ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - «داب اسمش» و انسان دلقك واره!
مىدهيم، متوجّه مىشويم كه افراد در يك بازه زمانى كه شخصيت آنها در حال شكلگيرى است، مخصوصاً در دوران كودكى و نوجوانى با تغيير هويّتها و جايگزينى خود در شخصيتهاى مختلف، سعى مىكنند تجربههاى متفاوتى را به دست آورند.
اين ديدگاه جورج هربرت ميد است كه افراد در سنين ٥ و ٦ سالگى سعى مىكنند در قالب شخصيتهاى مختلف بروند. حالا امروز افرادى كه به اين پديده روى آوردهاند، اشخاصى هستند كه از نظر شخصيتى كامل نشدهاند. اين افراد از نظر اجتماعى، آن شخصيتى كه دوست دارند، نيستند؛ بنابراين سعى مىكنند توسط اينگونه ابزارها، در قالب شخصيتهاى بزرگ خود را قرار دهند.
بر اساس «تئورى مكتب شيكاگو» كه وضعيت شهرهاى بزرگ را مورد بررسى قرار مىدهد و مىگويد: افراد در شهرهاى بزرگ تنها و بىهويّت شدهاند. بنابراين سعى مىكنند دائم هويّت و شخصيت خودشان را مطرح نمايند. در شهرهاى بزرگ افراد با هم كارى ندارند و كسى به كسى نيست. پس افراد دائماً خودمحور، خودخواه يا به اصطلاح جامعهشناسى، دچار اگوئيسم مىشوند.
حالا امروز پديده داباسمش كه يك ابزار و هنر سينمايى است، به كمك انسانهاى ساكن در شهرهاى بزرگ آمده است تا اين افراد بتوانند به كمك اين ابزار، هويّت و شخصيت خودشان را پيدا و به ديگران اثبات كنند.
\* اگر در فضاى مجازى، جستوجويى انجام دهيم، با توجّه به صفحات داباسمش در اينستاگرام و كانالهاى موجود در تلگرام، متوجّه حضور پرشور جامعه ايرانى در استقبال از اين پديده مىشويم. به نظر شما علّت اين استقبال چه مىتواند باشد؟
ابهرى: قبل از ورود فناورى جديدى به جامعه، بايد بسترسازى فكرى و فرهنگى آن در جامعه ايجاد شود و نهادهاى متولّى بايد آموزش لازم را به افراد جامعه، مخصوصاً جوانان بدهند. متأسّفانه در كشور ما چنين اقداماتى صورت نگرفته است كه بازخوردش، سونامى فرهنگى فضاهاى مجازى به كشور ما بوده است.
دومين علّت، پر كردن اوقات فراغت افراد است كه باز هم متأسّفانه برنامههاى مشخّصى از سوى خانوادهها و نهادهاى متولّى وجود ندارد. فضاى مجازى در كشور ما بهعنوان يك سرگرمى قلمداد مىگردد. ٨٠% اعضاى شبكههاى مجازى براى وقتگذرانى و تفريح در اينگونه فضاها فعّاليت مىكنند.
بنابراين با عدم بسترسازى فكرى و فرهنگى و نبود برنامه مشخّص تفريحى براى افراد جامعه، روىآوردن جامعه به پديده نوظهور