دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٥٠
| توپال عثمان پاشا جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٥٠ |
توپالْ (طوپالْ) عُثْمانْ پاشا
(١٠٧٣-١١٤٦ق/١٦٦٣-١٧٣٣م)، صدراعظم عثمانی در دوران سلطنت محمود اول بیست و چهارمین
سلطان عثمانی. تاریخ تولد او را منابع با اختلاف ١٠٧٣ و ١١٠٤ق/١٦٦٣ و ١٦٩٢م
آوردهاند (EI١; EI٢; IA, XII(١)/٤٣٩)؛ اما با توجه به آنکه او در مأموریت مصر
(١١٠٨ق/١٦٩٦م)، ٢٦ سال داشته (هامرپورگشتال، VII/٤٣٠)، تاریخ ١٠٧٣ق درستتر به نظر
میرسد.
وی در خانوادهای ترکتبار اهل قونیه، اما ساکن در «موره» زاده شد و به همین سبب به
مورهای نیز معروف گردید (دانشمند، IV/٤٧٦؛ هامرپورگشتال، همانجا؛ ثریا، ٣/٤٢٨؛
سامی، ٤/٣١٢٧). او در جوانی وارد دربار عثمانی شد و در مناصب باغبانی و ریاست
نگهبانان باغها و گذرگاههای دربار ــ که پاندول یا پاندورباشی نامیده میشد ــ
انجام وظیفه کرد (هامرپورگشتال، VII/٤٠٢-٤٠٣؛ اوزون چارشیلی، IV(٢)/٣٢١ ، نیز حاشیۀ
١؛ سامی، همانجا)؛ سپس بهتدریج ارتقای مقام یافت و به درجۀ میر میران (همانجا) و
بیگلربیگی رسید.
عثمان پاشا در مأموریت مصر و در راه دمیاط، کشتیاش مورد حملۀ دریازنان اسپانیایی
قرار گرفت و وی به اسارت آنان درآمد. او در این گیرودار زخمی شد و از این تاریخ به
توپال (لنگ) معروف گردید (هامر پورگشتال، VII/٤٣٠- ٤٣١؛ اوزون چارشیلی، همانجا)؛ از
اینروی برخی منابع از وی با عنوان اَعْرَج یاد کردهاند (ایوانسرایی، ١٨٦؛
شمعدانیزاده، I/٢٥؛ استرابادی، ٣٤١). پس از اسارت، دریازنان او را به جزیرۀ مالت
بردند. در آنجا فرمانروای جزیره که اهل مارسی بود و وَنسان آرنو١ نام داشت، با
پرداخت ٦٠٠ دوکا به دریازنان او را آزاد ساخت و با
یک کشتی فرانسوی به مصر فرستاد. وی نخست به دمیاط، و از آنجا به قاهره رفت و سپس با
ارسال ٥٠٠،١ دوکا و هدایایی دیگر به آرنو نسبت به او ادای دین کرد (هامر پورگشتال،
اوزون چارشیلی، همانجاها).
عثمان پاشا از ١١٢٦ تا ١١٤٤ق/١٧١٤ تا ١٧٣١م در مناصب و مأموریتهای گوناگون مانند
جنگ با ونیزیها در موره، تسخیر گذرگاه و شهر کورنت، فرمانداری ترخاله، اینه باختی
(بختی)، والی بوسنـی و سراسر ایالت روم ایلـی انجام وظیفه کرد (هامرـ پورگشتال،
ثریا، شمعدانیزاده، همانجاها؛ «شیخی، ٣/٧٠٥-٧١٠؛ اوزون چارشیلی، IV(٢)/٣١٢-٣٢١).
وی به عنوان والی رومایلی در مبارزه با فساد و احتکار و تثبیت قیمت ارزاق، سرکوبی
شورشیان و تأمین آرامش و آسـایش مـردم بسیار کوشیـد (شمعدانـیزاده، I/٢٥-٢٦؛ اوزون
ـ چارشیلی، همانجا؛ شیخی، ٣/٧١٠). در پی این فعالیتها و ابراز لیاقت، در ١٩
ربیعالاول ١١٤٤ق/٢١ سپتامبر ١٧٣١م به صدراعظمـی برگـزیده شـد (هامر پورگشتـال،
VII/٤٣٢؛ اوزون ـ چارشیلی، IV(٢)/٣٢٣؛ دانشمند، ثریا، همانجاها؛ زامباور، ١٧٣).
دوران صدارت او دیری نپایید و در ١٥ رمضان همان سال از مقام خود معزول شد و بیآنکه
مورد غضب پادشاه قرار گیرد و یا اموالش مصادره شود، به ترتیب به حکومت طرابوزان،
ارزروم، تفلیس، و سپس به سرعسکری سپاه عثمانی در جبهۀ جنگ با ایران و مقابله با
نادرشاه برگزیده شد (دانشمند، IV/٢٣, ٤٧٦؛ هامر پورگشتال، VII/٤٣٣؛ اوزون چارشیلی،
همانجا؛ لاکهارت، ٦٤، نیز حاشیۀ ١).
در جریان محاصرۀ بغداد از سوی نادر (استرابادی، ٣٤٠- ٣٤١؛ برای شرح این جنگ، نک :
لاکهارت، ٢٦٨-٢٧٤؛ هدایت، ٨/٥٣٧ بب ؛ فسایی، ١/٥٢٢- ٥٢٥)، اگرچه توپال عثمان در
آغاز پیروز شد (دانشمند، IV/٢٣، شم ١٢)، لیکن در نبردی دیگر در ١١٤٦ق/١٧٣٣م در
نزدیکی کرکوک از ایرانیان شکست خورد و پس از اسارت سرش از تن جدا گردید (اوزون
چارشیلی، IV(٢)/٣١٥؛ لاکهارت، ٧٤). نادر جنازۀ او را با احترام به بغداد فرستاد و
با نظارت عبدالکریم افندی که زندانی بود، به خاک سپرده شد (همانجا؛ لانگریگ، ١٤٥).
برخی از مآخذ آرامگاه او را در کرکوک (اوزون چارشیلی، IV(٢)/٣٢٥؛ IA, XII(١)/٤٤٢) و
حتى در شهرزور (همانجا؛ سامی، ٤/٣١٢٧) دانستهاند.
از آنجا که وی در ایام اسارت توسط امیری فرانسوی آزاد شده بود، نسبت به فرانسویان و
دولت فرانسه احساسات دوستانه داشت (اوزون چارشیلی، IV(١)/٢٣٢). یکی از اقدامات مهم
او در دوران صدارت بازسازی دستۀ قدیمی خمپارهچی بود (شاو، ١/٤١٦-٤١٧) و این کار
بهوسیلۀ یک نجیبزادۀ فرانسوی بهنام کنت بُنوال که اسلام آورده، و نام احمد گرفته
بود، به اجرا درآمد. وی در مقام خمپارهچی باشی به اصلاح و تکمیل سازمان توپخانۀ
سپاه عثمانی پرداخت و حتى آموزشگاه مهندسی به نام «هندسهخانه» بنیاد نهاد (نک :
ه د، ٧/٢٢-٢٤).
از اعضای مشهور خاندان عثمان پاشا، باید از پسر او راتب عثمان پاشا که داماد سلطان
احمد سوم و قاپودان (کاپیتان) دریا (دریا سالار) بود (دانشمند، IV/٥٧٥-٥٧٦)، همچنین
از نوهاش به نام عثمان پاشا مدرس (ایوانسرایی، همانجا) یاد کرد. نامق کمال، شاعر
نامآور عثمانی نیز به خاندان عثمان پاشا منتسب است، و عثمان پاشا جد بزرگ او محسوب
میشود (دانشمند، IV/٤٧٦؛ «مکاتبات...١»، III/٧١).
مآخذ: استرابادی، محمدمهدی، درۀ نادره، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٤١ش؛ ثریا،
محمد، سجل عثمانی ( تذکرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣١١ق؛ سامی، شمسالدین،
قاموس الاعلام، استانبول، ١٣١١ق؛ شاو، ا.ج. و ا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و
ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ شیخی محمدافندی، وقایع الفضلاء
(ذیل الشقائق النعمانیة)، به کوشش عبدالقادر اوزجان استانبول، ١٩٨٩م؛ فسایی، حسن،
فارسنامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛ هدایت، رضاقلی، ملحقات
روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ نیز:
Ayvansarâyî, H. H., Mecmuâ-i tevârih, ed. F.Ç. Derin and V. Çabuk, Istanbul,
١٩٨٥; DâniԴmend, İ.H., Osmanlı tarihi kronolojisi, Istanbul, ١٩٧٢; EI١; EI٢; IA;
Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣; Lockhart,
L., Nadir Shah, London, ١٩٣٨; Longrigg, S. H., Four Centuries of Modern Iraq,
Beirut, ١٩٦٨; Namik Kemal’in hususî mektuplari, ed. F. A. Tansel, Ankara, ١٩٧٣;
Գem’dânî-zâde, S., Mür’i’t-tevârih, ed. M.M. Aktepe, Istanbul, ١٩٧٦;
UzunçarԴılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢-١٩٨٣; Zambaur, E., Manuel de
généalogie et de chronologie, Hanovre, ١٩٢٧.
علیاکبر دیانت
١. Namik Kemal…