دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٩٠
| تمنا جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٩٠ |
تَمَنّا، تخلص چند شاعر پارسیگوی ایران و شبهقاره در سدههای ١٢ و ١٣ق/ ١٨ و ١٩م:
١. تمنای شیرازی، ابوالحسـن (د ١١١٨ق/١٧٠٦م)، شـاعـر پارسیگوی ایران. از زندگانی
او آگاهی چندانی در دست نیست؛ تنها میدانیم که از سادات دستغیب شیراز بود (لکهنوی،
١٣٩؛ صبا، ٩٩). او معاصر و همنشین محمدعلی حزین (رکنزاده آدمیت، ٢/ ٤٨) و از
شاعران عهد شاه سلیمان صفوی (سل ١٠٧٧-
١١٠٥ق)، و شاه سلطان حسین صفوی (سل ١١٠٥-١١٤٠ق) بهشمار میرفت (آذر، ٢٦٩).
برخی از تذکرهنویسان، تمنای شیرازی و تسلی شیرازی را یک تن پنداشته، و شرح احوال
آن دو را با هم آمیختهاند (نک : نصرآبادی، ١٨٧- ١٨٨؛ خوشگو، ذیل تمنا؛ نیز نک :
خیامپور، ١٩٢)، در حالی که داور از نوادگان تمنا، به این موضوع اشارهای نکرده است
(ص ١١٨، ١٢١-١٢٣) و مصحح مرآت الفصاحه نیز این مطلب را رد کرده، و بعید دانسته است
که داور دربارۀ فامیل نَسَبی خود اشتباه کرده باشد (نک : طاووسی، ١٢٢).
از تمنا دیوانی مشتمل بر حدود ١٠ هزار بیت باقی مانده است (حزین، ٢٨٣؛
معصومعلیشاه، ٣/٣٣٢).
٢. تمنای کابلی، محمدعلی (د ١١٦٠ق/١٧٤٧م)، شاعر پارسی ـ گوی ایرانیتبار. اصلش از
کرمان بود (خلیل، ٣٤؛ واله، ذیل تمنا)، اما در کابل متولد شد. او با علی مردان خان،
ولایتدار قندهار، در زمان پادشاهی شاه صفیالدین صفوی (سل ١٠٣٨-١٠٥٢ق) نسبت داشت
(واله، همانجا؛ فرخآبادی، ٣٣) و در کابل سالها شاگرد عبداللطیف تنها (د ١١١٦ق) بود
(خوشگو، ٢٤٩؛ صدیق حسن خان، ٩٥). وی از سوی فرخ سیر (حک ١١٢٤- ١١٣١ق) مأمور به نثر
در آوردن شاهنامه شد (اخلاص، ٤٨؛ سامی، ٣/١٦٧٠)، اما کار خود را به پایان نرساند و
همراه با عبداللطیف به هند کوچ کرد (صدیق حسنخان، همانجا). در مرشدآباد به خدمت
علی وردیخان مهابت جنگ، فرماندار بنگال، رسید و در زمرۀ ندیمان وی درآمد، تا اینکه
از جانب او به خطاب «خانی» نایل شد و مرتبهای بلند یافت (خوشگو، همانجا؛
عظیمآبادی، ٢٨٠). تمنا سرانجام در عهد محمدشاه (سل ١١٣١-١١٦١ق) در بنگال درگذشت
(خلیل، همانجا). به نوشتۀ خوشگو (همانجا) وی «شاعر کهنه» بود و دعوی زباندانی
داشت، اما اکثر مردم تهمت انتحال بر او میزدند.
آثـار: دیوان اشعار (نک : آقابزرگ، ٩(١)/١٧٧)، که ابراهیم خلیل خان (همانجا)، آن
را مختصر میداند. همچنین یک مثنوی و اثری تاریخی در شرح احوال فرخ سیر پادشاه
(همانجا) که از آنها جز ابیاتی پراکنده در تذکرهها نشانی باقی نمانده است.
٣. تمنای عظیمآبادی، محمدعلی (د ١٢٣٢ق/١٨١٧م)، شاعر پارسیگوی شبهقاره، مشهور به
تمنای هندی (دیوان بیگی، ١/٣٤١). وی نزد پـدرش عبدالله تـأیید ــ که از فـاضـلان
زمان خود بود ــ به دانشآموزی پرداخت (علی حسنخان، ٩١). او پس از مرگ پدرش، ریاض
المنشآت وی را در دو «روضه» گردآوری کرد که شامل این مطالب بود: ١. مکتوباتی که از
سوی نواب علی ابراهیم خان به شاهزادگان و امیران و دیگران نوشته شده است؛ ٢.
مراسلاتی که نوابعلی ابراهیمخان خود، به امیران و دوستانش نوشته است (نک :
منزوی، ٥/ ٣٣٩-٣٤٠).
تمنا در عظیمآباد و کانپور با حسینقلی خان عظیمآبادی، صاحب تذکرۀ نشتر عشق،
مراوده داشت (علی حسنخان، ٧٩؛
نک : عظیمآبادی، ٢٨١). از او دیوان شعری در دو هزار بیت باقی مانده است (آقابزرگ،
دیوان بیگی، همانجاها).
٤. تمنای مرادآبادی، محمدحسین، شاعر پارسیگوی شبهقاره در سدۀ ١٣ق/ ١٩م. وی در
مرادآباد به دنیا آمد. او شاگرد مهدی علی زکی بود، اما از درس اسدالله غالب دهلوی
نیز بهرهمند شد (صدیقحسنخان، ١٠٠). وی از جملۀ آخرین شاعران نامدار هند و استادِ
بهادرشاه ــ پادشاه دهلی ــ بود. تمنا به حیدرآباد دکن رفت و مدتی در آنجا به سر
برد، و در راه بـازگشت بـه وطـن، در بـهـوپـال ــ از سـرحـدات دکـن ــ بـا محمدصدیق
حسن خان، نویسندۀ تذکرۀ شمع انجمن دیدار کرد؛ دیداری که به همنشینی و مکاتبه
انجامید (نک : صدیقحسنخان، همانجا). او باقی عمر خود را در مرادآباد به
گوشهنشینی گذراند (همانجا).
آثـار: ١. قصاید تمنا، که در مرادآباد (١٢٩٥ق/ ١٨٧٨م) چاپ سنگی شده است؛ ٢. گل
رعنا، به شعر فارسی ـ هندوستانی که در مرادآباد (١٢٩٧ق/١٨٨٠م) چاپ سنگی شده است؛ ٣.
بدیع الصرف، در دستور زبان (چ مدرس، ١٢٦٦ق/ ١٨٤٩م)، که آن را برای آموزش محمد
عبدالحفیظ، نوۀ محمد حفیظاللهخان بهادر یار جنگ نگاشت. این کتاب شامل مقدمه، ١١
باب و خاتمه است. مقدمه در تعریف صرف و موضوع و اشتقاق و اسمهای صفات، و بابهای
یازدهگانه در اقسام فعل و اشتقاق آن است (نک : نوشاهی، ٣٥٤؛ منزوی،
١٣/٢٦٣٦-٢٦٣٧).
٥. تمنای سندیلوی، محمدعابد علی (د ١٢٩٠ق/١٨٧٣م)، شاعر پارسیگوی شبهقاره. از شرح
احوال او آگاهی چندانی در دست نیست. وی از قصبۀ سندیلۀ سند (علی حسنخان، ٩٢؛ مدرس،
١/٣٥٠)، و مردی باسواد و فرهیخته بود (دیوان بیگی، همانجا). دیوانی مرتب (آقابزرگ،
٩(١)/١٧٦) و قصایدی بلیغ دارد (مدرس، همانجا؛ سامی، ٣/ ١٦٦٩) که بیشتر آنها در مدح
ائمۀ اطهار(ع) است (دیوانبیگی، همانجا).
در تذکرهها، از شاعران دیگری نیز با تخلص تمنا یاد شده است؛ ازجمله تمنای شاهجهان
آبادی و تمنای یزدی که از شرح احوال و آثار آنان آگاهی کافی در دست نیست و اشعارشان
بهطور پراکنده در برخی تذکرهها نقل شده است (نک : علیحسنخان، ٩٥؛ دیوانبیگی،
١/٣٤١-٣٤٢).
مآخذ: آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشکده، بمبئی، ١٢٧٧ق؛ آقابزرگ، الذریعة؛ اخلاص، کشن
چند، همیشه بهار، به کوشش وحید قریشی، کراچی، ١٩٧٣م؛ حزین، محمدعلی،
تذکرةالمعاصرین، به کوشش معصومه سالک، تهران، ١٣٧٥ش؛ خلیل، علی ابراهیم، صحف
ابراهیم، به کوشش عابد رضا بیدار، پتنه، ١٩٧٨م؛ خوشگو، بندر ابن داس، سفینۀ خوشگو،
نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ خیامپور، عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، تهران،
١٣٦٨ش؛ داور، محمدمفید، مرآت الفصاحه،
به کوشش محمود طاووسی، شیراز، ١٣٧١ش؛ دیوان بیگی، احمد، حدیقةالشعراء، به کوشش
عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛ رکنزاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخنسرایان
فارس، تهران، ١٣٣٨ش؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛ صبا، محمد
مظفرحسین، تذکرۀ روز روشن، به کوشش محمدحسین رکنزاده آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛ صدیق
حسن خان، محمدصدیق، شمع انجمن، ١٢٩٣ق؛ طاووسی، محمود، تعلیقات بر مرآت الفصاحه (نک
: هم ، داور)؛ عظیمآبادی، حسینقلی، تذکرۀ نشتر عشق، به کوشش اصغر جانفدا، دوشنبه،
١٩٨١م؛ علی حسنخان، صبح گلشن، به کوشش عبدالمجید بهوپالی، کلکته، ١٢٩٥ق؛
فرخآبادی، عبدالغنی، تذکرةالشعرا، به کوشش محمد مقتدى خان شروانی، علیگره، ١٩١٦م؛
لکهنوی، آفتاب رای، ریاض العارفین، به کوشش حسامالدین راشدی، اسلامآباد،
١٣٩٦ق/١٩٧٢م؛ مدرس، محمدعلی، ریحانةالادب، تبریز، ١٢٦٩ش؛ معصوم علیشاه، محمد معصوم،
طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ش؛ منزوی، خطی مشترک؛ نصرآبادی،
محمدطاهر، تذکره، به کوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣٦١ش؛ نوشاهی، عارف، فهرست
نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاکستان، اسلامآباد، ١٣٦٢ش؛ واله داغستانی، علیقلی،
ریاض الشعرا، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز.
طاهره اسماعیلزاده