ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ٣ ٣ احساس عدم احتياج به ولى خدا
حاكم باشد يا امام حسين (ع) چه فرقى مىكند. مثل كسانى كه الآن در آمريكا هستند و خيال مىكنند دينشان را هم حفظ مىكنند؛ زيرا آمريكا نمىگويد نماز نخوانيد، اصلًا كارى به دين ما ندارند؛ اتّفاقاً در آنجا، مسلمانى بهتر و بيشتر است!! غافل از اينكه نبودن در صفّ سيّدالشّهدا (ع) گناه كبيره و اعظم كبائر است. حرّ (ره) يك شخصيّت بسيار بسيار محترم و فوقالعادّه است و با توبه خود، معجزه كرده و يكى از نمونههاى توبه است. وقتى براى عذرخواهى، خدمت سيّدالشّهدا (ع) آمد، به آقا عرض كرد؛ گمان نمىكردم كار ابنزياد با شما به اينجا برسد!! اين فكر، خودش عين جرم است، بر فرض كه كار ابنزياد با سيّدالشّهدا (ع) به اينجا نمىرسيد، مگر بايد كار به جنگ برسد تا انسان در صفّ سيّدالشّهدا (ع) قرار بگيريد؟! مگر انسان معذور است، در صفّ ابنزياد باشد و سيّدالشّهدا (ع) را تنها بگذارد؟
٣. ٣. احساس عدم احتياج به ولى خدا
جرم را تا به آخر نرسيده، جرم ندانستن و به دنبال جمع دنيا و آخرت بودن، تأخير داشتن، خود را محتاج ولى خدا نديدن، اينكه مىشود جزو اولياى خدا بود و بهشت رفت؛ اگرچه همسفر سيّدالشّهدا (ع) نبود، همگى جرمهايى است كه وجود داشته و علّت تنهايى سيّدالشّهدا (ع) شده است. خيال مىكردند براى اصلاح شدن، نيازى به سيّدالشّهدا (ع) نيست؛ بنابراين طواف كرده، نماز مىخواندند، چلّهنشينى مىكردند تا مهذّب شوند.
به ما دستور دادهاند، مهيّاى ظهور باشيد؛ چون ظهور، ناگهانى واقع مىشود، اصحاب امام زمان (ع) به علّت آمادگى، به محض شنيدن نداى حضرت، همگى در مكّه جمع مىشوند. اينها كه بيكار نيستند؛ ولى طورى آمادهاند كه اگر آب دستشان باشد، زمين گذاشته، مىروند. حبيببن مظاهر در ميان راه حمّام با مسلمبن عوسجه برخورد كرد و گفت: كجا مىروى؟ گفت: مىروم حمّام، گفت: وقت اين كارها نيست از سيّدالشّهدا (ع) نامه رسيده، بايد رفت. از وسط راه، خانه نرفته، به طرف كربلا رفتند. اين آمادگى خيلى فرق مىكند با آن كسى كه در زمان رسيدن سيّدالشّهدا (ع) به كربلا، تازه براى زن و بچّهاش آذوقه مىبرد. خيلى هم دوست دارد به حضرت كمك كند؛ ولى از قبل، فرصتها را تخمين نزده، خودش را مهيّا نكرده، اهل سرعت و سبقت نبوده، پيدا است چنين آدمى عقب مىافتد. اشتغال انسان به كار خويش و اينكه دلمشغولى انسان، ولى خدا نباشد، يا اينكه صبح كه بلند مىشود، فكرش اين نباشد كه امروز در كار امام زمان (عج) چه وظيفهاى دارم، مشكل ساز است. البتّه بار ما را امام زمان (عج) برمىدارد، نه اينكه ما ايشان را يارى كنيم. در صلواتى كه از امام حسن عسكرى (ع) براى امام عصر (عج) نقل شده، آمده است:
«اللهم انصره و انتصر به لدينك و انصر به اوليائك و اوليائه و شيعته و أنصاره؛[١]
خدايا او را يارى كن و به وسيله او، دوستان خود را و دوستان او را و شيعيان و ياران او را، يارى كن.»
به هر حال بايد ديد كجاى اردوگاه امام خالى است، همانجا را پر كرد. دنبال كار خودمان نباشيم، اگر ما به دنبال آيتالله شدن باشيم و آن يكى، به دنبال خانه خريدن باشد و سومى به دنبال چيز ديگر، حتماً اين تعلّقات ما را از ولى خدا دور مىكند. اگر آمادگى و حالت انتظار وجود داشت، انسان به نصرت ولى خدا موفّق مىشود، همينكه حضرت پرچم برداشت، چنين شخصى آماده است. همه كارهايش را كرده، نه اينكه وقتى جنگ شروع شد، تازه به فكر نماز و روزههاى قضا و به فكر قرضهايش باشد. حالا كه سيّدالشّهدا (ع) به ميدان آمده، وقت نماز قضا خواندن نيست، اينها را بايد قبلًا مىخواند، بايد خود را به هر قيمتى كه شده است، به سيّدالشّهدا (ع) برسانى؛ ولو اينكه اين دو ركعت نماز را نخوانى ولو همه قرض عالم روى دوش تو باشد، تا بروى قرضت را بدهى كار تمام شده است.
در هر صورت، اين آماده نبودنها و غفلتها، سلسله عواملى مىباشند كه موجب جدا شدن افراد مختلف از سيّدالشّهدا (ع) و تنها شدن حضرت شدهاند.
پىنوشتها:
[١]. «لهوف»، ابنطاووس، ص ٨٨، ترجمه رجالى تهرانى.
[٢]. نقل شده كه پدر ابوبكر، ابوقحافه، به پسرش گفت اگر بنا بر سن باشد، من از تو پيرتر هستم.
[٣]. عموى امام رضا (ع) و احتمالًا همان كسى هستند كه در گلزار قم مدفونند.
[٤]. سوره نحل، آيه ٤٤.
[٥]. سوره آلعمران، آيه ١٩.
[٦]. سوره آلعمران، آيه ٣١.
[٧]. سوره بلد، آيه ١٠؛ انسان را به راه خير و شر هدايت كرديم.
[٨]. سوره انعام (٦)، آيه ١١٢.
[٩]. خود اين سخنان، حجّت عليه آنها است. شما كه مىدانيد سيّدالشّهدا (ع) كسى است كه اگر برود زمين از حجّت خالى مىشود چرا او را تنها گذاشتيد؟
[١٠]. «مفاتيحالجنان»، محدّث قمى، ص ١٠١٥.
http:// darofogheayande. persianblog. ir/ post/ ٢٦٣/