دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٧٩
| تمام رازی جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٧٩ |
تَمّامِ رازی، ابوالقاسم تمام بن محمدبن
عبدالله بجلی (٣٣٠- محرم ٤١٤ق/٩٤٢- مارس ١٠٢٣م)، محدث ایرانیتبار دمشق. دربارۀ
انتساب بَجَلی یا بَجْلی وی نمیتوان با قطعیت سخن گفت. پدرش از ری به دمشق نقل
مکان کرد (نک : ابنعساکر، ٥٣/٣٣٥-٣٣٦) و تمام در همانجا زاده شد (همو، ١١/٤٣).
گویا او در تمام عمر خویش جز برای مسافرتی تا رَمله (تمام، ١/٢٥٤، ٢٩٢، جم ) در
فلسطین، هیچگاه پای از دمشق فراتر ننهاد. با این حال، موقعیت فرهنگی دمشق و اقامت
عالمانی از بومهای گوناگون در آنجا، شاگردی وی را نزد بسیاری از مشایخ ممکن ساخت.
تمام که استماع حدیث را در کودکی آغاز کرده بود (نک : ١/١٤)، نزد بسیاری از مشایخ
پدرش همچون ابوبکر عُذری و ابوبکر قرشی وراق حدیث شنید (نک : دوسری، ١/١٦، ١٧،
جم ). در میان مشیخۀ وی خیثمة بن سلیمان، حسن بن حبیب حصائری، احمدبن محمد فَضالۀ
حمصی، ابومیمون بن راشد، اخوتبوک، ابواحمد عمروبن عثمان سبیعی، ابویعقوب اذرعی،
ابوبکر بزاز، ابوالمفضل شیبانی و علی بن عمر دارقطنی نامبردارند (نک : ذهبی،
١٧/٢٩٠؛ نیز دوسری، ١/١٢ بب ).
از شاگردان او در حدیث، میتوان به احمدبن محمد عتیقی، ابوالحسیـن میدانـی، حسن بن
علی لَبّاد، عبدالعزیز کَتّانـی و احمدبن عبدالرحمان طرائفی اشاره کرد (ذهبی،
١٧/٢٩١؛ برای راویان او، نک : دوسری، ١/ ٤٨-٤٩). ابوعلی اهوازی و عبدالعزیز کتانی
از شاگردان وی، دانش رجالی او را بهویژه در حدیث بوم شام ستودهاند (ذهبی، همانجا؛
نیز نک : ابن عساکر، ١١/٤٥). روایات وی اصلیترین منبع ربعی (د ٤٤٤ق/١٠٥٢م) در
گردآوری مجموعۀ فضایل شام و دمشق بوده است، چنانکه ربعی افزون بر نیمی از احادیث
کتاب فضائل الشام و دمشق خود را از او روایت کرده است (نک : منجد، ١٦-١٧). ابن
عساکر نیز دربارۀ وفیات عالمان شام، بسیار از وی نقل کرده است (برای نمونه، نک :
١٩/٥٣٥، ٣٧/٣٩٦، ٥٤/٢٦٥، جم ).
دربارۀ وقوف او به علم قرائت، بدین گزارش بسنده کردهاند که قرائت ابوعمروبن علاء
را نزد ابوبکر ربعی فرا گرفت (ذهبی، ١٧/٢٩٠). با این حال، نباید از یاد برد که در
شمار مشایخ او، استادانی همچون یحیی بن احمد عَبسی، ابومنصور محمدبن زریق بَلَدی،
ابوبکر طَرسوسی و ابوبکر مُرّی بودهاند که در این دانش عالمانی شناخته شدهاند. از
دیگر سو در میان شاگردان وی نیز میتوان از مقریانی نامدار همچون محمدبن علی مُطرّز
و ابوعلی اهوازی سراغ گرفت.
آثـار: بازمانده از تمام، حدیثی هستند و توجه به روایاتی که کمتر توسط دیگران نقل
شده، در آنها چشمگیر است. گویا او چندان به نقد حدیث متمایل نبوده، و بیشتر کوشیده
است اِسنادهای مختلف روایات مفرد و غریب را گرد آورد. این آثار از وی به چاپ رسیده
است:
١. الفوائد. در این کتاب که در اواخر عمر یعنی در حدود سالهای ٤١١ و ٤١٢ق نوشته
(نک : ١/١٨١، ٢٠٣)، روایات غریب و مفرد مشایخ خود را بر اساس طرف حدیث گرد کرده، و
هرگاه لازم دانسته، دربارۀ واژگان، رجال، متن و یا اسانید دیگر حدیث توضیح داده است
(نک : ١/ ١٩، ٢٠، ٢٧، جم ). ابوسلیمان جاسم دوسری در کتاب الروض البسام بترتیب و
تخریج فوائد تمام، به تخریج احادیث این مجموعه و طبقهبندی موضوعی آنها پرداخته
است.
٢. مسند المقلین من الامراء و السلاطین. در این اثر به شیوۀ مسانید، روایاتی را که
از حکمرانانی چون حجاج بن یوسف، ابومسلم خراسانی و نصربن سیار در اختیار داشته،
آورده است. این کتاب به کوشش مجدی فتحی سید (طنطا، ١٤١٠ق/١٩٨٩م)، و بار دیگر به
همراه المدرج الی المدرج سیوطی به کوشش صبحی بدری سامرایی (کویت، الدارالسلفیه)
منتشر شده است.
٣. حدیث ابی العُشراء، تخریج تمام از تنها حدیث ابیالعشراء اسامةبن مالک دارمی،
تابعی بصری دربارۀ احکام زکات که به کوشش بسام عبدالوهاب جابی (دمشق، ١٤٠٤ق) منتشر
شده است.
افزون بر اینها، نسخهای با عنوان رسالة فی بیان الفرق الضالة به نام وی در
کتابخانۀ کوپریلی نگهداری میشود (کوپریلی، ٢/٤٤٠). بر پایۀ آنچه که از آغاز و
پایان آن نقل شده (همانجا)، این کتاب دربر دارندۀ بحثهایی در رد مذهب اشعری است.
نظر به رواج تدریجی مذهب اشعری در میان اصحاب حدیث شام در آن عصر (نک : ه د،
٨/٧٤٧)، و هم نگارش کتابی توسط شاگرد وی ابوعلی اهوازی در نقد این مذهب (همان،
١٠/٤٨٦)، میتوان گفت مکتوب تمام نیز برای برآوردن چنین هدفی نوشته شده است.
نسخههای دو جزء حدیثی نیز از وی بر جای مانده که با عناوین الجزء در اخبار و
حکایات ابوبکر ربعی و نیز، حدیث اسلام زیدبن حارثه از آنها یاد شده است (ظاهریه،
٢٤٣-٢٤٤).
ابن رجب حنبلی (ص ١٢٠ با تصحیف) و حتى در دورهای متأخرتر سیوطی (ص ١٧٥)، از کتاب
اخبار الرهبان وی مطلبی را نقل کردهاند که نشان میدهد تا زمانهایی دور، این اثر
هنوز باقی بوده است. علی هندی نیز کتابی با عنوان فضل مغارةالدم به وی نسبت داده، و
حدیثی را از آن نقل کرده است (١٤/ ١٤٩-١٥١).
مآخذ: ابن رجب، عبدالرحمان، اهوال القبور، به کوشش محمدسعید بن بسیونی زغلول،
بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت،
١٤١٥ق؛ تمام رازی، ابوالقاسم، الفوائد، به کوشش حمدی بن عبدالمجید سلفی، ریاض،
١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ دوسری، جاسم، الروض البسام، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ ذهبی، محمد، سیر
اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق؛ سیوطی، شرح الصدور، به
کوشش عبدالمجید طعمه حلبی، بیروت، ١٤١٧ق؛ ظاهریه، خطی (حدیث)؛ کوپریلی، خطی؛ منجد،
صلاحالدین، مقدمه بر فضائل الشام و دمشق علی بن محمد ربعی، دمشق، ١٩٥٠م؛ هندی،
علی، کنز العمال، به کوشش بکری حیانی و صفوت سقا، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م. فرامرز حاج
منوچهری