دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٩٦
| تمیم بن ابی بن مقبل عجلانی جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٩٦ |
تَمیمِ بْنِ اُبَیِّ بْنِ مُقْبِلِ عَجْلانی، ابوکعب (یا ابوحُرة) (د نیمۀ سدۀ
١ق/٧م)، شاعر مخضرم عرب، از اصل قیس بن عیلان. نه تاریخ تولدش معلوم است، نه تاریخ
وفاتش. برخی وی را به اشتباه ابناُبی مقبل گفتهاند (نک : ابنحبیب،
«کنیالشعراء...»، ٢٨٩؛ ابنقتیبه، ١٠٦). نیز دو کنیه برای او ذکر کردهاند: ابوکعب
(نک : ابنحبیب، همانجا؛ ابوعبید، سمط...، ١/ ٦٨؛ صفدی، ١٠/٤١٦) و ابوحرّه (نک :
ابندرید، ١٢؛ قس: سکّر، ٦٣). از این دو کنیه چنین برمیآید که او احتمالاً
فرزندانی به نامهای کعب و حره داشته است (نیز نک : حسن، ٧). شاعر یکجا در دیوان
ناتوانی خویش را به نحوی صمیمی با حره بازگفته است (ص ٧٢ بب ). میدانیم که تمیم
از یک چشم نابینا بوده (ابنقتیبه، صفدی، همانجاها)، و خود به این نقیصه اشاره کرده
است (نک : ص ٧٦).
تمیم به سنت جاهلیان، دهماء همسر پدر خویش را به زنی گرفت، اما در عصر اسلام، حکم
به جدایی آن دو دادند (نک : همو، ٢٦٧؛ ابنحبیب، المحبر، ٣٢٦). وی ظاهراً از اسلام
ناخشنود و گریزان بود و با آنکه مسلمان شده بود، همچنان بر اهل جاهلیت و آن
روزگاران مویه میکرد (نک : ابنسلام، ١/١٥٠؛ صفدی، همانجا؛ نیز مضمون بعضی از
اشعار او، چون: ص ١٣٢، ١٣٨، ١٤١).
از برخی روایات چنین برمیآید که او در کهنسالی و پس از جدایی از دهماء، با
سُلَیمى دختر عَصَر عُقَیلی ازدواج کرده است (نک : ابنقتیبه، همانجا). ابنرشیق
وی را صاحب ١٠ فرزند شاعر دانسته که نامهایشان را نیز آورده است و مادرش را دختر
شاعر بزرگ امیة بن ابیصلت پنداشته است (٢/ ٣٠٨). گویند که او دختری نیز به نام ام
شریک داشته که گاهی ابیات پدر را تفسیر و شرح میکرده است (نک : ابوعبید،
معجم....، ١/١٣١).
در کار سیاست، تمیم به عثمان (مق ٣٥ق/٦٥٦م) گرایش داشت و پس از قتل وی، او را رثا
گفت و فریاد انتقام سر داد (نک : ص ١١-٢١)؛ همچنین در جنگ صفین، جانب امویان را
گرفت (نک : سکر، همانجا؛ حسن، ٨) و قصیدهای در جواب و
رد نجاشی ــ کـه معاویـه را هجا گفتـه بود ــ سرود (نک : ص ٣٣٥-٣٣٦).
گویند که وی حدود ١٢٠ سال بزیست (نک : ابنحجر، ١/١٩٥؛ بغدادی، ١/٢٣١)، اما منابع
معاصر در تاریخ مرگ او همداستان نیستند؛ سزگین مرگ او را اندکی پس از ٧٠ق/٦٩٠م
(II/٢٤٨ GAS,)، سکر حوالی ٤٢ق/٦٦٢م (همانجا) و بلاشر پس از قتل عثمان در بیش از ١٠٠
سالگی (II/٢٧٧) دانستهاند.
شعر تمیم: پیرامون استعداد شعری و ارزیابی سرودههای این شاعر، داوریهای موافق و
مخالف و گاه سطحی بسیار است. مثلاً ابنسلام جمحی (د ٢٣١ق) وی را شاعری برجسته و
نیکو خوانده، و در طبقۀ پنجم شاعران جاهلی نهاده است (١/١٤٣، ١٥٠)، اما سزگین
(همانجا) این طبقهبندی را نادرست میداند. اصمعی او را از شاعران طراز اول عرب
نمیداند (ص ١٢؛ نیز
نک : مرزبانی، ٧٣)؛ اما به عکس گویند که اخطل (د ح ٩٢ق) وی را شاعرترین شاعران
میپنداشته است (نک : ابن رشیق، ١/٩٧).
بیگمان در اشعار تمیم هیچ قصیدهای یافت نمیشود که بتوان قاطعانه از صحت آن به
همان شکل که نقل شده، اطمینان داشت؛ با این حال، کتابهای لغت و ادب عرب چون جمهرة
اللغة
ابن درید، لسان العرب ابنمنظور، خزانةالادب بغدادی و جز آن مشتمل بر شواهدی از شعر
وی در مسائل لغوی است. اشعار او توسط گروهی از لغویان مشهور چون ابوعمروشیبانی،
اصمعی، ابنسکیت و طوسی گردآمده است (نک : ابنندیم، ١٧٨). آنگاه ابوعبدالله محمد
بن مُعَلَی ازدی در سدۀ ٣ ق دیوان او را شرح
کرد (GAS, II/٤٢٩)؛ سپس ابوعلی قالی (د ٣٥٦ق) آن را به اندلس برد (ابنخیر، ٣٩٧).
در ١٣٨١ق/ ١٩٦٢م عزت حسن به چاپ دیوان در دمشق همت گماشت. احمد توریک هم در آنکارا
(١٣٨٦ق/١٩٦٧م) و مجید طواد (همراه با شرح) در بیروت (١٤١٨ق/ ١٩٩٨م) آن را منتشر
کردند.
وصف، فخر و غزل، مضامین اصلی شعر تمیم است. وی در اشعار خود به توصیف بادیه، اشیاء
و حیوانات محیط پیرامون خویش میپردازد؛ همچنین شجاعت، کرم، امانتداری، میگساری،
قمار، اقتدار و چیرگی قبیلۀ خود را میستاید و بدان ویژگیها مباهات میکند. شهرت
اصلی او در وصف قِدْح (= تیرقمار) است و ذکر قدح وی مَثَل گشته است (نک : ثعالبی،
٢١٨؛ عوفی، ٣٧٣؛ بـرای وصـف قــدح، نک : تمیـم، ٢٦-٣٠، ١٣٤-١٣٦، ٢٦٣-٢٦٤). قصائدش
غالباً با نسیب آغاز میشود، اما این مقدمهها معمولاً تصنعی و متکلف است و از عشقی
سرکش یا عاطفهای راستین سرچشمه نمیگیرد. یادکرد دهماء و توصیف وی در دیوان بسیار
است (مثلاً نک : ص ١٤٢-١٤٣، ١٨١، ٢٦٦-٢٧٠، ٣١١، ٣٤٣-٣٤٤).
ساختههای هجوآمیز او از قطعاتی در هجو نجاشی (نک :
ص ٣٤٤-٣٤٥)، و دو قصیده در هجو اخطل چندان فراتر نمیرود (نک : ص ١٠٧-١١٢،
٣١٢-٣١٤). حکمت و ایراد مثل نیز در اشعار وی از جایگـاه ویژهای برخوردار است
(مثلاً نک : ص ٣، ٢٤، ٢٥، جم ).
بلاشر (II/٢٧٨) از تأثیر آشکار قرآن کریم بر اشعار او سخن میگوید. و به راستی
استعمال واژگانی چون شهید، اسلام (نک : ص ١٤)، امالکتاب، جهاد (ص ١٧)، کفر (ص
١٠٣)، الله
(ص ١٦٨) و... مؤید این نظر او است. اقتباس از مضامین برخی از آیات نیز نشانگر
اثرپذیری شاعر از قرآن کریم است (نک : ص ٢٣، ٢٧٣، ٢٧٥، جم ). تمیم را از اصحاب
«مَشوبات» (قصـائدی که در آنها کفر و اسلام به هم درآمیخته است، مثلاً نک : ص
٣١٥-٣٣٤) شمردهاند.
مآخذ: ابنحبیب، محمد، «کنیالشعراء و من غلبت کنیته على اسمه»، نوادر المخطوطات،
به کوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م، ج ٧؛ همو، المحبر، به کوشش ایلزه
لیشتن اشتتر، بیروت، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابنحجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
ابنخیر، محمد، فهرسة، به کوشش فرانسیسکو کودرا و ریبراتارگو، بیروت، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛
ابندرید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، ١٣٧٨ق/١٩٥٨م؛ ابنرشیق،
حسن، العمدة، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٩٧٢م؛ ابنسلام جمحی،
محمد، طبقات فحول الشعراء، به کوشش محمود محمد شاکر، قاهره، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛
ابنقتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، بیروت، عالمالکتب؛ ابنندیم، الفهرست؛
ابوعبیدبکری، عبدالله، سمط اللآلی، به کوشش عبدالعزیز میمنی، بیروت، دارالکتب
العلمیه؛ همو، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ اصمعی،
عبدالملک، فحولة الشعراء، به کوشش ش. توری، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ بغدادی، عبدالقادر،
خزانةالادب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ تمیم بن ابی،
دیوان، به کوشش عزت حسن،
دمشق، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ ثعالبی، عبدالملک، ثمار القلوب، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم،
قاهره، دارالمعارف؛ حسن، عزت، مقدمه بر دیوان تمیم بن ابی (هم )؛ سکر، عزمی، معجم
الشعراء فی تاریخ الطبری، بیروت، المکتبة المصریه؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به
کوشش ژاکلین سوبله و علی عماره، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ عوفی، محمد، لباب الالباب، به
کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛ مرزبانی، محمد، الموشح، به کوشش محبالدین
خطیب، قاهره، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛ نیز:
Blachère, R., Histoire de la littérature arabe, Paris, ١٩٦٤; GAS.
هادی نظری منظم