حقوق آنان» عنوان میکرد (صلاحی، ٤٨). مطالب
توفیق عبارت بود از: اشعار فکاهی و اخلاقی؛ رویدادهای داخلی و خارجی، تحت عنوان
«یک مشت خبر»؛ مقالات گوناگون؛ و اعلانات مختلف (صدر هاشمی، ٢/١٤٥).
توفیق از سال پنجم، «امتیاز کاریکاتوری» را نیز به دست آورد. از این زمان، در هر
شماره، کاریکاتوری بزرگ در آن به چاپ میرسید (همو، ٢/١٤٧). در سالهای نخست انتشار
توفیق، اشعار فکاهی آن، آمیخته با نوعی نقد ملایم اجتماعی ـ سیاسی بود، اما
کوتاهزمانی بعد و از ١٣٠٤ش، اندکاندک، مطالب و اشعار توفیق ظاهراً به سبب
خودکامگی رضاشاه، از مضامین فکاهی ـ انتقادی دور، و به موضوعات ادبی نزدیک شد. صدر
هاشمی نیز با عبارت «حسین توفیق... روزنامۀ خود را از صورت فکاهی خارج و آن را
وسیلۀ ترویج ادبیات قرار داد»، بدین موضوع تصریح میکند (همانجا؛ نیز نک : صلاحی،
٥٠). این وضع از سال یازدهم (١٣١٠ش) وضوح بیشتری در نشریه پیدا کرد و تا سال
شانزدهم (١٣١٧ش) ادامه یافت. در طول این مدت، توفیق محل نشر سرودههای شاعران
معاصر، مانند پروین اعتصامی، ملکالشعرا بهار، علیاکبر دهخدا، رهیمعیری، محمدحسین
شهریار، امیری فیروزکوهی و حمیدی شیرازی شد (صدر هاشمی، همانجا؛ توفیق، عباس،
«تاریخچه...»، ١٣٦٩؛ صلاحی، ٤٩).
از آغاز سال ١٣١٧ش، بار دیگر مضامین فکاهی در نشریۀ توفیق جلوه یافت و «نکات
اخلاقی» و «مسائل اجتماعی و خانوادگی» با زبان طنز ظاهر شد (صدر هاشمی، همانجا؛
صلاحی، ٤٩-٥٠). حالت ( ٥٧ سال...، ١٦، ٥٣) انتخاب این شیوه را نتیجۀ خواست «ادارۀ
راهنمای نامهنگاری»، نهاد رسمی سانسور رضا شاهی، و مسئول آن، علی دشتی میداند. به
دنبال این امر، حسین توفیق با گرد آوردن نویسندگان نشریۀ فکاهی امید (دربارۀ آن،
نک : صدر هاشمی، ١/٢٧٧-٢٨١) که به تازگی توقیف شده بود، هیئت تحریریۀ جدیدی شکل
داد و نخستین شماره را با مضامین فکاهی نو و با کمک ابوالقاسم حالت منتشر ساخت
(حالت، همانجا؛ صلاحی، ٤٩). حکومت رضاشاه این اندازه طنز را هم تحمل نکرد (همو، ٥٠)
و توفیق را که دومین روزنامۀ پرتیراژ کشور شده بود (توفیق، عباس، همانجا)، احتمالاً
تهدیدی برای خود پنداشت. بنابراین، آن را توقیف و سال بعد (١٣١٨ش) حسین توفیق را دو
بار دستگیر کرد (حالت، همان، ٥٨-٦٠؛ توفیق، عباس، همان، ١٣٧٠؛ صلاحی، همانجا). با
درگذشت حسین توفیق در ٢٩ بهمن ماه همین سال (حالت، «محمدعلی...»، ٢٥١؛ صلاحی،
همانجا)، دورۀ اول انتشار توفیق به پایان رسید. در این دوره بسیاری از
روزنامهنگاران با توفیق همکاری داشتند (نک : همو، ٤٨-٥٢).
دورۀ دوم (١٣١٨-١٣٣٢ش/١٩٤٠-١٩٥٣م): این دوره بلافاصله با مدیریت و صاحب امتیازی
محمدعلی توفیق (د ٨ بهمن ١٣٧٠)، فرزند حسین توفیق، آغاز به کار کرد. وی با کمک
دوستان پدرش، انتشار نشریه را با همان سبک و سیاق و البته محتاطانهتر، به مدت یک
سال و نیم دیگر ادامه داد. در پی خروج رضاشاه از ایران در شهریور ١٣٢٠ (نک : همو،
٥٣)، و دگرگون شدن وضعیت سیاسی کشور، روزنامۀ توفیق وارد دورهای جدید شد که دستکم
١٢ سال به طول انجامید. در این دوره ایران شاهد حوادث سیاسیِ مهم و مؤثر گردید که
کوتاه
شدن سایۀ استبداد رضاشاهی، رشد گروههای سیاسی، اشغال ایران توسط نیروهای روس و
انگلیس، مسئلۀ آذربایجان، نهضت ملی نفت و سرانجام کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، از آن جمله
بود. این حوادث، نوعی آزادی نسبی را بر ایران حاکم ساخت و توفیق را برانگیخت تا به
عنوان یک نشریۀ فکاهی ـ سیاسی، نسبت به حوادث جامعه بیاعتنا نباشد. هیئت تحریریۀ
توفیق متأثر از فضای سیاسیِ جدید جامعه، به شیوهای افراطی، و البته بدون وابستگی
به گروههای سیاسی روی آورد (صدر هاشمی، ٢/١٤٥؛ ساتن، ٢٧٥؛ صلاحی، ٥٤). آنها در
نخستین گام، بیپروا به درج مطالبی تند برضد حکومت رضاشاه (حالت، همانجا) و نیروهای
اشغالگر روس و انگلیس پرداختند. چاپ کاریکاتوری برضد نیروهای اشغالگر در سالنامۀ
بیستمین سال چاپ توفیق در ٢ آبان ١٣٢٠ سبب شد تا تحت فشار آنان، توفیق در دورۀ دوم،
نخستین توقیف را تجربه کند؛ هرچند محبوبیت زیاد این نشریه سبب گردید که به زودی از
آن رفع توقیف شود (توفیق، عباس، همان، ١٣٧٠-١٣٧١).
در ١٩ آذر ١٣٢١، محمدعلی توفیق در محل کارش، بانک ملی بازار، دستگیر شد (روستایی،
٢/٣٣٥). اتهام وی شرکت در «کار آشوبطلبان» بود (همو، ٢/٣٣٧). ظاهراً وی به مشارکت
در حوادث ١٧ آذر ١٣٢١ تهران متهم شده بود (همو، ٢/٣٣٥؛ نیز نک : عاقلی، ١/٢٥٠؛
اطلاعات، ١). دوستان و نزدیکان توفیق تلاش بسیاری برای رهایی او انجام دادند
(روستایی، ٢/٣٣٥-٣٣٧). در این زمان روزنامۀ توفیق مانند تمام نشریات ایران، به مدت
یک ماهونیم توقیف بود (نک : صلاحی، نیز اطلاعات، همانجاها) و محمدعلی توفیق هم
در حبس به سر میبرد. ساتن معتقد است که توفیق در ١٣٢٢ش نیز به مدت دو هفته توقیف
شده بود (ص ٢٧٥).
با پیش آمدن سال ١٣٢٤ش، اوضاع سیاسی ایران پیچیدهتر شد. در این سال توفیق هم با
اوضاع پرتلاطمی روبهرو شد. اولین توقیف روزنامه در این سال، ظاهراً در بهار بود،
ولی در تیرماه توسط فرماندار نظامی تهران از آن رفع توقیف شد (نک : روستایی،
٢/٣٣٨-٣٣٩). در مردادماه، با رخداد مسئلۀ آذربایجان، توفیق به انعکاس حوادث آن
منطقه پرداخت (صلاحی، ٥٥). شاید حضورِ گستردۀ گروههای چپ و نفوذ برخی از طنزنویسان
در این نشریه مانند محمدعلی افراشته سبب شده بود که انعکاس این حوادث، بیشتر با
اهداف گروههای مذکور سازگاری داشته باشد، تا منافع ملی مردم ایران. این موضوع
احتمالاً موجب افزایش حساسیت دولت نسبت به این نشریه گردید، چنان که در مهرماه بار
دیگر توفیق توقیف شد و مسئولان آن به انتشار روزنامههای بهرام، یزدان و زندگی
پرداختند. هرچند این نشریهها هم یکی پس از دیگری توقیف شدند (همو، ٥٦).
در ٢٧ آذر ١٣٢٥، کاریکاتوری از سقوط پیشهوری در توفیق منتشر شد (همانجا) که حکایت
از تغییر موضع نشریه میکرد. در پایان بهمنماه همین سال بار دیگر این نشریه به مدت
یک هفته توقیف شد (روستایی، ٢/٣٣٩). از این سال بهبعد، جامعۀ ایران اندکاندک شاهد
قدرت یافتن اندیشۀ ملیگرایی و گسترش و قوت گرفتن گروههای ملی بود و این اندیشه در
نهضت ملی کردن صنعت نفت ایران به اوج رسید. در این سالها، توفیق خود را به صف ملیون
نزدیک ساخت و به نقد رفتار سیاسی دولتها، مانند دولت رزمآرا پرداخت که نتیجۀ آن
توقیف نشریه در آذر ١٣٣١ بود؛ چنان که مجبور شد به مدت دو ماه با نام بابا آدم
منتشر شود (توفیق، عباس «تاریخچه»، ١٣٧١؛ صلاحی، ٦٥، ٦٦). با تشکیل دولت دکتر مصدق
و اوجگیری نهضت ملی کردن صنعت نفت، توفیق کاملاً خود را با مواضع دولت هماهنگ ساخت
و به دفاع از عملکرد مصدق پرداخت و با زبان شعر و کاریکاتور، دربارۀ موضوع نفت و
ملی شدن آن برای مردم آگاهیهای سودمند داد (نک : همو، ٦٥). ملی شدن صنعت نفت، با
پایان سی امین سال انتشار این نشریه مصادف شد. بدین لحاظ توفیق در آخرین شمارۀ این
سال (٢٣ آبان ١٣٣١)، چنین سرود: بسیرنج بردم در این سال سی/که بیرون کنم وارث
دارسی (نک : توفیق، عباس، همان، ١٣٧٢).
اشارات بیپروا و طنزآمیز توفیق به دربار و عوامل آن، از این زمان شدت یافت (صلاحی،
٦٦)، اما با کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، وضع کاملاً دگرگون گردید: دفتر توفیق را آتش
زدند، و منزل مدیر آن، محمدعلی توفیق را غارت کردند و او را «به اتهام درج مقالات
مبتذل» در قلعۀ فلک الافلاک زندانی ساختند و از آنجا به خارک تبعید کردند (توفیق،
عباس، همانجا؛ صلاحی، ٦٦-٦٩؛ اسنادی...، ١/٨٨-٨٩). محمدعلی توفیق پس از آزادی دیگر
نتوانست به انتشار نشریۀ خود ادامه دهد و بدینترتیب دورۀ دوم انتشار توفیق به
پایان رسید.
مطالب این دوره شامل موضوعات جدی مانندِ اخبار جنگ جهانی و حوادث آذربایجان، و
موضوعات طنزآمیز با مضامین سیاسی دربارۀ گرانی، احتکار، توقیف مطبوعات، مجلس،
کابینه، قوای خارجی در ایران، احزاب و انتخابات بود (صلاحی، ٥٥-٥٧، ٦٣-٦٤). همکاران
توفیق در این دوره تنوع و تعددِ بیشتری داشتند. از جملۀ آنها میتوان از این
شخصیتها یاد کرد: سردبیران: ابوالقاسم حالت، پرویز خطیبی، محمدامین محمدی و حسین
توفیق (خواهرزادۀ حسین توفیق، مؤسس نشریه)؛ طنزپردازان: عباس فرات، محمدعلی
افراشته، ابوالقاسم حالت، نواب صفا، فریدون مشیری، باستانیپاریزی، ملک حجازی
(قلزم) و کریم امامی؛ کاریکاتوریستها: حسن توفیق، جعفر تجارتچی، پرویز خطیبی و
اردشیر محصص (حالت، ٥٧ سال، ٥٥؛ صلاحی، ٤٨، ٥٥-٦١، ٦٤-٦٦).
دورۀ سوم (١٣٣٦-١٣٥٠ش/١٩٥٨-١٩٧٢م): پس از یک وقفۀ چهار سال و نیمه که در طی آن فقط
کاریکاتورهای دولتی در مطبوعات چاپ و منتشر میشد، در ٢٥ اسفند ١٣٣٦، مجلۀ توفیق با
نامِ جدیدِ فکاهی به سردبیری حسن توفیق منتشر شد (همو، ٦٩؛ لطیفی، ١٤). مدتی بعد
وزارت کشور با موافقت محمدعلی توفیق، امتیاز این نشریه را به نامِ حسن توفیق کرد و
بدینترتیب، این نشریه به نامِ سابق خود بازگشت (همانجا).
در ١٤ سالِ انتشار دورۀ سوم، دولتهای حسین علا، منوچهر اقبال، شریف امامی، علی
امینی، اسدالله علم، حسنعلی منصور و هویدا بر سر کار آمدند و نیز دورههای نوزدهم
تا بیست و سوم مجلس شورا تشکیل شد (نک : شجیعی، ٤/٢٣٢-٢٣٩؛ بهنود، ٤٠٩-٥١٣). توفیق
در این دوره، نسبت به دورههای قبل با طنز و نقد بیشتری از دولت و مجلس سخن گفت و
برای تحقق این مقصود، نخست با انتقاد از کردار و رفتار شخص صدراعظم وقت، و گروه
نمایندگان دو مجلسِ شورا و سنا، و مدیران کل وزارتخانهها و سپس با تأکید بر ٣
موضوعِ نفت، فرهنگ و روغن نباتی با استفاده از شخصیتهای آفریدۀ خود مانندِ «کاکا
توفیق» (یک مرد تیزبین، صریحاللهجه و سرسخت) و «ملت» (مردی با لباس دهقانی، ساده،
زودباور و تماشاگر)، به نقدهای طنزآمیز میپرداخت (برزین، ٨٢). توفیق با این روش
توانست در انعکاس وقایع سیاسی ـ اجتماعیِ این دوران مانندِ اعتصاب معلمان، وقایع
دانشگاه و مرگ تختی، بسیار موفق جلوه نماید (لطیفی، ١٤-١٥؛ توفیق، فریده، ١٢٠، ١٤٢)
مندرجات دورۀ سومِ توفیق، شامل این مطالب بود: کاریکاتور، سرمقاله، اخبار، اشعار،
جدول، اخبار شهرستانها، قصه برای کودکان، نامه و آگهی که همگی به زبان طنز بیان
میشد (برزین، ٨٣).
از مهمترین فعالیتهای غیرمطبوعاتی دستاندرکاران توفیق، تشکیل «حزب خران»، در
مقابل احزاب فرمایشی مانند حزبِ «مردم» و «ایران نوین» بود (نک : صلاحی، ٧٠؛
توفیق، فریده، ٥٠-٦٧). سازمان اداری توفیق شامل «هیئت تحریریه» (مانندِ برادران
توفیق ــ حسن، حسین و عباس ــ ، اسدالله شهریاری، ابوالقاسم حالت، صمد بهرنگی،
کیومرث صابری، ملک حجازی، پرویز شاپور، مرتضى فرجیان و عمران صلاحی) و «هیئت
تصویریه» یا کاریکاتوریستها (مانندِ حسن توفیق، غلامعلی لطیفی، بهمن رضایی، کامبیز
درمبخش، ایرج زارع و ناصر پاکشیر) بود (صلاحی، ٧١-٧٦؛ لطیفی، همانجا).
در این دوره، توفیق مانندِ دورههای پیشین، با اقبال عمومی روبهرو شد، چنانکه
تیراژ آنرا ٣٠ هزار، و مخاطبانش را چند میلیون برآورد کردهاند (همو، ١٥). اقبال
مردم و نیز زبان تیز و طنزآمیز نشریه که روزبهروز برندهتر میگردید، سبب شد که
توفیق بار دیگر در معرض تهدید قرار گیرد (همو، ١٤-١٥). ابتدا هفتهنامۀ فکاهیِ
کاریکاتور را ــ که گفته میشود وابستگی دولتی داشت ــ مقابل آن علم کردند، ولی از
این کار سودی نبردند (نک : همو، ١٧؛ توفیق، فریده، ١٩٠-١٩١)؛ سپس شمارۀ ٤٥ سالِ ٤٩
توسط وزارت اطلاعات توقیف شد، اما با وساطت هویدا، نخستوزیر وقت، خیلی زود به
دایرۀ انتشار بازگشت (همو، ١٩٠-١٩٣).
در مرداد ١٣٥٠، شمارۀ پانزدهم توفیق «به علتِ اهانت به نخست وزیر» توقیف شد (همو،
٢٠٣، ٢١٥). نقشۀ اصلیِ دولت هویدا آن بود که با استمرار تعطیلیِ توفیق به مدت یک
سال، طبق قانون، انتشارِ آن را برای همیشه متوقف کند (همو، ١٩٦). از اینرو چاپخانۀ
توفیق را هم بستند (همو، ٢٤٦). هرچند مسئولان نشریه با چاپ چند شماره به طور
مخفیانه، کوشیدند تا در برابر دولت مقاومت کنند، اما توفیق نیافتند (همو، ٢٥٥).
سرانجام وزارت اطلاعات در مهر ١٣٥١، با استناد به قانون یاد شده، توفیق را برای
همیشه توقیف کرد (همو، ٢٥٧؛ برای آگاهی بیشتر از نظریات گوناگون دربارۀ آخرین
توقیفِ توفیق، نک : میلانی، ٣٣٣-٣٣٥؛ توفیق، عباس، « توفیق...»، ٢٨-٣٣).
مآخذ: اسنادی از مطبوعات ایران و دولت کودتا، تهران، ١٣٨٣ش؛ اطلاعات، تهران، ٣٠ دی
١٣٢١، س ١٢، شم ٥٠٧٧؛ برزین، مسعود، سیری در مطبوعات ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛ بهنود،
مسعود، از سیدضیاء تا بختیار، تهران، ١٣٦٩ش؛ توفیق، عباس، «تاریخچۀ روزنامۀ توفیق»،
دفتر هنر، نیوجرسی، ١٣٧٧ش، س ٥، شم ١٠؛ همو، « توفیق چرا توقیف شد»، کرمان، کرمان،
س ١١، شم ٣-٤؛ توفیق، فریده، روزنامۀ توفیق و کاکا توفیق، تهران، ١٣٨٣ش؛ حالت،
ابوالقاسم، ٥٧ سال با ابوالقاسم حالت (زندگینامۀ خودنوشت)، تهران، ١٣٧٠ش؛ همو،
«محمدعلی توفیق»، آینده، تهران، ١٣٧١ش، س ١٨، شم ١-٦؛ روستایی، محسن و غلامرضا
سامی، اسناد مطبوعات ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ ساتن، الول، «نشریات منتشره در بین
سالهای ١٣٢٠-١٣٢٦»، ادبیات نوین ایران، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران، ١٣٦٣ش؛ شجیعی،
زهرا، نخبگان سیاسی ایران، تهران، ١٣٧٢ش؛ صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات
ایران، اصفهان، ١٣٦٣ش؛ صلاحی، عمران، «معرفی یک نشریه»، سالنامۀ گل آقا ١٣٧٢،
تهران، ١٣٧٢ش؛ عاقلی، باقر، روز شمار تاریخ ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛ لطیفی، غلامعلی،
«تأملی در سیر ٣٧ سالۀ مطبوعات طنز»، دنیای سخن، تهران، ١٣٦٩ش، شم ٣٥؛ میلانی،
عباس، معمای هویدا، تهران، ١٣٨٠ش. علی میرانصاری