دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٦٥
| تورفان جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٦٥ |
تورْفان، نام شهری در جادۀ ابریشم. صورتهای
دیگر این
نام در اویغوری:Turpan ، چینی: T’u-lu-fan ، ختنی: Tturpaķnä آمده است؛ همچنین در
سغدی تورفان را چینانچ گویند که صورت اصلی آن چینانچکند است.
تورفان در شرق ناحیۀ خودمختار سین کیانگ اویغور ــ که خود غربیترین ایالت چین است
ــ در ترکستان چین قرار دارد. این شهر بزرگترین ناحیۀ آباد در بخش شمالی جادۀ
ابریشم است که مساحت تقریبی آن ١٧٠ کم ، و گودترین نقطۀ آن ١٥٤ متر پایینتر از
سطح دریا ست. منطقۀ تورفان گنجینهای است از اشیاء تزیینی و متون به زبانها و خطهای
متفـاوت (نک : هارماتا، ٢٩٣؛ قریب، ١٦؛ ایرانیکا، «سفر تورفان١»، npn. ؛ «تورفان»،
.npn ؛ اِمـریک، «استقرار ایرانیـان...٢»،٢٧١ ؛ نیز نک : لوکوک،
٥١).
در اوایل سدۀ ٢قم، در ناحیۀ تورفان واقع در غرب لوپ نور و در امتداد دامنههای
شمالی سلسله جبال کونلون و آلتای، جوامع پراکندهای به روش نیمهکشاورزی و
نیمهکوچنشینی زندگی میکردند. این گروهها در مناطق اطراف، مراکز شهری
سازمانیافته و حکومتهای کوچکی تأسیس کردند. آنها در حدود ٣٦ دولتشهر بودند که یکی
از آنها جوشی در تورفان بود (یونگ، ٢٢٧).
در قلمرو حکومت جوشی، شهری به نام جیائوهه٣ ساخته شد. پادشاهی جوشی در ٤٥٠م
فروپاشید و سلسلۀ «هان» جای آن را گرفت. آنان به جای احیای جیائوهه، پادگان خود
را در گائوچانگ٤ واقع در ٤٠ کیلومتری شرق تورفان مستقر ساختند («تورفان»، npn.).
برخی از محققان به خطا پنداشتهاند که در اواخر دورۀ هان شرقی، تورفان و ناحیۀ لوپ
نور جزو قلمرو امپراتوری کوشانیان بوده است. در چین با انتقال قدرت از سلسلۀ هان به
تانگ، دوباره جیائوهه بازسازی و به عنوان مرکزی از ٥ استان گردید که همگی پایگاههای
امپراتوری سلسلۀ تانگ شدند. با ثبات نسبی ایجاد شده توسط سلسلۀ تانگ، بازرگانان
مسلمان به تدریج در شهرهای واقع در امتداد شاخۀ شمالی جادۀ ابریشم سکنا گزیدند،
چنانکه حتى امروزه نیز در پایتخت فعلی تورفان (اورومچی)، نشانههایی از دوران
زندگی مسلمانان در این ناحیه باقی است.
از آغاز سدۀ ٦ م به بعد، تورفان با فرماندهی سلسلهای چینی اداره میشد، اما پس از
شورش فرماندار محلی برضد سلسلۀتانگ، چینیها این منطقه را در ٦٤٠ م تصرف، و آن را
ضمیمۀ خاک خود کردند.
تورفان در کنار دون هوانگ یکی از مکانهای بسیار مهم در سینکیانگ چین است، زیرا
جادۀ ابریشم در دونهوانگ دو
شاخه میشد، یکی به جنوب و دیگری به شمال میرفت. شاخۀ
شمالی از طریق خطی مستقیم از دونهوانگ به تورفان میرسید. این قسمت را میتوان
سختترین بخش جادۀ ابریشم دانست، و ساربانان که اغلب سغدی یا بلخی بودند، ترجیح
میدادند با دور زدن و انتخاب راه فرعی دورتر، خود را به تورفان برسانند.
در سدۀ ٣ق/٩م، مرکز اصلی تورفان اویغور بود، اما در زمان سلسلۀ تانگ، «ایدیکوت شهر»
جای آنرا گرفت که هنوز ویرانههای آن برجا مانده است (نک : محمد جانف،
٥٧؛کنوبلوچ، ٢٢٤؛ یونگ،٢٤٦ ؛ نیز نک : واتسن،٥٤٦-٥٤٧؛ «تورفان»، .npn).
تا سدۀ ٧ق/١٣م، جمعیت منطقه اغلب مسلمان بودند. مسجدی در دو کیلومتری شرق تورفان
واقع است که نشان از سبک ساختمانهای روستایی در تورفان دارد، در حالیکه طرح دو
گنبد و منارهاش از فرهنگهای اسلامـی باختر دور وام گرفته شده است. شورش مسلمانان
اویغور در ١٢٨٣ق/١٨٦٦م منجر به تأسیس حکومت کاشغر در تورفان شد. در ١٣٣٢ش/١٩٥٣م
تورفان بخشی از ناحیۀ خودمختار اویغور جمهوری خلق چین گشت (همانجا).
تورفان به رغم کمبود آب، منطقهای حاصلخیز است. امروزه آبیاری در تورفان از طریق
شبکهای از کاریزها ست. برخی از محققان معتقدند که کاریز را ایرانیان به تورفان
معرفی کردند، اما به نظر میرسد که در دورۀ سلسلۀ هان نیز کانالهای آبیاری با
استفاده از حفر چاهها وجود داشته است (یونگ، ٢٤٢ ؛ نیز نک : «تورفان»، .npn؛
لوکوک، ٥٢-٥٣).
١.»Turfan Expeditions « ٢. »Iranian …« ٣. Jiaohe ٤. Gaochang
دربارۀ دین رایج در این منطقه باید گفت که در سدۀ ٢ق/٨م، ترکان اویغور ناحیۀ وسیعی
از آسیای مرکزی را تصرف کردند. در ١٤٥ق/٧٦٢م خاقان اویغور شهر لویانگ پایتخت شرقی
چین را گرفت و چند ماه در آنجا توقف کرد. مانویان به او نزدیک شدند و خاقان به دین
آنان گروید و از آن تاریخ مانویت دین رسمی دولت اویغور شد و تا انقراض آن دولت به
دست قرقیزها در ٢٢٥ق/٨٤٠ م دین رسمی این قلمرو وسیع باقی ماند. از این پس مانویت تا
حملۀ مغول در سدۀ ٧ق/١٣م در ترکستان شرقی در میان اویغورهای شرقی در ایالت غربی چین
و نیز نزد اویغورهای غربی و دولت کوچکی به پایتختی خوچو، نزدیک تورفان، دوام آورد.
پس از فروپاشی دولت بزرگ اویغور، چینیها به تعقیب مانویان پرداختند و در ٨٤٣ م به
موجب فرمانی دین مانی در تمام سرزمین چین ممنوع اعلام شد، گرچه کمابیش تا سدۀ
٨ق/١٤م در چین ادامه یافت (تقیزاده، مانیشناسی،١٥٦، مانی و دین او، ١٩؛
میرفخرایی، ١٨-١٩؛ ناطق، ٥٣، ١٣٣؛ نیز نک : لیو، ٢٤٠؛ کلپ، ٨٦٢).
مانویان منطقۀ تورفان را سرزمین «برگزیدگان» مینامیدند. گردیزی مینویسد: «بر درِ
عامل آنجا هر روز ٣٠٠ یا ٤٠٠ مرد گرد آیند از دیناوریان (مانویان) و صحف مانی را به
آواز بلند همـی خوانند و در پیشِ عامل آیند و سلام کنند و بازگردند (ص ٢٦٨).
قلمرو اویغورها مرکز اصلی فعالیتهای هنری و اقتصادی و نیز مرکز تبلیغ مانویت شده
بود. روحانیان مانوی که به چین میآمدند، به عنوان سفرای اویغور در کانسو یا
تورفان، طبعاً میتوانستند زمینهای مساعد برای فراخواندن مردم بومی منطقه به کیش
خود بیابند. اویغورهای مقیم کانسو به سرعت به دین بودایی گرویدند، در حالیکه
اویغورهای تورفان ترکیبی از اعتقادات مانوی، بودایی و مسیحیت نسطوری را برگزیدند
(لیو، ٢٤٠, ٢٦٦-٢٦٧).
حفریات باستانشناسی در ناحیۀ تورفان به منظور کشف فرهنگ باستانی منطقه در پایان
سدۀ ١٩ و آغاز سدۀ ٢٠م، بیشتر توسط باستانشناسان آلمانی ، ژاپنی و روسی انجام شد و
از ١٣٠٧ش/١٩٢٨م به بعد چینیها نیز به کار حفریات باستانشناسی پرداختند. حاصل این
حفاریها یافتن اشیاء و متون مختلف به زبانها و خطوط متفاوت بود (زوندرمان، npn.؛
نیز نک : یونگ، ٢٨٠-٢٨٣، ٢٩١-٢٩٦؛ ژیمین، ٢٢٤).
موفقیتآمیزترین عملیات حفاری در تورفان توسط هیئتهای آلمانی میان سالهای
١٩٠٢-١٩١٤م و در ٤ مرحله انجام شد. در این عملیات یافتههای مهمی به دست آمد که
همگی به برلین برده شد (نک : امریک، همانجا؛ لوکوک ،٢٥ ؛ برای مطالعۀ تفصیلی
عملیات حفاری، نک : ایرانیکا، همانجا).
در نتیجۀ حفریات در ناحیۀ تورفان و پس از بررسی متون به دست آمده، زبانهای ایرانی
میانه از جمله پارتی، سغدی و سکایی شناخته شدند. دربارۀ زبان ترکی کهن نیز آثار
بسیاری به دست آمد. دو گویش از یک زبان ناشناختۀ هندواروپایی نیز به دست آمد که
بعدها تُخاری «الف» و تُخاری «ب» خوانده شدند. همچنین از این حفاریها کهنترین
نمایشنامههای هندی پیدا شد و نمونههایی از نقاشی و خطاطی مانویان در کتابها و بر
روی دیوارها به دست آمد (همانجا). ارزش و اهمیت دستنوشتههای تورفان در گوناگونی
زبان، خط، محتوا و پر شمار بودن آنها ست و تنها نقص این آثار تکبرگ و پارهبودنشان
است. در میان این یافتهها که نوشتههای چند برگی یا طومارهای درازتر از یک متر به
ندرت دیده میشوند. این قطعات از ویرانههای ناحیۀ تورفان به دست آمده، و بیشترین
آنها از شهر قدیمی خوچو بوده است (میرفخرایی، ٤١-٤٥).
تورفان که از مراکز مهم تجارتی و فرهنگی جادۀ ابریشم بود، از مراکز فعالیتهای
مانویان نیز بهشمار میرفت و گروهی از مانویان از دست عربها به آنجا گریخته بودند.
یکی از نامههای مانوی رفت و آمد و سیر و سفر مبلغان مانوی را در طول جادۀ ابریشم
از تورفان ذکر کرده است. شهر خوچو از مراکز بزرگ فرهنگی و هنری تورفان است و تا سدۀ
١٠م دارای آثار مانوی، بودایی، زردشتی و مسیحی بوده است (قریب، ١٦؛ امریک،
«بوداییسم... ١»، ٩٦٠).
یافتههای باستانشناسی دربارۀ مانویت شامل قطعاتی از انجیل گمشدۀ مانی و بخشی از
ادبیات مانوی نوشته شده به فارسی میانه، پارتی، سغدی، ترکی کهن و حتى چینی است
(جکسن، ٤-٥).
متنی نیز دربارۀ کیهانشناسی مانوی یافت شده است که اطلاعات ارزندهای در اختیار
محققان قرار میدهد؛ همچنین تصویری از تخت مربوط به جشن بِما در تورفان پیدا شده
است (تقیزاده، همان، ٥٠، ٥٥؛ جکسن، ٢٢).
در کتابخانۀ یک صومعۀ ویران نسطوری در بولاییق (شمال تورفان) روایتهای سغدی انجیل،
داستانهایی از آباء کلیسا و حکایتهایی از زندگی شهدا و قدیسان مسیحی به زبان سغدی و
خط سریانی کشف شد. در یارخوتو دو متن سغدی بودایی کشف گردید که بر تداوم دین بودا
در آن سامان دلالت دارد. به لحاظ اسناد مربوط به زبانهای ایرانی ٣ منطقۀ خوچو به
نام مورتوق، سنگیم و تویوق اهمیت بیشتری دارند. در خرابههای تویوق معبد بزرگی با
چشمانداز زیبا توسط لوکوک کشف شد که از کتابخانۀ نیمهویران آن گنجینۀ گرانبهایی
از دستنویسهای مانوی، مسیحی و بودایی به دست آمد. در این میان یکی از کهنترین
نوشتههای زبان فارسی به خط مانوی توجه دنیای دانش و فرهنگ زبان فارسی را جلب کرد.
گفتنی است که بیشتر آثار کشف شده در تورفان چند سده پس از نامههای باستانی سغدی
نوشته شدهاند. نامههای سغدی مانوی بر رواج این زبان تا سدۀ ٤ق/١٠ م در ناحیۀ
تورفان گواهی میدهد. شاید سغدیان اقدام به مهاجرت دیگری در زمان ساسانیان کرده
باشند. تأثیر عمیق هنر ساسانی در آثار تورفان، بهویژه در نقاشیهای مانوی و سبک
معماری ویرانههای شهر خوچو این نظریه را تأیید میکند. در معماری تورفان ترکیبی از
عناصر ایرانی و چینی تا سدۀ ١٠ م وجود داشت (قریب، ١٦، ١٩، ٢١-٢٢؛ گابن، ٦١٦-٦١٥ ؛
واتسن، ٥٥٦).
١. »Buddhism…«
از دیگر یافتهها در تورفان میتوان به قطعاتی از شاریپوترَپرَکَرَنه، یکی از
نمایشنامههای سنسکریتِ اَشوَگهُشه، شاعر و نمایشنامهنویس بزرگ هند، اشاره کرد
(هارماتا،٢٩٠). همچنین متون چینی بسیاری در این منطقه کشف شد و در
١٩٠٠م راهبی دائویی دستنویسهای بسیاری در آنجا پیدا کرد (نک : میرفخرایی، ٦٥).
نیز ٧ قطعه به زبان بلخی در ناحیۀ تورفان یافت شده است که احتمالاً به سدههای ٧ تا
٩م تعلق دارند (نک : گرشویچ، ١٢٥٦-١٢٥٨).
مآخذ: تقیزاده، حسن، مانی شناسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٨٣ش؛ همو، مانی و
دین او، به کوشش احمدافشار شیرازی، تهران، ١٣٣٥ ش؛ ژیمین، آن، «جوامع نوسنگی بخشهای
شرقی آسیای مرکزی»، تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، ترجمۀ صادق ملک شهمیرزادی، تهران،
١٣٧٤ ش، ج ١(١)؛ قریب، بدرالزمان، مقدمۀ فرهنگ سغدی،تهران، ١٣٧٤ش؛ گردیزی، عبدالحی،
زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛ محمد جانف، ا. ر.، «اقتصاد و
نظام اجتماعی در آسیای مرکزی در دورۀ کوشان»، تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، ترجمۀ
صادق ملک شهمیرزادی،تهران،١٣٧٦، ج ٢(٢)؛ میرفخرایی، مهشید، فرشتۀ روشنی، مانی و
آموزههای او، تهران،١٣٨٣ش؛ ناطق، ناصح، بحثی دربارۀ زندگی مانی و پیام او، تهران،
١٣٥٧ش؛ هارماتا، ی.، «زبانها و ادبیات در امپراتوری کوشان»، تاریخ تمدنهای آسیای
مرکزی، ترجمۀ صادق ملک شهمیرزادی، تهران، ١٣٧٦ش، ج ٢(٢)؛ یونگ، ما و ونگ بینگهو،
«فرهنگ ناحیۀ خینجیانگ»، تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، همان، تهران، ١٣٧٨ش، ج ١(٢)؛
نیز:
Colpe,C., »Development of Religious Thought«, The Cambridge History of Iran,
vol.III(٢), ed. E. Yarshater, Cambridge, ١٩٨٣; Emmerick, R.E., »Buddhism among
Iranians«, »Iranian Settlement East of the Pamirs«, ibid, vol III(١); Gabain,
V., »Irano-Turkish Relations in the Late Sasanian Period«, ibid; Gershevitch,
I., »Bactrian Literature«, ibid, vol. III(٢); Iranica ; Jackson, A.V.W.,
Researches in Manichaeism, New York, ١٩٦٥; Knobloch, E., Beyond the Oxus :
Archaeology, Art and Architecture of Central Asia, London, ١٩٧٢; Le Coq, A.,
Buried Treasures of Chinese Turkestan, tr. A. Barwell, London, ١٩٢٨; Lieu,
S.N.C., Manichaeism in the Later Roman Empire and Medieval China, Tübingen,
١٩٨٥; »Turfan«, Archnet, www. archnet.org/library; Watson, W., »Iran and China«,
The Cambridge History of Iran, vol.III(١), ed. E. Yarshater, Cambridge, ١٩٨٣;
Yong, M. and S. Yutang, »The Western Regions under the Hsiung-Nu and the Han«,
History of Civilizations of Central Asia, ed. J. Harmatta et al., Paris, ١٩٩٤,
vol. II.
ندا اخوان اقدم