دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٧٣
| توزی جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٧٣ |
تَوَّزی، ابومحمد عبدالله بن محمد بن هارون،
راوی و لغتشناس سدۀ ٣ق/٩م. وی را گاه توَّجی و یا به اشتباه، ثَورِی نیز
خواندهاند (ابوحیان توحیدی، الامتاع، ٣/١٣؛ سیوطی، المزهر، ٢/٤٠٧؛ بغدادی، هدیه،
١/٤٤٠). نسبت وی به شهر تَوَّز (یا تَوَّج) از توابع فارس میرسد (یاقوت، بلدان،
١/٨٩٤). او از موالی قریش بود، به همین سبب گویا در روزگار خود، به قریشی نیز شهرت
داشته است (زبیدی، ١٠٦؛ یغموری، ٢١٥؛ مفضل، ٨٠؛ قفطی، ٢/١٢٦). وی با مادر ابو ذکوان
نحوی (د ٣٤١ق) ازدواج کرد. گویند ابوذکوان شعر را نزد وی فرا گرفت (یغموری، همانجا؛
ابن انباری، ١١٩؛ قفطی، همانجا).
در روزگار توزی دو مکتب ادبی بصره و کوفه به نهایت شکوفایی خود رسیده، و علمای
بزرگی در هر دو مکتب پدیدار شده بودند. او نیز در آن زمان نزد استادانی چون
ابوعبیده معمربن مثنى (د ح ٢١٠ق)، اصمعی (د ٢١٦ق)، سعید بن مسعدۀ اخفـش (د ٢١٥ق) و
ابوزیـد سعید بن اوس انصاری (د ٢١٥ق) ــ که همه پیرو مکتب بصره بودند ــ کسب علم
کرد و الکتاب سیبویه را نزد ابوعمر جَرْمی خواند (ابوطیب، ٧٥؛ ابن انباری، یاقوت،
قفطی، همانجاها) و در این دانش بدانجا رسید که در کتابهای نحو، او را در بالاترین
طبقات نهادند (ابوطاهر مقری، ٦٠؛ قس: ابوطیب، نیز قفطی، همانجاها). مبرد (د ٢٨٥ق)
نیز وی را از ریاشی (د ٢٥٧ق) و مازنی (د ٢٤٦ق) برتر دانسته، و گفته است: کس را
آگاهتر از وی در شعر ندیدم (نک : ابن انباری، یغموری، قفطی، همانجاها).
توزی سرانجام به یُمن دانش خود به دربار خلیفه واثق و مجالس ادبی او راه یافت. با
این وجود، گاه روایات حاکی از آن است که وی دچار لغزشهای لغوی و نحوی فراوان میشده
است؛ از جمله میتوان از مجلس مازنی و توزی نزد خلیفه واثق (ابوطاهر مقری، ٦٤؛
نشوان، ٤٥-٤٦)، داستان ابوحاتم سجستانی و توزی نزد سعید اخفش (نک : زجاجی،
١١٧-١١٨؛ یغموری،٩٨-٩٩؛ ابوحیـان غرناطـی، ١٦٠) یاد کـرد که به این لغـزشهـا اشاره
دارند.
گویا توزی اندکی با زبانهای فارسی و نبطی آشنا بوده است. پیدا ست که مراد از نبطی
مردم نابودشدۀ جنوب شام که پایتخت ایشان پترا بوده است، نیست؛ دانشمندان مسلمان
تمامی ساکنانِ آرامی بینالنهرین را نبطی میخواندند که زبان بیشتر آنان سریانی
بود. در روایتی آمده که به ادعای وی، هر نامی از نامهای انواع خرما که در آن حرف
باء باشد، نبطی است، مانند «بربنا» و «بارسما»، و هر اسمی که آخر آن الف و نون
باشد، فارسی است، مانند «حرکان»، «جِیسوان» و «بندادجان» (یغموری، ٢١٧).
هیچیک از منابع، توزی را شاعر نخواندهاند؛ با این همه، اشعاری چند از وی در منابع
پراکنده است (حدود ٢٠ بیت به نام او در منابعی چون ابوحیان توحیدی، البصائر...،
٢(٢)/٦٤٦؛ یغموری، ٢١٦؛ ابن حمدون، ٣٧٠٥-٣٧٠٦؛ مبرد، الفاضل، ٧٨، ٨٢، الکامل، ١/٥٠،
١١٣؛ و دیگر اشعاری که در کتاب «الاضداد» خود سروده است، مثلاً نک : ص ١٧٢ بب ).
خالد نجار در یک دو بیتی به هجو وی برخاسته است (یغموری، ٥٧؛ سیوطی، بغیة...، ٢/٦١؛
صفدی، ١٧/٥٢١).
آنچه سبب شده که نام توزی در متون ماندگار شود، روایتهای بسیاری است که از وی برجای
مانده است (مثلاً ابوالفرج اصفهانی بیش از ٢٣ بار، ابوعلی قالی حدود ٢٠ بار، یا
مبرد که بسیاری از روایتهای خود را از وی نقل کرده است، مثلاً در الفاضل حدود ١٤
بار و در الکامل ٣١ مورد) و بیشتر شامل نقل قول از استادانش چون اصمعی و ابوعبیده
معمر بن مثنى است. البته برخی از این روایتها بر اشتباهات یا عدم اطلاع استادان وی
از موضوعی دلالت دارد (مثلاً برای مجلسی که در آن مبرد، توزی و عُمارة بن عقیل گرد
آمده بودند، نک : یغموری، ٢١٦؛ ابوطاهر مقری، ٧٣-٧٤؛ ابوالفرج، ١٨/٢٠٦)؛ نیز نشان
میدهد که توزی را با ایشان مداعباتی بوده است (نک : یغموری، ١١٠؛ ابوالفرج،
٧/٢٥٣).
توزی شاگردانی داشته است که از او بسیار روایت کردهاند؛ از جمله میتوان به عثمان
بن سعید اشناندانی و بهاءالدین عسقلانی اشاره کرد (یاقوت، ادبا، ١١/٢٣١؛ مرزبانی،
٨٥، ١٢٥، ١٥٠، ١٧٣). وی در ٢٣٠ق (زبیدی، ١٠٦؛ مفضل، ٨٠؛ قفطی، ٢/١٢٦) و به روایتی
دیگر در ٢٣٨ق (ابن انباری، ١٢٠؛ یاقوت،
بلدان، ١/٨٩٤) درگذشت.
آثـار: «الاضداد»، رسالۀ کوچکی است در ٢٤ صفحه که محمدحسین آل یاسین آن را در مجلۀ
المورد (١٣٩٩ق/١٩٧٩م) به چاپ رسانیده است. توزی در این کتاب به شرح کلماتی که بر دو
معنای متضاد دلالت دارند، پرداخته است و با روایتی از ابوعبیده آغاز میشود. در این
کتاب به آیات قرآنی، شعر شاعران و دیگر شواهد لغوی نیز استناد شده است.
دیگر آثار وی که یافت نشده، اینها ست: الامثال؛ الخیل و اسنانها و عیوبها و اضمارها
و من نسب الی فرسه و سبقها (قس: ابن ندیم، ٦٣)؛ کتاب فعلت و افعلت؛ النوادر (نک :
بغدادی، ایضاح، ٢/٢٩٤، ٣٢٠، ٣٤٦؛ قفطی، سیوطی، نیز صفدی، همانجاها؛ GAS, II/٨٨,
VIII/٩٠ ).
مآخذ: ابن انباری، عبدالرحمان، نزهة الالباء، به کوشش ابراهیم سامرایی، بغداد،
١٩٥٩م؛ ابن حمدون، محمد، التذکرة الحمدونیة، لوح فشردۀ الموسوعة الشعریة؛ ابن ندیم،
الفهرست؛ ابوحیان توحیدی، علی، الامتاع و المؤانسة، به کوشش احمدامین و احمد زین،
قاهره، ١٩٤٤م؛ همو، البصائر و الذخائر، به کوشش ابراهیم کیلانی، دمشق، مکتبة اطلس؛
ابوحیان غرناطی، محمد، تذکرة النحاة، به کوشش عفیف عبدالرحمان، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛
ابوطاهر مقری، عبدالواحد، اخبار النحویین، لوح فشردۀ الموسوعة الشعریة؛ ابوطیب
لغوی، عبدالواحد، مراتب النحویین، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره،
١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش عبدالکریم عزباوی، بیروت،
١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ بغدادی، ایضاح؛ همو، هدیه؛ توزی، عبدالله، «الاضداد»، به کوشش
محمدحسین آل یاسین، المورد، بغداد، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م، س ٨، شم ٣؛ زبیدی، محمد، طبقات
النحویین، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ زجاجی، عبدالرحمان،
الامالی، به کوشش عبدالسلام هارون، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ سیوطی، بغیة الوعاة، به
کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٥م؛ همو، المزهر، به کوشش محمداحمد
جادالمولى و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش
دُرتئاکراولسکی، ویسبادن، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش
محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ مبرد، محمد، الفاضل، لوح فشردۀ الموسوعة
الشعریة؛ همو، الکامل، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاثه، قاهره،
١٣٧٦ق/١٩٥٦م؛ مرزبانی، محمد، اشعار النساء، لوح فشردۀ الموسوعة الشعریة؛ مفضل بن
محمد، تاریخ العلماء النحویین، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، جیزه، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛
نشوان حمیری، الحور العین، به کوشش کمال مصطفى، قاهره، ١٣٦٧ق/١٩٤٨م؛ یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛ یغموری، یوسف، نور القبس المختصر من المقتبس مرزبانی، به کوشش رودلف
زلهایم، ویسبادن، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ نیز: GAS.
رضوان مساح