ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٨ - در وب، بچّه ها همانند گربه ها همه جاهستند
ذاتى بين دو چيز است: آزادى والدين در انتشار و حقّ كودك براى حفظ حريم خصوصى.
استيسى اشتاينبرگ، استاد حقوق در «لوين كالج دانشگاه فلوريدا» و مدير مركز كودكان و خانواده در اين دانشگاه، معتقد است: به ندرت ممكن است والدين از روى غرضورزى و بدخواهى، اطّلاعات مرتبط با كودكان خود را با ديگران به اشتراك بگذارند؛ امّا آنها ماندگارى و پيامدهاى بالقوّه اين اطّلاعات در فضاى مجازى را مدّ نظر قرار نمىدهند؛ براى مثال، بزرگسالان بهطور معمول، در اعلاميههاى تولّد و ديگر پستهاى خود در سايتهايى، نظير فيسبوك و اينستاگرام، نام كودك و تاريخ تولّد وى را ذكر مىكنند. اين كار، كودكان را با خطر دزدى هويّت و كودكربايى مجازى روبهرو مىسازد؛ يعنى ممكن است كسى عكسهاى كودكانِ فردى ديگر را بردارد و آنها را به عنوان عكسهاى كودك خود به نمايش بگذارد. برخى والدين، اطّلاعاتى لحظه به لحظه[١] درباره مكان كودكان خود منتشر مىكنند كه بهطور بالقوّه، ايمنى آنها را به خطر مىاندازد. بزرگسالانى هم هستند كه با نيّت خوب، عكسهاى كودكان خود را در انواع مختلفى از موقعيتهاى صميمانه، به سادگى در فضاى مجازى به اشتراك مىگذارند.
اشتاينبرگ در مقاله جديد خود، با عنوان «اشتراكپرورى[٢] حريم خصوصى كودكان در عصر رسانههاى اجتماعى[٣] كه قرار است در نشريه «امورى لا ژورنال»[٤] در بهار ٢٠١٧ م. منتشر شود، به ماجراى وبلاگنويسى اشاره مىكند كه عكسهايى از بچّههاى دوقلوى خود در حال يادگيرى چگونگىِ رفتن به دستشويى منتشر مىكند. اشتاينبرگ مىنويسد:
اين وبلاگنويس بعداً متوجّه مىشود كه افراد ناشناس به عكسها دسترسى پيدا كرده، آنها را دانلود كرده، تغيير داده و در وبسايتى به اشتراك گذاشتهاند كه معمولًا بچّهبازها[٥] از آن بازديد مىكنند.
اين مادر به ديگر والدين هشدار مىدهد كه عكسهاى كودكان خود را در حالت برهنگى در فضاى مجازى منتشر نكنند، از امكانات جستوجوگر گوگل براى يافتن عكسهاى بهاشتراك گذاشتهشده در فضاى مجازى استفاده كنند و علاقه خود به وبلاگنويسى مادرانه را مورد بازبينى قرار دهند.
اين زن در مطلبى درباره اين رخداد در سال ٢٠١٣ م. در وبلاگ خود چنين مىنويسد: من مسئول بروز اين رخداد هستم.
و با اين شيوه، به خوانندگان خود هشدار مىدهد كه درباره آنچه در فضاى مجازى منتشر مىكنند، احتياط به خرج دهند: من اين عكس را گرفتم و آن را به اشتراك گذاشتم. هيچكس به جز من نبايد سرزنش شود.
امّا حتّى انتشار عكسهاى كودكان در گروهى خصوصى در فيسبوك يا كاملًا حفاظتشده در اينستاگرام هم بدون خطر نيست. اشتاينبرگ در اين مورد، به من چنين مىگويد: در ارتباط با گروههاى خصوصى، اين احساسِ نادرست وجود دارد كه تمام افرادِ گروه يكديگر را مىشناسند و منافع يكسانى را مدّنظر دارند.
والدين و پرستاران بايد اطمينان حاصل كنند كه عكسهاى كودكان را با افرادى به اشتراك مىگذارند كه نه آنها را دانلود مىكنند، نه در اختيار ديگران قرار مىدهند و نه به هر شيوه ديگرى مورد سوءاستفاده قرار مىدهند. آنها همچنين بايد اطمينان حاصل كنند افرادى كه مىتوانند به عكسهاى به اشتراكگذاشته شده از كودكان دسترسى داشته باشند، داراى چارچوبهاى خصوصى مستحكمى باشند و همچنين افرادى باشند كه بر دسترسى ديگر افراد به حسابهاى رسانههاى اجتماعى خود نظارت مىكنند و الى آخر. بسيارى از والدين بر اين باورند كه چارچوبهاى خصوصى را مىتوان به عنوان حوزهاى ايمن در نظر گرفت و بنابراين بهگفته اشتاينبرگ، آنها در به اشتراكگذاشتن مطالب با مخاطبان موردگزينش خود، احتياط اندكى به خرج مىدهند؛ امّا در واقع حتّى اين مطالب نيز مىتواند در دسترس مخاطبان بسيارى قرار گيرد.
پيامدهاى اين حجم عظيم از به اشتراكگذارى، از مسائل امنيتى بسيار فراتر مىرود و مشخّصههاى پارادايمى جديد در فرزندپرورى را تعيين مىكند. والدين و پرستاران ديگر صرفاً نگهبان و مراقب كودكان نيستند؛ بلكه در بسيارى از موارد، بالقوّه، پخشكنندگان اطّلاعات درباره كودكان خود براى مخاطبان جمعى هستند. اين حجم عظيم از به اشتراكگذارى، داراى منافع واضحى براى افراد است؛ مثل خانوادهها و دوستانى كه از نظر جغرافيايى، دور از هم هستند يا والدينى كه بهمنظور كسب مشاوره از دوستان معتمد، جزئياتى از زندگى كودكان خود را به اشتراك مىگذارند؛ امّا اين مدل جديد همچنين مىتواند احساس حاكميت كودك بر چگونگى شكلگيرى هويّت خود را در معرض تهديد قرار دهد؛ براى مثال، يك كارت هديه كريسمس را در نظر بگيريد كه دست به دست در فضاى مجازى بين كاربران مىچرخد، پديدهاى موسمى كه اكنون به امرى عادى تبديل شده است. سال گذشته، عكسى از خانوادهاى در ايالت «لوئيزيانا» مناقشهبرانگيز شد؛ در اين عكس، مادر و دو دختر خانواده بر روى دهان خود نوار چسباندهاند، پسربچّهاى انگشت شست خود را رو به بالا گرفته و پدر خانواده تابلويى را در دستان خود نگه داشته كه بر روى آن نوشته شده است: «صلح براى زمين.»
منتقدان، در واكنش شديد به اين عكس، آن را نشانگر تبعيض جنسيتى دانستند و نكوهش كردند. در واكنش به اين واكنش، از اين منتقدان با نام «آيه يأسخوانها»[٦] ياد شد. در كنار اين، طبق استدلال