ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٩ - در وب، بچّه ها همانند گربه ها همه جاهستند
گروه دوم، مردم حق دارند تبريكهاى فصلى را به هر نحوى كه دوست دارند، ابراز نمايند.
قطع نظر از اينكه شما حامى كداميك از طرفين اين مناقشه هستيد، اين رخداد يكى از خطرات اشتراكپرورى را به ما نشان مىدهد: سه كودك در اين عكس حضور دارند كه هيچيك از آنها نمىتواند اين ردّپاى ديجيتالى را كه خانواده آنها براى ايشان بر جاى نهاده است، پاك كند. آيا اين امرى منصفانه در حقّ كودكان است؟
والدين مدام براى كودكان خود، انتخابهايى ارزشمحور مىكنند. شايد كودك خردسالى بخواهد از پوشيدن هرگونه لباس در زمين بازى خوددارى كند؛ امّا با وجود اين، بزرگسالانِ خانه، كودك را مجبور مىكنند تا شلوار و پيراهن بپوشد.
والدين اغلب به كودكان خود مىگويند كه به چه چيزهايى درباره خداوند باور داشته باشند و از كدام تيم فوتبال طرفدارى كنند. حتّى بر تن خردسالان، لباسهايى مىپوشانند كه نشانگر طرفدارى دوآتشه از وابستگىهاى سياسى است. بهگفته اشتاينبرگ، هيچ «معيار دقيق و روشنى» وجود ندارد كه نشان دهد والدين چه وقت و به چه نحوى محقّند كه عقايد خويش را از طريق كودكانِ خود ابراز نمايند. نبود چنين معيارهايى، تا حدّى توضيح مىدهد كه چرا از نظر فرهنگى، به خصوص در ايالات متّحده، به والدين حقّ بسيارى مىدهند تا آنچه را درست مىپندارند، انجام دهند. با وجود اين، هنگامى كه «تصميمات هويّتساز» براى سالها در فضاى مجازى باقى مىماند، بالقوّه، خودشكوفايى كودك را با مشكل روبهرو مىكند. منظور، تصميماتى است كه والدين آنها را اتّخاذ مىكنند و سپس به نحوى در فضاى مجازى منتشر مىشود كه ديگر نظارت آنان را ناممكن مىسازد.
جفرى شولمن، استاد حقوق «دانشگاه جورج تاون»، در مقالهاى در سال ٢٠١٠ م. چنين نوشته است: شايد صرفاً طبيعى باشد كه والدين بخواهندكودك ارزشهاى آنها را بپذيرد و به اعتقادات آنها باور داشته باشد؛ امّا هنگامى كه به كودك براى پذيرش ديگر ارزشها يا باور به ديگر اعتقادات، فرصت واقعى داده نمىشود، آزادى والدين در ابراز خويشتن، به امرى مستبدّانه بدل مىشود.
اشتاينبرگ نيز در همين راستا چنين مىنويسد:
حاميان حقوق كودكان در حوزههاى رفتارى و پزشكى، اذعان دارند كه سعادت كودك به تصوّرات سنّتى، در سلامت محدود نمىشود. در واقع، كودكانى كه با احساس حاكميت بر حريم خصوصى خود رشد مىكنند و والدينشان از آنها حمايت كرده و كمتر آنان را كنترل مىكنند، در زندگى موفّقتر هستند. مطالعات نشان مىدهد كه اين كودكان، در مقايسه با كودكانى كه در دوران كودكى از خودمختارى كمترى برخوردار بودهاند، در كل بيشتر احساس سعادت مىكنند و رضايتمندى بيشترى از زندگى دارند. كودكان، براى آنكه در دوران جوانى و سرانجام بزرگسالى به موفّقيت و شكوفايى دست يابند، بايد بتوانند هويّت خود را شكل دهند و خود به خويشتن فردى و اجتماعى خويش، معنا بخشند.
برخى مىگويند رسانههاى اجتماعى، ما را به جهانى فراسوى حريم خصوصى وارد كردهاند كه در آن، تصوّرات جوانان و انتظارات آنان از حريم خصوصى، وجود خارجى ندارد. با وجود اين ادّعا، شواهدى در دست است كه نشان مىدهد، نسل ديجيتال هنوز به حريم خصوصى خود در فضاى مجازى اهمّيت مىدهد. در يكى از مقالات ارائهشده در بيستوچهارمين همايش بينالمللى شبكه جهانى اينترنت در سال گذشته، چنين اظهار شده است: اكنون در فضاى مجازى، حتّى در بين كودكان، شاهد آن هستيم كه رفتار كاربران بيشتر بهسوى حفظ حريم خصوصى گرايش دارد. اپليكيشنهايى نظير اسنپچت[١]- كه در آن، بر خلاف اغلب ارتباطات ديجيتالى، از ماندگارى اطّلاعات جلوگيرى مىشود- در بين نوجوانان و جوانان بسيار پرطرفدار هستند؛ زيرا به كاربران اجازه مىدهند لحظات صميمانه خود را به دور از اتّفاقات ناگوار يا پيامدهاى بلندمدّت اپليكيشنهاى متنى ماندگار، به اشتراك بگذارند.
حاميان حقوق كودكان بر اين باورند كه نظارت كودكان بر ردّپاى ديجيتالىِ خود، حقّ اخلاقى و شايد حقّ قانونى آنان است. اشتاينبرگ اظهار مىدارد كه در آمريكا، براى حفظ حقوق اقلّيتها مىتوان قوانينى را به تصويب رساند كه به قوانين «حقّ فراموششدن»[٢] معروف هستند؛ نظير قوانينى كه در اتّحاديه اروپا و «آرژانتين» به فرد اجازه مىدهد درخواست كند كه اطّلاعات شخصى وى از نتايج موتورهاى جستوجو حذف شود. با وجود اين، حمايت شديد از آزادى مطبوعات در آمريكا، تصويب چنين قوانينى را دشوار و درنهايت نامحتمل مىسازد.
اشتاينبرگ همچنين از «آكادمى پزشكى كودكان آمريكا»[٣] مىخواهد بهترين راهكارها را در مورد به اشتراكگذارى اطّلاعات در فضاى مجازى، در اختيار والدين قرار دهد. راهكارهاى استاندارد در اين زمينه، مىتواند شامل موارد زير باشد: اعطاى «حقّ وتو»[٤] به كودكان در مورد اطّلاعاتى كه در فضاى مجازى منتشر مىشود؛ الزام گوگل براى هشدار به كاربر درمورد نام كودكان و خواندن دقيق و نه صرفاً موافقت با خطّمشىّ حفظ حريم خصوصىِ[٥] وبسايتها، قبل از انتشار عكسها در آنها.
از ديدگاه اشتاينبرگ اين امرى بسيار مهم است كه به كودكان حق