فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٢ - ٥ عناصر اصلى انديشه سياسى ولايت فقيه
مىگردد.
تفكر توحيدى در قدرت، فلسفه سياسى كاملاً مشخصى را در انديشه سياسى ولايت فقيه ترسيم مىكند كه در هيچ مرحله از سلسله مراتب قدرت، گريزى از آن نيست هر قدرت سياسى از اين قاعده فلسفى عام مستثنى نيست. در پس همه عوامل مادى و معنوى كه گروهى را به اطاعت از فرد يا گروه ديگر وادار مىسازد اراده حاكم و مشيت تخلفناپذير الهى قرار گرفته است.
به اطاعت واداشتن ديگران در انديشه سياسى امام (ع) هنگامى مشروعيت دارد كه به نوعى به خدا انتساب داشته و از شئون اطاعت خدا محسوب گردد.
مفهوم قابل حاكميت خدا در فلسفه سياسى اسلام عدم مشروعيت اطاعت از غير خداست و در كلام اسلامى از آن به شركت در عبوديت تعبير مىشود نفى شرك در ذات مانند: ثنويت برخواسته از معنى توحيد ربوبى و شركت در عبادت و اطاعت به موجب توحيد در الوهيت است.
در اين نطق، اطاعت نوعى عبوديت است كه اختصاص به ذات ربوبى دارد مگر آنكه اطاعت از غير خدا به امر خدا انجام گيرد، چنانكه در اطاعت از نبى (ص) و امام معصوم (ع) و ولى فقيه چنين است.
با نگاهى دقيقتر مىتوان گفت كه اطاعت از نبى (ص)، امام معصوم (ع) و ولى فقيه در حقيقت اطاعت از شخص آنان نيست بلكه اطاعت از قانون خداست و آنان بيانگر قانون خدايند. در حقيقت، اينان مردم را به اطاعت خود فرانمىخوانند و دعوت آنان به اطاعت مردم از قانون خداست و دليل متابعت و فرمانبردارى از آنان نيز همين نكته است كه با اطاعت آنان درواقع قانون و اراده خدا حاكم مىگردد.
و - ديگر عناصر سياسى:
مقولههاى ديگر سياسى مانند: آزادى، مساوات، تفكيك قواى حاكم، عدالت اجتماعى نيز هر كدام به نوبه خود در چارچوب فلسفه سياسى حاكميت مطلق خدا تبيين مىگردد و انديشه حاكميت، محوريترين اصلى است كه هم مقولهها و عناصر سياسى در رابطه با آن تفسير و انسجام و سامان مىيابند. منظومهاى از اين مؤلفههاى مختلف سياسى است كه انديشه سياسى ولايت فقيه را سامان مىبخشد و مقولههاى به ظاهر متباينى چون ولايت فقيه و آزادى، اطاعت از ولى امر و مشاركت