دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٣٥
| تنوخی، عبد الله جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٣٥ |
تَنوخی، عبدالله بن امیر علمالدین سلیمان (٨٢٠-٨٨٤ق/ ١٤١٧ـ١٤٧٩م)، از شخصیتهای
ممتاز دروزیه، مشهور به الامیر السید.
تنوخیان گروهی از قبایل یمنی بودند که پیش از اسلام و پس از مهاجرت به بحرین و
ادغام با قبایل دیگر، به تنوخی معروف شدند (حمزه، ١٥). مهاجرت آنها همچنان ادامه
داشت، چنان که در سدۀ ٣م به صورت پراکنده به شام و عراق رسیدند، اما در شهرهای
لاذقیه و اشواف (جبل لبنان) متمرکز شدند (همو، ٧؛ برای سیر مهاجرت و استقرار آنها
در بلاد مختلف نک ، همو، ١٥-٣٨).
پس از گذشت دورۀ دعوت و توقف ترویج تعالیم دروز که مسئولیت آن بر عهدۀ امام و
نمایندگان او بود، دورۀ ديگری از مذهب دروز شکل گرفت که در آن علمای دینی وظیفه
داشتند تا در کنار تأکید بر امر به معروف و نهی از منکر، تعالیم مذهبی را برای
اعضای جامعۀ دروز شرح و تفسیر کنند. تنوخی از مهمترین مشایخ این دوره به شمار
میرود (بعینی، ١٠٤-١٠٥). در سدۀ ٩ق جامعۀ دروزیان توانستند برای زمانی آرامش سیاسی
و اجتماعی را تجربه کنند؛ بخش مهمی از موفقیتهای تنوخی در تهذیب و پاکسازی عقاید
دروز حاصل همان شرایط بود (ابوصالح، ١٢٠-١٢١؛ نیز نک : کرد علی، ٢/١٩١؛ برای
برداشتی دیگر از شرایط اجتماعی لبنان، نک : نصر، ١٢٠).
منابع مربوط به زندگی تنوخی معدود است. دو سند اصلی دربارۀ زندگی وی در دست است:
یکی کتاب السید عبد الله التنوخی تألیف ابوعلی مرعی، شاگرد تنوخی (برای نشانی نسخۀ
خطی اثر، ﻧﻜ : خوری، شم ٩٦٩) و دیگری بخشی از کتاب صدق الاخبار تألیف حمزة بن احمد
بن عمر معروف به ابن سباط (د پس از ٩٢٦ق). هرچند ابن سباط خود در کودکی تنوخی را
ملاقات کرده بود، اطلاعات مربوط به زندگی تنوخی را از طـریق روایـات پدرش، شهـاب
الـدین احمـد بن سبـاط ــ کـه از شاگردان وی بود ــ نقل کرده است (یزبک، ٦١٢؛ ابو
عزالدین، ٢٢٨).
تنوخی در عبیه، از مناطق جبل لبنان زاده شد. کودکی بیش نبود که پدر را از دست داد.
وی با حمایت مادر شروع به خواندن قرآن کرد و در همان ایام برای یادگیری علوم دینی و
حدیث به اطراف سفر میکرد ( ابن سباط، ٨٧٨). تنوخی همچنان که بزرگتر میشد، از
نزدیکان خود که به کارهای حکومتی اشتغال داشتند، کناره میگرفت (همو، ٨٧٩). بعدها
هم زمانی که ریاست دینی دروزیان را بر عهده داشت، دیگران را از اشتغال به
کار حکومت باز میداشت (همو، ٢/٨٩٣).
ثمرۀ ازدواج تنوخی با عایشه، دختر امیر سیفالدین ابوبکر از امرای تنوخی، ٣ پسر و
یک دختر بود که همگی پیش از مرگ پدر در گذشتند (همو، ٨١٤؛ شدیاق، ٢٣٢؛ زهرالدین،
٢٠٤-٢٠٥؛ بدوی، ٢/٦٤٦).
تنوخی مدت ١٢ سال در محلۀ شاغور دمشق به مطالعه و تعلیم گذراند. وی در پی اختلافاتی
که با یکی از مشایخ دمشق داشت (زهرالدین، ٢٠٥)، و نیز به درخواست اهالی عبیه تصمیم
به بازگشت به زادگاه خود گرفت و در آنجا به تعلیم و ارشاد مشغول شد (زعبی، ٧٠). او
طی مطالعاتش شروع به جمعآوری شرحها و تفاسیر قرآن، سیر، آثار فقهی و کتب لغت همچون
صحاح جوهری کرد و بدینترتیب توانست کتابخانهای شخصی فراهم آورد که گزارشی از آن
در دست است (ابن سباط، ٨٨٠؛ یزبک، ٦٢٢).
تنوخی دستور عمران مساجد و برپایی نماز جماعت را داد، بر قرائت قرآن اصرار میورزید
و در مجالس درس خود افزون بر تفسیر قرآن و شرح احکام فقهی، بیشتر به تعالیم صوفیان
اهل سنت میپرداخت (ابن سباط، ٨٨٠ ـ ٨٨١، ٨٩٢). به نظر میرسد او با چنین اقداماتی
میکوشید تا جامعۀ دروزیان را از نظر اعتقادی به اهل سنت نزدیک کند. تنوخی برای
مسیحیان لبنان هم شخصیت شناخته شده و قابل احترام بود؛ او بخشی از املاک خود را به
فقرای مسیحی ساکن منطقه بخشید (زعبی، ٧٢؛ یزبک، ٦١٠).
در منابع حدود ٣٧ تن از شاگردان تنوخی را نام بردهاند که بیشتر آنها از جبل لبنان
بودند (بدوی، ٢/٦٥٢). پس از مرگ تنوخی، سیفالدین ابوبکر بن زنگی، عموزادۀ تنوخی
که سخت مورد توجه او بود، زعامت دروزیان را بر عهده گرفت (ابنسباط، ٨٤٦-٨٤٧؛ حمزه،
١٣٨؛ زعبی، ٧٣-٧٤). آرامگاه وی همواره مورد توجه دروزیان بوده است. برای نمونه در
١٧٨٩م به دعوت بشیر جنبلاط، دروزیان در همایشی برای چاره اندیشی رفع مشکلات جنگ
ناپلئون با عثمانیان در کنار آرامگاه وی اجتماع کردند. مزار او امروزه مسجد جامع
عبیه است و همچنان زیارتگاه مؤمنان دروزی به شمار می رود (بدوی، ٢/٦٤٨؛ بعینی،
٢٠١).
آثـار: تألیفات چندی از تنوخی باقی مانده که از مهمترین آنها ست: ١. شروحات الامیر
السید، که چند شرح بر مجموعۀ رسائل الحکمة، رسائل مقدس دروز است. تنوخی بر حدود ١٤
رساله از مجموعۀ ١١١ تایی رسائل دروز شرح نوشته است که بیشتر موضوعات اخلاق، آداب و
معاملات را شامل میشود (بدوی، ٢/٦٤٩ - ٦٥٢). ٢. سیاسة الاخیار فی شرح کمالات النبی
المختار. این اثر که برخی آن را شامل دو کتاب جداگانۀ سیاسة الاخیار و شرح کمالات
النبی المختار میدانند، دربارۀ ذکر شمایل پیامبر اکرم(ص) است (همو، ٢/٦٤٩). ٣.
اللغة العربا، معجم لغت عربی است که با ترتیب الصحاح جوهری تنظیم شده است. نسخهای
از آن در کتابخانۀ تیموریه نگهداری می شود (همو، ٢/٦٤٨-٦٤٩).
مآخذ: ابن سباط، حمزه، تاریخ، به کوشش عمر عبد السلام تدمری، طرابلس، ١٤١٣ق/١٩٩٣م؛
ابوصالح، عباس و سامی مکارم، تاریخ الموحدون الدروز السیاسی فی المشرق العربی،
بیروت، ١٩٨١م؛ ابوعزالدین، نجلا، الدروز فی التاریخ، بیروت، ١٩٩٠م؛ بدوی،
عبدالرحمان، مذاهب الاسلامیین، بیروت، ١٩٧٣م؛ بعینی، حسن امین، جبل العرب، بیروت،
١٩٨٥م، حمزه، ندیم نایف، التنوخییون، بیروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ خوری، یوسف، المخطوطات
العربیة الموجودة فی مکتبة الجامعة الامیرکیة فی بیروت، بیروت، ١٩٨٥م؛ زعبی، محمد
علی، الدروز، ظاهرهم و باطنهم، کویت، ١٩٧٢م؛ زهرالدین، نایف، مناهل الحکماء و
الاولیاء و مآثر الاعلام الموحدین، بیروت، ١٩٩٧م؛ شدیاق، طنوس، اخبار الاعیان فی
جبل لبنان، به کوشش فؤاد افرام بستانی، بیروت، ١٩٧٠م؛ کرد علی، محمد، خطط الشام،
بیروت، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛ نصر، مرسل، الموحدون الدروز فی الاسلام، بیروت، ١٤١٧ق/١٩٩٧م؛
یزبک، یوسف ابراهیم، «ولی من لبنان»، المشرق، بیروت، ١٩٥٩م، ج ٥٣. مسعود تاره