دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٧٨
| تمام بن عامر جلد: ١٦ شماره مقاله:٦٠٧٨ |
تَمّامِ بْنِ عامِر، ابوغالب (١٨٤- جمادیالآخر ٢٨٣ق/٨٠٠- ژوئیۀ ٨٩٦م)، وزیر، ادیب،
شاعر و تاریخنگار اندلسی. خاندان او از موالـی عبـدالرحمان بـن ام حَکَم ثقفـی ــ
والـی کوفـه در
٥٨ ق/٦٧٨م (نک : طبـری، ٥/ ٣٠٩) ــ بودند (ابنحیان، ١٧٩؛ ابنابار، ١/١٤٣) و نیای
بزرگ او، ابوغالب تمام بن علقمه (د ١٩٦ق) با سپاه بلج بن بشر (ه م)، سردار اموی،
احتمالاً در ١٢٣ق/٧٤١م وارد اندلس شد (همانجا؛ نیز نک : بایکو، ٤٣) و سپس در شمار
یاران نزدیک عبدالرحمان اموی درآمد (ابنقوطیه، ٤٧؛ ابنابار، همانجا؛ مقریزی،
٤/١٠٤-١٠٥؛ مقری، ٣/٣١، ٤٥، ٤٩، ٥٠؛ نیز نک : مونس، ٦٧٢-٦٧٣) و در بیعت ستاندن
برای عبدالرحمان (ابنعذاری، ٢/٤٥) و در تسخیر شهر طلیطله و چند شهر دیگر مشارکت،
یا حتى سمت فرماندهی داشت (ابناثیر، ٥/٥٨٣؛ ابنابار، همانجا؛ برای دیگر فعالیت
او، نک : ابناثیر، ٦/٤٩). عبدالرحمان نیز مقام حاجبی خویش را به تمام بن علقمه
سپرد (ابنعذاری، ٢/٤٨؛ ابنابار، همانجا؛ ابنسعید، ١/٤٤؛ مقری، ٣/٤٥). وی پس از
عمری دراز، در دورۀ حکم اموی درگذشت (ابنابار، همانجا؛ ابنعذاری، ٢/٧٣). تمامبن
علقمه از نخستین راویان اخبار در باب شرایط به قدرت رسیدن عبدالرحمان اموی و حوادث
پس از آن به شمار میرود (برای تفصیل، نک : بایکو، ٤٤).
از احوال تمام بن عامر (برای سلسله نسب او تا تمام بن علقمه، نک : ابنحیان،
همانجا، به نقل از ابنفرضی)، این اندازه میدانیم که در دورۀ محمد بن عبدالرحمان
اموی (حک ٢٣٨-٢٧٣ق/٨٥٢-٨٨٦م)، مقام وزارت را، احتمالاً بیش از یکبار بر عهده داشت
(همو، ١٧٩-١٨٠). وی در زمان فرزندان محمد، منذر (حک ٢٧٣-٢٧٥ق/٨٨٦- ٨٨٨م) و مدتی در
دورۀ عبدالله (حک ٢٧٥-٣٠٠ق/ ٨٨٨-٩١٢م) نیز بر آن مقام بود (همو، ١٨٤؛نیز نک :
ابنقوطیه، ١١٣، ١١٥؛ ابنابار، ١/١٤٤؛ برای تاریخ مرگ او، نک : ابنحیان،
ابنابار، همانجاها).
تمام بن عامر افزون بر مقام سیاسی، شاعر نیز بود،
اگر چه نمونههای اندکی از شعر او در دست است (نک : ابنحیان، ١٨٢-١٨٣؛ ابنابار،
همانجا؛ نیز نک : فروخ، ٤/١٤٣-١٤٤). مشهورترین نمونۀ شعر وی که نشان از فعالیت و
اهتمام او در زمینۀ اخبار تاریخی اندلس دارد، ارجوزهای بلند بوده است، مشتمل بر
تاریخ فتح اندلس تا پایان حکومت امیر عبدالرحمان دوم (حک ١٨٠-٢٠٦ق/٧٩٦-٨٢١م)
(ابنابار، همانجا؛ نیز نک : بایکـو، ٦٧). به نوشتۀ ابن حیـان، این ارجـوزه ــ که
اینک در دسـت نیست ــ خود کتابـی بزرگ بوده که تمام آن را در میانسالی (در
٢٢٩ق/٨٤٤م)، سروده است (ص ١٧٩؛ برای آگاهی از این ارجوزه، نک : ابنقوطیه، ٣٢).
گفتنی است که ابندحیه (د ٦٣٣ق) در شرح احوال یحیی بن حکم غزال، شاعر اندلسی
(١٥٦-ح٢٥٠ق/٧٧٣-٨٦٤م، نک : GAS, II/٦٧٥-٦٧٦)، مطالبی به نظم و نثر از تاریخ تمام
بن عامر (در متن: تمام بن علقمه)، دربارۀ غزال نقل کرده است (ص ١٣٣-١٣٤، ١٤٣-١٤٤).
اگر منظور او همان اثر پیشگفته باشد، میتوان حدس زد که کتاب بزرگ تمام، نه فقط
شامل ارجوزهای در باب اخبار اندلس، بلکه احتمالاً مشتمل بر پارهای اخبار و آثار
دیگر با صبغۀ ادبی نیز بوده است (نیزنک : بایکو، همانجا).
مآخذ: ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، به کوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٥٨م؛ ابناثیر،
الکامل؛ ابنحیان، حیان، المقتبس، به کوشش محمود علی مکی، بیروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛
ابندحیه، عمر، المطرب من اشعار اهل المغرب، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران،
قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ابنسعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، به کوشش شوقی ضیف،
قاهره، ١٩٨٠م؛ ابنعذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش کولن و لوی پرووانسال،
لیدن، ١٩٥١م؛ ابن قوطیه، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری،
قاهره/ بیروت، ١٤٠٢ق؛ بایکو، ک.، المصادر التاریخیة العربیة فی الاندلس، ترجمۀ نایف
ابوکرم، دمشق، ١٩٩٩م؛ طبری، تاریخ؛ فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ مقریزی، احمد،
المقفی الکبیر، به کوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ مونس، حسین، فجر الاندلس،
قاهره، ١٩٥٩م؛ نیز: GAS.
بخش تاریخ