ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - چهار ويژگى انقلاب حسين (ع)
چهار ويژگى انقلاب حسين (ع)
آنتوان پارا (نويسنده نامدار مسيحى)؛ مترجم: م- آزاد اردبيل
هيچ حماسه انسانى در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسين (ع) در «كربلا» مورد تحسين و توجّه عاطفى قرار نگرفته و جنبه آموزشى نداشته است. اين حماسه به عنوان يك رويداد عاطفى و احساسى نقطه عطف مؤثّرى در روند عقايد اسلامى شده است. حماسهاى كه اگر نبود اسلام نه تنها نمىتوانست به عنوان يك عقيده ريشهدار و ايمان محكم در باطن مسلمانان جاىگير شود؛ بلكه در حدّ يك مذهب كم فروغ و ضعيف در ميان انسانها معرفى نمىشد.
قيام حسين بن على (ع) زلزلهاى شگرف بود كه توانست پايههاى امّت اسلامى را تا دورترين نقطهها به لرزه درآورد، چشمها را بگشايد و وجدانها را عليه هيمنه و اقتدار دروغين و شرّ ستمپيشگان بيدار كند، همانان كه در صددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسانها مستولى كنند و ارزشهاى دينى را با عناوين پوشالى از بين ببرند و با تباه كردن حقوق دينداران، انوار ذاتى و جوهرى جذّابيت دين را خاموش كنند.
حماسه حسينى، انقلاب به تمام معنى كلمه بود چيزى كه به هيچ وجه قابل قياس با ديگر انقلابها نيست؛ چرا كه عظمت آن فراتر از معناى محدود واژگان و بزرگتر از معيارهاى قابل قياس بشرى است. انقلابى است كه به درجاتى بالاتر از حماسه ارتقا يافت و اين حقيقتى است كه براى شكلگيرى حماسهها معمولًا انسانها فدا مىشوند؛ امّا در آفرينش اين حماسه نه انسانهاى معمولى كه خاندان و اهل بيت پيامبر (ص) شركت داشتند.
عاشورا، قيامى است كه هدفش حفظ كيان امّت محمّد (ص) و مصون داشتن عقايد مسلمانان و حمايت از سنّت مقدّس رسول اكرم (ص) و دور ساختن دست گستاخان از آن است. بايد گفت آن كس كه انقلاب حسينى را به عنوان حماسه بپذيرد، بزرگتر از آن نمىيابد؛ زيرا حماسهها و انقلابهايى كه جهت حركت تاريخ و امّتها را تغيير دادهاند به نسبت بزرگى اهداف و امكان تبديل شدنشان به يك عقيده يا اصل اعتقادى براى گروه يا گروههايى قابل سنجشند. با اين معيار، انقلاب حسين (ع) از زمان پيدايش تا ابدالآباد در نوع خود هم اوّلين انقلاب تاريخ و هم بىنظيرترين انقلابها در تاريخ انسانيت است، به عبارت ديگر اين انقلاب تا جهان باقى است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند؛ زيرا شكلگيرى آن به خاطر انسان بوده است.
اگر مىگوييم انقلاب حسينى «نخستين» انقلاب است از آن روست كه در چارچوب وقايع جهان اسلام و در تاريخ اديان آسمانى نخستين انقلابى است كه بر مبناى اصول و ارزشهاى عقيدتى به وقوع پيوسته است.
اگر مىگوييم «پيشتاز» است از اين روست كه هم زمينه را براى روح انقلابى آماده كرده و هم خود يك انقلاب روحى است كه دلهاى مسلمانان را شيفته و بىقرار خود ساخته و معنى بزرگمنشى و پايمردى انسان مؤمن را در برابر فتنهگرانى كه به نام دين رگههاى شرك و بيهودگى را در پيكره عقايد اسلامى تزريق مىكنند؛ يادآور شده است.
انقلاب حسينى، دعوت آشكارى بود براى زدودن اين رگهها و تخريب پايههاى گمراهى و ايستادگى در برابر اهداف كسانى كه از صراط مستقيم شريعت منحرف شده و با آبروى شريعت و دين بازى مىكردند؛ هم آنان كه بر سر كيان آيين نوظهور اسلام قمار كردند تا بتوانند آن را پيش از رشد و بالندگى به خاك بسپارند.
اگر مىگوييم «يگانه» است از اينروست كه با تسخير وجدانهاى مسلمانان تأثيرات عقيدتى محكمى بر جاى گذاشت. درست در زمانى كه پايههاى حكومت حكّام اسلامى و حكومتگران به نام دين، به واسطه اعمالشان نيازمند وارد آمدن شوك و ضربهاى كارى بود؛ قيام شهادتطلبانه حسين (ع) همان ضربه كارى بود كه تأثيرى برقآسا در آن دوران و دورانهاى بعد گذاشت. صاعقهاى بود كه چشمهاى عشق و محبّت را در وجدانهاى بيدار نسلهاى بعد جارى خواهد كرد.
و بالأخره اگر مىگوييم انقلاب عاشورا انقلابى «جاودانه» است از اينروست كه يك انقلاب انسانى به تمام معنى است. از انسان است براى انسان، اين انقلاب با خون پاك حسين (ع) گلگون شد و از همين رو در نهاد تمام مسلمانان به عنوان نماد كرامت دين شناخته شد و انسان مسلمان توانست شاهد ورق خوردن صفحات جديدى در روند عقيدهاش باشد، صفحاتى روشن و خالى از تزوير و بردگى و بندگى كه كلمات آن با حروفى نورانى نگاشته شده تا ضمير انسان را به راههاى درستى كه بايد در آنها حركت كند، رهنمون شود و او را به اوج سلامتى و امنيت كه شايسته يك انسان است، برساند. از اين رو [انقلاب حسين (ع)] جاودانه است؛ زيرا يك انقلاب اخلاقى است و قانون جديد اخلاق را پىريزى كرده است، قانونى كه روشنگر راه مبارزه امّت اسلامى در تمام سطوح و زمينههاست و به او مىآموزد كه چگونه فدا كردن جان و تن در زمانها و مكانهاى پر خطر، آسان است و چگونه مردن، سعادت و زندگى با ظالمان دردآور و سخت است و اينكه مرگ با عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است.