ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - قحطى كلاس هاى آموزشى در شهر
زبان عربى، زبان دين
مريم محبّى
چند روز پيش بود كه سوار بر اتوبوس، گرمِ ديدن خيابانها و برگهاى خشك شده درختان بودم كه مسافر جلويى، كاغذى به سمتم دراز كرد و به زبان عربى، نحوه رسيدن به آدرسِ روى كاغذ را پرسيد. بندگان خدا كه به نظر مىرسيد توريست باشند، دنبال نشانى «كاخ موزه سعدآباد» بودند. خوشبختانه متوجّه سؤالشان شدم؛ امّا مشكل اصلى، زمانى بروز كرد كه قصد داشتم به سمت مقصد راهنمايىشان كنم!
تمام دستور زبانهاى عربىاى كه در دوران تحصيل خوانده بودم، به يكباره از ذهنم پريد و حالا من مانده بودم و چهار چشم كه به من دوخته شده بود. بماند كه با چه ضرب و زورى مسير را بهشان، آنهم به زبان انگليسى، حالى كردم؛ امّا راستش را بخواهيد، از اينكه اينگونه كم آورده بودم و مجبور شده بودم از زبان انگليسى استفاده كنم، خيلى حسّ بدى داشتم. آن هم از اينكه اين همه سال عربى خوانديم و آخرش هم متوسّل به زبان انگليسىاى كه آنرا هم از مدرسه ياد نگرفته بوديم، شدم.
همين اتّفاق ساده، بهانهاى شد كه موضوع گزارش اين هفته را به غارتشدهاى در خصوص زبان عربى قرار دهيم. زبانى كه در كشورمان حسابى مهجور است و حتّى گاهى منفور. اين را از بين حرفهاى مردمى كه سراغشان رفتيم، به خوبى مىشد، فهميد.
قحطى كلاسهاى آموزشى در شهر
در ابتدا، اين آمادگى را بدهيم كه در سطح كلانشهرى چون «تهران»، اگر كلّ شهر را بگرديد، بيش از دو يا سه مركز آموزش زبان پيدا نمىكنيد كه در ليست زبانهاى آموزشى مركزشان، جايى هم براى زبان عربى داشته باشند.
ساناز، دانشجوى يكى از مؤسّسات آموزش زبان معروف تهران است و در حال حاضر، دارد زبان دومش را كه فرانسوى است، ياد مىگيرد. وقتى از او در خصوص اينكه تا به حال به فكر افتاده كه عربى هم بخواند، سؤال مىپرسيم. صورتش طورى جمع مىشود كه گويى به او فحش دادهايم و مىگويد:
عربى؟! مگر بيكارم عربى بخوانم؟ اين همه زبان قشنگ و مهم در دنيا هست. يادگرفتن زبان عربى به چه دردى مىخورد؟
و بعد هم با حسّى ناسيوناليستى، عربها را دست مىاندازد و مىخندد.
خانم مسعودى كه مدير يكى از آموزشگاههاى زبان انگليسى و فرانسه است نيز مىگويد:
الآن انگليسى، زبان اصلى دنياست و البتّه علاقهها هم به همان سمت است. بعيد مىدانم افراد زيادى باشند كه به زبان عربى علاقه داشته باشند و آنهايى هم كه علاقه دارند، مىتوانند در دانشگاه اين رشته را بخوانند. البتّه مشكل ديگر هم اين است كه كتاب آموزشى و استادانى كه در آموزشگاهها به اين كار بپردازند هم خيلى كم است.
به سراغ يكى از آموزشگاههايى كه در هفته، چند روزى هم كلاس عربى در كنار زبانهاى انگليسى، فرانسه، اسپانيولى و آلمانى دارد، مىرويم و از اداره آموزش، علّت محدود بودن كلاسهاى عربى را در طول هفته مىپرسيم. در يك جمله جواب مىدهد:
برايش تقاضا نداريم.
آقاى ملكوتى، دانشجوى يكى از كلاسهاى زبان عربى، مىگويد:
من خودم در دانشگاه عربى خواندهام؛ امّا متأسّفانه شيوه آموزشى اين