دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٠٠
| تمیم داری جلد: ١٦ شماره مقاله:٦١٠٠ |
تَمیمِ داری، ابورقیه تمیم بن اوس بن خارجۀ
داری لخمی، صحابی پیامبر(ص) و پیشگام فرهنگ قُصّاص در تاریخ اسلام. وی از داریّون
قبیلۀ لَخم بود و نسبت داری بر همین اساس است (ابن قتیبه، المعارف، ١٠٢؛ ابن رسول،
٣٢-٣٣)، اگرچه برخی به سبب پیشینۀ نصرانیت او، نسبت داری را مربوط به حضور او در
دیر دانستهاند (سمعانی، ٥/٢٨٢؛ نیز نووی، ١(١)/ ١٣٨). تمیم و برادرش ابوهند (بسوی،
٢/١٦٢؛ ابن حبان، ٣/٤٠) در شمار معدود داریون پراشتهار هستند (نک : ابوعبید آجری،
٢/٢٤٣؛ ابن ابیعاصم، الآحاد...، ٥/١٠-١١). ظاهراً تمیم فرزند ذکور نداشته است
(همانجا؛ ابن حزم، ٤٢٢) و به همین مناسبت کنیۀ او را
ابورقیه آوردهاند (نک : قلقشندی، ٥/٤٣٣). وی مدتی ام فَروه، خواهر ابوبکر را در
نکاح خود داشت (ابن حبیب، ٤٥٢؛ ابن قتیبه، همان، ١٦٨).
تمیم پیش از اسلام آوردن بر دین نصارا و مردی بازرگان بود و در یثرب (مدینه) سکنا
داشت (ابن عبدالبر، ١/١٩٣). وی به اقتضای پیشۀ خود بسیار سفر میکرد و سفرهای
دریایی بسیاری به شام داشت (بیهقی، ٣/١٥٤). شاید به همین سبب کرنکوف احتمال داده
است او فردی متمول بوده باشد (ص ٥٣١). تمیم در ٩ق/ ٦٣٠م اسلام آورد و در مدینه نزد
پیامبر(ص) و دو خلیفۀ پسین بماند. پس از کشته شدن عثمان به شام رفت و در ٤٠ق/٦٦٠م
از دنیا برفت (نک : ابن حجر، ٢١/ ٣٩؛ ذهبی، سیر...، ٢/ ٤٤٨). آنچه در منابع دربارۀ
تمیم داری آمده است، شخصیت وی را با دو منظر تاریخی و فرهنگی قابل بررسی مینماید:
الف ـ منظر تاریخی: اگر آن دسته از روایات را که با رویکردی اسطورهای ـ تاریخی به
چگونگی اسلام آوردن تمیم اشاره کرده، و حضور فرشتهای را برای نمایاندن برخی
واقعیات بر تمیم یاد کردهاند (ابن کثیر، البدایة...، ٢/ ٢٧٨؛ قس: مجلسی، ٢٢/٤٧)،
به کناری نهیم، باید گفت تمیم داری پس از غزوۀ تبوک همراه با گروهی از لخمیان در
سال وفود (٩ق/٦٣٠م) نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و با پیشکش نمودن اسبی درخور به آن حضرت
اسلام آورد (بلاذری، ٦٣٨؛ طبری، تاریخ، ٣/٨٧).
تمیم داری پس از اسلام آوردن، دو قریۀ حبرون و عینون در منطقۀ فلسطین را از حضرت
محمد(ص) درخواست کرد. اگرچه مسلمانان هنوز بر آن سرزمین دست نیافته بودند، اما
پیامبر(ص) آن دو را به اقطاع به وی داد (ابن سعد، ٧/٢٨٦) و این امر در روایات به
عنوان یکی از آیندهنگریهای پیامبر گرامی یاد شده است (قس: بلاذری، ١٧٦، که مسجد
ابراهیم را هم به این قطیعه افزوده است؛ نیز کرنکوف، ٥٣٠). جالب توجه آن است که در
این میان تمیم برای این اقطاع از پیامبر(ص) طلب مکتوبی میکند و رسول اکرم(ص) نیز
با اطمینان از آینده، چنین نوشتهای را که دال بر مالکیت تمیم و خاندان او بر آن
سرزمین است، به وی میدهد (نک : ابویوسف، ٢٣٤-٢٣٥؛ ابن عساکر، ١١/٦٧- ٦٨). موضوع
این نامه توجه بسیاری کسان را به خود جلب کرده، و حتى برخی از شرقشناسان در صحت آن
تردید نموده، و با ارائۀ دلایلی آن را از برساختههای سدههای پسین دانستهاند
(وات، ١١٢؛ کرنکوف، ٥٣١). اما به هر روی در سدههای میانی کسانی همچون صفدی (١٠/
٤٠٨) و مجیرالدین حنبلی (٢/٨١-٨٢) از نسخۀ موجود این نوشته خبر دادهاند. قلقشندی
با نگاهی ادبی به این نامه، آن را از نخستین نمونههای دیوان انشا یاد کرده است
(١/٩١).
پس از فتح سرزمینهای شام، خلفای وقت با پذیرش صحت اهدای این قطیعه از سوی
پیامبر(ص)، تمیم و خاندان وی را مالک آن سرزمین شناختند (ابن منظور، ٥/٣١٢ بب ).
تمیم پس از کشته شدن عثمان، مدینه را به قصد شام ترک کرد (ابن سعد، همانجا). در
برخی منابع به امارت وی بر بیتالمقدس اشاره شده است (طبرانی، مسند...، ١/٤١). ذهبی
در سدۀ ٨ ق اختیار آن سرزمین را در دست خاندان تمیم یاد کرده است (نک : همان،
٢/٤٤٣). موضوع این اقطاع اسباب تألیف آثاری در این زمینه را به وجود آورد که از
میان آنها میتوان به آثاری چون الفضل العمیم فی اقطاع تمیم از جلالالدین سیوطی و
القول القویم فی اقطاع تمیم از نجمالدین محمدبن احمد غیطی (د ٩٨١ق؛ حاجیخلیفه، ٢/
١٢٧٩؛ بغدادی، هدیه، ٢/٢٥٢، الایضاح، ٢/٢٥١) اشاره کرد.
ب ـ جایگاه فرهنگی:
١. تمیم صحابی: تمیم چون اسلام آورد، صحبت پیامبر(ص) را غنیمت شمرد و نزد آن حضرت
بماند (نک : وات، همانجا، که این ملازمت را قابل تأمل دانسته است). اگرچه به سبب
وفات رسول اسلام(ص) این صحابت چندان نپایید، اما میزان روایات تمیم از پیامبر(ص) کم
نیست. «مسند تمیم» در برخی از مجموعههای روایی گرد آورده شده و در نگاهی کلی
میتوان گفت بیشتر روایات وی از رسول گرامی، در موضوعات اخلاقی، و مواظبت بر نماز و
قرآن است. افزون بر برخی از کتابهای صحاح (نک : مسلم، ١/٧٥؛ ابن ماجه،
٢/١٣٥٤-١٣٥٥؛ ترمذی، ٩/ ١٠٩-١١١؛ نسایی، ٧/١٥٦-١٥٧)، تقریباً در غالب مجموعههای
حدیثی روایات او قابل دسترسی است (مثلاً احمدبن حنبل، ٤/١٠٢ بب ؛ دارمی، ٢/٤٦٢؛
نیز مزی، تحفة...، ٢/١١٥-١١٩). در میان راویان تمیم که خود در طبقۀ چهارم گنجانده
شدهاند (همو، تهذیب...، ٤/٣٢٧)، نام بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین مشاهده
میشود. ابن عباس، ابوهریره، عطاءبن یزید، ابن سیرین، عبدالله بن عمر و
ابوعبدالرحمان موسی بن نصیر در شمار راویان او هستند (نک : ابن ابی حاتم،
١(١)/٤٤٠؛ نووی، مزی، همانجاها).
تمیم در نقلی، از سفر دریایی پررمز و رازی به برخی جزایر ناآشنا سخن به میان آورده
که دجال و جَسّاسه (ه م م) در آن جزایر دیده شده بودهاند؛ بر پایۀ نقل روات،
پیامبر اکرم(ص) نیز خبر را به روایت تمیم برای جماعت نقل میکند. این روایت حضرت از
تمیم در مباحث علمالحدیث از نمونههای نادر در روایت کبار از صغار است که در
بیشترینۀ آثار روایی نیز دیده میشود (مسلم، ٤/٢٢٦٢-٢٢٦٤؛ ابن ماجه، همانجا؛ ابن
راهویه، ٥/٢٢٠-٢٢١؛ ابونعیم، ٦٧ بب ؛ نووی، ١(١)/١٣٨).
این خبر که موضوعات جالب توجهی را دربر داشته، توجه بسیاری کسان را به خود جلب
کرده، و اسباب تألیف آثاری در این زمینه گشته است که از آن جمله میتوان به کتاب
اِفحام المُماری باخبار تمیم الداری از شهابالدین احمدبن محمد مقدسی (د ٧٦٥ق) و
الضوءالساری فی معرفة خبر تمیم الداری از مقریزی (د ٨٤٥ ق؛ حاجیخلیفه، ١/١٣٢، ٢/
١٠٨٨؛ بغدادی، هدیه، ١/١١٢، ١٢٧) اشاره کرد. همچنین حکایة تمیم الداری الانصاری به
فارسی که آقابزرگ آن را معرفی و از وجود نسخهای پر از اغلاط نزد خود یاد کرده
(٧/٥٢)، از همین دست است. در همین موضوع با رویکرد حدیثی و نگاه روایت «اکابر از
اصاغر» ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم وراق بغدادی معروف به منجنیقی (د ٣٠٤ق) در کتابی
با عنوان روایة الاکابر عن الاصاغر، به این گونه از روایات پرداخته که روایت نبی
اکرم(ص) از تمیم را هم نمونهای از آن دانسته است (نک : حاجیخلیفه، ١/٩١٤).
به نظر میرسد تمیم داری به سبب سفرهای فراوان تجاری که داشته، آزموده و دارای برخی
تواناییهای شخصی بوده است. توجه او به دستهای از موضوعات و امکان بهرهبرداری از
تجربیات پیشین سبب شده است تا نام او در موضوع «اوایل» آورده شود. بر پایۀ نقل برخی
منابع روایی اهل سنت، زمانی که پیامبر گرامی اسلام در اواخر عمر خود از خستگی
ایستاده سخن گفتن برای مردم ابزار ناخرسندی نمود، تمیم چارهساز مشکل گشت. او که
پیشترها در شام نمونۀ منبر را دیده بوده، پیشنهاد ساخت آن را داد و پس از ساخته
شدن منبر، پیامبر(ص) برای نخستینبار بر منبر رفته، نشسته، سخن گفت (ابن سعد،
١/٢٥٠؛ ابن کثیر، البدایة، ٦/١٠٠؛ ابن حجر، ٢/٣٣٠؛ قلقشندی، ١/٤٢١). همچنین در
منابع آمده است که تمیم در بازگشت از یکی از سفرهای تجاری خود، چراغی که با موادی
سوختنی چون نفت روشن میشد، با خود آورد (قرطبی، ٢١/٢٧٤). بر همین اساس در منابع،
او نخستین کسی معرفی شده که در مسجد چراغ افروخت و منبر ساخت (ابن اثیر، ١/٢١٥؛
برای انتساب شگفتانگیز اولین دادرسی به وی، نک : ابن حجر، ٢١/ ٣٩).
٢. تمیم زاهد: منابع متقدم تمیم داری را از عابدان و زاهدان صحابه یاد کردهاند
(سمعانی، ٥/٢٨٢؛ ابن جوزی، ١/ ٧٣٨-٧٣٩). به نظر میرسد تمیم به خواندن نماز و تلاوت
قرآن کریم شوق وافر داشته است. انبوهی از روایات مروی از او پیرامون این دو مبحث
است (نک : دارمی، ٢/٤٦٢، جم ؛ مبارکفوری، ٢/٣٨٤). روایتی پرتداول از او در این
باره که نماز نخستین عمل از اعمال انسان است که محاسبه میشود (نک : ابن ابی شیبه،
٢/٢٩٦، ٧/٢٢٦، جم ؛ طبرانی، الاوایل، ٥٠)، نشانگر میزان اهمیت این فریضه نزد او
ست. شیوۀ عملکرد او در این امر نیز گاه چنان به افراط میگـراییده که کسی همچـون
عمر را به نهـی وا میداشتـه است (ابن شاهین، ٢٣٧؛ طبرانی، المعجم...، ٢/ ٥٨-٥٩؛
هیثمی، ٢/٢٢٢). او حتـى برای نماز خوانـدن، حله و ردایی خـاص تهیه نمـوده بوده است
(ابن قتیبـه، عیـون...، ١/٢٩٧؛ ابن حبـان، ٣/٤٠).
توجه تمیم به پایداری در تلاوت قرآن به ویژه با تهجد بسیار از شاخصههای یادکردنی
وی بوده است (ابن اثیر، همانجا)؛ تا آنجا که گویند چون شبی به غفلت از تهجد
بازمانده، خود را نکوهیده، و سالی را به بیداری گذرانده بوده است (ابن منظور،
٥/٣٢٠)؛ یا عنان از کف دادن او به هنگام رسیدن به آیۀ ٢٠ سورۀ جاثیه (ثعالبی، ٥/
٢٠٨؛ سیوطی، ٦/٣٥) بیانگر زهد و رقت قلب شدید او ست. ختم قرآن در رکعتی از نماز
(ابن حبان،
ابن جوزی، همانجاها) و یا در یک شب (ابن جوزی، همانجا) و سخنانی از این دست را حتى
اگر اغراقآمیز هم بدانیم، بازتاب واقعیتی از شخصیت تمیم است. دور نیست آن دسته از
روایاتی که در شمار ٤ کس از نخستین گردآورندگان قرآن کریم، به نام تمیم به عنوان
پنجمین اشاره کردهاند (ابن سعد، ٢/٣٥٦؛ بسوی، ١/٤٨٧؛ ابن منظور، ٥/ ٣١٩)، متأثر از
همین روایات بوده باشند. در نهایت آنکه جایگاه زهد او در اندیشهها چنان بوده است
که حتى در سدۀ ٩ق شهابالدین احمدبن محمد موصلی عالم حنبلی (د ٨٧٠ ق) اثری تحت
عنوان تحفةالساری الى زیارة تمیم الداری تألیف کرده است (بغدادی، هدیه، ١/١٣٢).
٣. تمیم قاصّ: تمیمداری را نخستین فرد از قُصّاص یاد کردهاند. روایات فراوانی
وجود دارد مبنی بر اینکه در دورۀ پیامبر اکرم(ص)، ابوبکر و اوایل عصر عمر قصاص وجود
نداشتهاند (ابن شبه، ١/١٠-١٢). در دورۀ عمر، تمیم بارها از او اجازه خواست تا برای
مردم قصه و وعظ گوید، و خلیفه هر بار ناخرسندی خود از این امر را ابراز میداشت؛
این ناخشنودی عمر در منابع بازتاب گستردهای دارد (نک : صنعانی، ٣/ ٢١٩؛ طبرانی،
همانجا). شاید این دلیل تمیم که منظور از قصه و وعظ، گونهای از تبیین نهی از منکر
و امر به معروف است (ذهبی، تاریخ...، ٦١٦)، سبب شده است تا در نهایت، عمر این اجازه
را به تمیم بدهد، و او در مسجد رسول(ص) ایستاده به این امر بپردازد
(ابن شبه، ١/١١؛ ابن ابی عاصم، المذکر...، ٦٣؛ ذهبی، سیر، ٢/٤٤٧). اینکه برخی از
مستشرقان همچون سویتمن (ص ٣٧) پنداشتهاند تهماندههای اندیشۀ مسیحی تمیم در آراء
و عقاید اسلامی تأثیر گذارده، احتمال دارد ناظر به همین بُعد شخصیتی او بوده باشد.
در پایان باید به دستهای از روایات اشاره کرد، مبنی بر اینکه تمیم و برادرش در طی
اتفاقاتی که در یکی از سفرهایشان رخ داده است، در امانتی خیانت روا داشتهاند.
داوری میان ایشان و خانوادۀ امانت گذارنده به پیامبر(ص) واگذار میشود؛ تمیم که در
آن زمان هنوز اسلام نیاورده بود، شهادت به دروغ میدهد و
این شهادت سبب تضییع حق صاحبان مال میشود. اما پس از مسلمان شدن، وی به خیانت و
شهادت دروغ خود اقرار میکند (ابویعلى، ٤/ ٣٣٨-٣٣٩؛ ترمذی، ١١/١٨٢ بب ؛ راوندی،
١/٤١٧، ٤٢٣). مفسران ابن رخداد را سبب نزول آیۀ ١٠٦ سورۀ مائده(٥) دانسته، ذیل این
آیه به این موضوع میپردازند (مثلاً طبری، تفسیر،٧/١٥٦ بب ؛ جصاص، ١/ ٣٩٩؛ واحدی،
١٤٢ بب ؛ ابنجوزی، ٢/٣٣١؛ قرطبی، ٦/٣٤٥؛ ابن کثیر، تفسیر، ٢/١١٦؛ سیوطی، ٢/٣٤١
بب؛ قمی، ١/ ١٨٩؛ طوسی، ٤/٤١؛ طبرسی، ٣/٤٤٤). پرداختهای مفسران به این رخداد
همچنین در تفسیر و تبیین آیات ٢٨٢-٢٨٤ سورۀ بقره(٢) با استشهاد به آیۀ ١٠٦ مائده
نیز مشاهده میشود (جصاص، ٢/٦١٣ بب ). گفتنی است برخی از آراء، نظریات و آنچه در
زندگی تمیم روی داده، همچون قضیۀ امانت و خیانت، و موضوع قطیعۀ وی در شام، توسط
فقیهان مذاهب گوناگون در سدههای بعد مورد توجه قرار گرفته، و از آنها در برخی آراء
فقهی بهرهبرداری شده است (نک : ابن برکه، ٢/ ٣٢٩؛ بسیوی، ٤/٦؛ قلیوبی، ٣/١٣٤؛ ابن
قدامه، ٢/١٩٤؛ مجلسی، ١٠٤/٣٢٢-٣٢٣).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن،
١٣٧١ق؛ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، بیروت، ١٤٠٨ق؛ ابن ابی عاصم، احمد، الآحاد و
المثانی، به کوشش باسم فیصل احمد جوابره، ریاض، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ همو، المذکر و التذکیر
و الذکر، به کوشش خالدبن قاسم رداوی، ریاض، ١٤١٣ق؛ ابن اثیر، علی، اسدالغابة،
قاهره، ١٢٨٠ق؛ ابن برکه، عبدالله، الجامع، به کوشش عیسى یحیى بارونی، عمان،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن جوزی، علی، صفة الصفوة، به کوشش محمود فاخوری و محمد رواس
قلعهجی، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛
ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ق؛ ابن حجر
عسقلانی، احمد، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفة للطباعة والنشر؛ ابن حزم، علی، جمهرة
انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن راهویه، اسحاق، المسند، به کوشش عبدالغفور
عبدالحق حسین برد بلوسی، مدینه، ١٤١٢ق/١٩٩١م؛ ابن رسول، عمر، طرفة الاصحاب، به کوشش
سترستن، بیروت، ١٩٩١م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، به کوشش محمد عبدالقادر عطا،
بیروت، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ ابن شاهین، عمر، ناسخ الحدیث و منسوخه، به کوشش سمیر زهیری،
مکتبة المنار، ١٤٠٨ق؛ ابن شبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد
شلتوت، بیروت، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی،
قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت،
١٤١٥ق؛ ابن قتیبه، عبدالله، عیون الاخبار، بیروت، ١٣٤٣ق/١٩٣٥م؛ همو، المعارف، به
کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابن قدامه، عبدالله، المغنی، بیروت، دارالفکر؛ ابن
کثیر، البدایة والنهایة، به کوشش علی محمد معوض و دیگران، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
همو، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٤٠١ق؛ ابن ماجه، محمد، السنن، به کوشش محمدفؤاد
عبدالباقی، بیروت، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ ابن منظور، محمد، مختصر تاریخ دمشق، به کوشش مأمون
صاغرجی و احمد حمامی، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابوعبید آجری، محمد، سؤالات ابی عبید
الآجری لابی داود، به کوشش عبدالعلیم بستوی، مؤسسة ریان، ١٤١٨ق/١٩٩٧م؛ ابونعیم
اصفهانی، احمد، دلائل النبوة، به کوشش محمد محمد حداد، ریاض، ١٤٠٩ق؛ ابویعلى موصلی،
مسند، به کوشش حسین سلیم اسد، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابویوسف، یعقوب، الخراج، بیروت،
١٣٩٩ق؛ احمدبن حنبل، مسند، قاهـره، ١٣١٣ق؛ بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش
اکرم
ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ بسیوی، علی، الجامع، عمان، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ بغدادی،
الایضاح؛ همو، هدیه؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع،
بیروت، ١٩٨٧م؛ بیهقی، احمد، السنن الکبرى، بیروت، دارالفکر؛ ترمذی، صحیح، همراه
عارضة الاحوذی ابن عربی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ ثعالبی، عبدالرحمان،
تفسیر، به کوشش عبدالفتاح ابوسنه و دیگران، بیروت، ١٤١٨ق؛ جصاص، احمد، احکام
القرآن، بیروت، ١٤١٥ق؛ حاجیخلیفه، کشف؛ دارمی، عبدالله، السنن، دمشق، مطبعة
الاعتدال؛ ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، عهد الخلفاء الراشدین، به کوشش عمر عبدالسلام
تدمری، بیروت، ١٠٤٧ق/١٩٨٧م؛ همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران،
بیروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛ راوندی، سعید، فقه القرآن، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠٥ق؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ سیوطی، الدر المنثور، جده،
١٣٦٥ق؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش ژاکلین سوبله و علی عماره، ویسبادن،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به کوشش حبیبالرحمان اعظمی، بیروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ طبرانی، سلیمان، الاوائل، به کوشش محمد شکوربن محمود حاجی امریر،
بیروت، ١٤٠٣ق؛ همو، مسندالشامیین، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت، ١٤٠٩ق/
١٩٨٩م؛ همو، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، موصل، ١٩٨٤م؛ طبرسی، فضل،
مجمع البیان، بیروت، ١٤١٥ق؛ طبری، تاریخ؛ همو، تفسیر، به کوشش صدقی جمیل عطار،
بیروت، ١٤١٥ق؛ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، ١٤٠٩ق؛
قرآن مجید؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ١٤٠٥ق؛ قلقشندی، احمد، صبح
الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ قلیوبی، احمد، «حاشیة على کنز الراغبین»، حاشیتا...،
بیروت، ١٤١٧ق؛ قمی، علی، تفسیر، به کوشش سیدطیب جزایری، قم، ١٤٠٤ق؛ مبارکفوری،
محمد، تحفة الاحوذی، بیروت، ١٤١٠ق؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، ١٣٨٩ق؛
مجیرالدین حنبلی، الانس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل، عمان، ١٩٧٣م؛ مزی، یوسف، تحفة
الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرفالدین، بیروت، المکتب الاسلامی؛ همو، تهذیب الکمال،
به کوشش بشارعواد معروف و شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ مسلم بن حجاج، الصحیح،
به کوشش محمدفؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥م؛ نسایی، احمد، السنن، به کوشش عبدالفتاح
ابوغده، حلب، المطبوعات الاسلامیه؛ نووی، محییالدین، تهذیب الاسماء واللغات،
بیروت، دارالکتب العلمیه؛ واحدی نیشابوری، علی، اسباب النزول، قاهره، ١٣٨٨ق؛ هیثمی،
نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ نیز:
Krenkow, F., »The Grant of Land by Muħammad to Tamīm Ad-Dārī«, Islamica, ed. A.
Fischer ١٩٢٥, vol. I; Watt, M. W., Muhammad at Medina, Karachi, Oxford
University Press; Sweetman, J. W., Islam and Christian Theology, London/Redhill,
١٩٤٥.
فرامرز حاجمنوچهری