ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - عزّت حسينى در شعر مسيحى
دولتهاى غربى بر اقليتهاى رو به گسترش مسلمان، به دليل همين تأثيرگذارى باشد؛ زيرا تشنگى و نياز روحى و فكرى چنين افرادى با مشاهده نمونههاى عملى و واقعى جواب پيدا مىكند. موج وسيع اسلامگرايى در جهان پس از وقوع انقلاب اسلامى در «ايران» و جريان عظيم تغيير مذهب در برخى كشورهاى عربى بعد از پيروزى حزب الله «لبنان» نمونهاى از اين حقيقت است. كسانى كه چندين دهه خفّت و خوارى در مقابل دشمن را تحمّل كرده و از سران و حاكمان كشورهاى عربى جز تسليم و ذلّت نديده بودند، اينك با گروهى كمشمار روبهرو بودند كه رژيم اشغالگر «قدس» و «آمريكا» در مقابل ايمان و استواريشان به زانو در آمده بود.
اهل جنوب لبنان- چه مسلمان و چه مسيحى- كه در طول سالها از نزديك شاهد تجاوزها و غارتگرىهاى صهيونيسم بودهاند و به يقين دريافتهاند كه جز مقاومت راهى براى سعادتمندى و عزّت ندارند ريشههاى اين مقاومت و پايدارى را در حقجويى و شهادتطلبى نهضت كربلا مىيابند و اين باور تاريخى در ادبيات متعهّد و معاصر لبنان مشهود است.
يكى از مهمترين عناصر در اشعار و نوشتههاى ادباى مسيحى لبنان همين توجّه به بعد حماسى در نهضت عظيم سيدالشّهداء (ع) است. اين موضوع به عنوان يكى از عناصر مهم در شكل گيرى باور عمومى عامّه مردم و مسيحيان لبنان خصوصاً در جنوب نسبت به مقاومت و جايگاه حزب الله خود به صورت مستقل ارزش پژوهش دارد. اين بُعد حماسى و ارزشى در اساس مفهوم عاشورا و نهضت امام حسين (ع) و امتداد اين رويكرد در شرايط روز در ادب مسيحى معاصر به شكل برجسته ديده مىشود.
چيزى كه شايد امروزه ما در ايران به مرور از آن دور و دورتر شدهايم؛ گرچه در سالهاى آغازين شكلگيرى انقلاب اسلامى اين عنصر در ادبيات آيينى ما به وضوح ديده مىشد؛ امّا به تدريج جنبههاى احساسى و عاطفى برجستهتر شده و گاه تحت تأثير اسباب مختلف، خواسته و ناخواسته به نوعى عوامگرايى مبتذل گشته است.
هر چند نمىتوان جنبههاى عاطفى و احساسى اين موضوع را ناديده گرفت و شك نيست كه بخشى از اين جنبههاى عاطفى حاصل معرفت و شناخت مقام و جايگاه ولايى امام و اهل بيت او (ع) است، آنچه را بايد مورد تأكيد قرار داد، اهمّيت و جايگاه معرفت در عزادارى حسينى است.
در طول تاريخ شيعه اين عزادارىها مهمترين وسيله انتقال معارف بوده و به تعبير بنيانگذار جمهورى اسلامى اين محرّم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.
اگر شعر آيينى از عنصر معرفتى و يادآورى حقايق شيعى و تبيين اهداف عالى قيام سيدالشّهداء (ع) و تأكيد بر عناصر اساسى اين نهضت الهى چون عدالتخواهى، جهاد، حقطلبى، امر به معروف و نهى از منكر خالى يا كمبهره باشد از هدف اساسى خود دور مانده است. مطلوب اين است كه چنين عناصرى در قالب و ظرف ادبى و هنرى متناسب با شرايط مخاطب و اقتضاى زمان ريخته شوند و در پوششى از جنس احساس و عاطفه به گوش و چشم مخاطب انتقال يابند.
و حقيقت اين است كه امروز اين جنبه در شعر و ادبيات عاشورايى مسيحى لبنان واضحتر ديده مىشود. اين جريان كه مىتوان آن را گونه ادبى جديدى برشمرد از اين عناصر به خوبى بهره برده و از آنجا كه شرايط سياسى و اجتماعى منطقه و رويارويى با دشمنان خارجى و مزدوران داخلى نيز فقدان و حسرت چنين ارزشهايى را اقتضا مىكرده بسيار به عناصرى چون عزّتمندى و شجاعت و قيام علوى در نهضت كربلا توجّه داشته است؛ البتّه نمىتوان در اين ميان منكر خصوصيتهاى فردى شاعران و نويسندگان شد.
چه بخواهيم و چه نخواهيم كسى چون جرج شكور كه حتّى در زندگى فردى داراى نوعى مناعت طبع و آزادگى است و در يكى از اشعار خود مىگويد:
هنگام مرگ جنازهام از تشييعكنندگان پيشى خواهد گرفت
و با چنگ خود گور را حفر خواهد كرد
تا حتّى منّت گوركن هم بر سرم نباشد!
بيش از ديگران به اين عناصر در قيام عاشورا توجّه مىكند.
به طور طبيعى كسى چون جوزف هاشم كه صراحتاً به پيشينه شيعى و اصالت حسينى و سيادت هاشمى خاندان خود افتخار مىكند و مىسرايد كه:
من هاشمى هستم و از آن خاندان پاكم و خون آن خاندان پاك در رگهايم جارى است.
بيش از ديگران احساس ارتباط و تعلّق به اين ارزشهاى بزرگ و عظيم دارد.[١]
از اين رو چنين شاعران و نويسندگان و متفكّرانى كه از بيرون و بدون پيشداورى اعتقادى يا عاطفى با ابعاد گوناگون حادثه كربلا آشنا شدهاند به اين عناصر بيشتر توجّه كرده و گاه از كم توجّهى شيعيان به اين ابعاد و اكتفا به جنبه عزادارى و سوگوارى گلايه دارند.
نكته جالب توجّه در بسيارى از اين آثار بهرهگيرى آنان از كلمات و عبارات سيدالشّهداء (ع) و زينب كبرا (س) در مسير حوادث مختلف است تا جايى كه بسيارى از اشعار آنان حاوى متن اين عبارات و كلمات است و اين موضوع خود بر غناى معرفتى اين گونه ادبى مىافزايد مخصوصاً با توجّه به اين نكته كه صاحب اثر از پيروان اهل بيت (ع) نيست.
نمونههايى كه در اينجا ذكر مىكنيم تنها مثالهايى پراكنده براى تبيين موضوع است و جا دارد براى بررسى اين گونه ادبى خاص مطالعه و تحقيق مستقلّى صورت گيرد.[٢]