ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٤ تدبير، روشن بينى در برنامه ريزى
ى
اران عاشورا با ديدار امام، توانى تازه مىيافتند. همچون خود امام، بىهراس مىجنگيدند و در آخرين زمزمه نيز، نسيم ياد حسين لبهايشان را متبرّك و متبسّم مىساخت.
ياران امام مهدى (ع) نيز چنين سيرت و صفاتى دارند، به امام عشق مىورزند و شيفتگى خويش را به هر بهانه و هر جا نشان مىدهند. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«ياران امام مهدى (ع) مردانى از جنس پولادند و همه وجودشان يقين به خدا. مردانى سختتر از صخرهها. اگر به كوهها روى آورند، آنها را از جاى برمىكنند. درفش پيروزگر آنان به شهر و پايتختى روى نمىنهد؛ مگر اينكه آنجا را به سقوط وا دارد. گويى آن مردان، عقابهاى تيز چنگالند كه بر مركبها سوار شدهاند. اينان براى تبرّك و فرخندگى، دست خويش را به زين اسب امام مىشكند و بدين سان تبرّك مىجويند. او را در ميان مىگيرند و جان خويش را- در جنگها- پناه او مىسازند و هر چه را اشاره كند، با جان و دل انجام مىدهند. اين شيرمردان، شب هنگام نخوابند و چون صداى زنبوران عسل، زمزمه قرآن و مناجات خويش، در هم اندازند و تا بامداد، به عبادت خدا بايستند و بامدادان، سوار بر مركبها باشند. آنان راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش دارند و چون مشعلهاى فروزانند؛ دلهاى منوّر آنان، بسان قنديلهاى نور در سينههايشان آويخته است.»[١]
اين مردان، تنها از خدا مىترسند و فرياد «لا اله إلّا الله» و «الله اكبر» آنان بلند است و همواره در آرزوى شهادت و كشته شدن در راه خدايند. شعارشان «يالثارات الحسين؛ بياييد به طلب خون حسين» است. به هر سوى روى آورند ترس از آنان پيشاپيش در دل مردمان افتد و تاب مقاومت از همه بگيرد. [اينان] دسته دسته، به سوى خداوند [با امام] خويش روى مىآورند و خدا به دست آنان، امام حق را يارى مىكند.
٣. دين مدار، دين دار و دين يار
نهضت و حركت اباعبدالله (ع) و يارانش براى اصلاح دين، زدودن غبارها و زنگارهاى تحريف و بدعتها بود. امام (ع) در وصيت نامه خويش كه آن را به دست برادرش محمّد حنفيه مىسپارد، به اين ويژگى و هدف اشاره مىكند:
«من در خيزش و قيام خويش، قصد اصلاح امّت جدّم و امر به معروف و نهى از منكر را دارم ....»[٢]
در عرصه نبرد، ياران امام حسين (ع)، بر دفاع از حريم دين تأكيد مىكردند. از همين رو، امام (ع) را سزاوار دفاع مىدانستند.
در انقلاب نهايى جهان نيز ياران موعود (ع)، دين مدار و دين يارند؛ مگر قيام امام مهدى (ع)، جز براى برپايى دين پيامبر (ص) است:
«زمانى كه امام مهدى (ع) قيام كند، امرى تازه مىآورد؛ چنان كه پيامبر خدا (ص) در صدر اسلام امرى تازه آورد.»[٣]
امام زين العابدين (ع) خطاب به ابوخالد كابلى، در وصف ياران امام مهدى (ع) مىفرمايد:
«اى ابوخالد! مردمانى كه در روزگار غيبت به سر مىبرند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمانها برترند؛ زيرا خداوند متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده كه غيبت امام زمان (ع) براى آنان مانند حضور است. خدا اين مردم را مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانند كسانى كه در ركاب پيامبر (ص) شمشير مىزدند و پيكار مىكردند. آنانند اخلاص پيشگان حقيقى و شيعيان واقعى، آنانند- كه در نهان و عيان- مردم را به دين خدا دعوت مىكنند.»[٤]
٤. تدبير، روشنبينى در برنامهريزى
انقلاب عاشوار، آنچنان دقيق، برنامهريزى شده، سنجيده و نظاممند بود كه هر حركتى از آن، گويى عضوى از يك اندام است كه تفكيك و جدايى آن از كلّ پيكره ممكن نيست و تنها در درون همان معنا و مفهوم مىيابد. اين انداموارگى را در آغاز حركت، موضع گيرىها، منازل راه، صحنه عاشورا و پس از آن به روشنى مىتوان يافت.
برنامهريزى عاشورا در نحوه رزم، نوع سخن گفتن، رفتن افراد به ميدان، از اجزاى قابل مطالعه و زيبا است. حركت پس از عاشورا و برخوردها، سخنرانىها و شيوههاى تحقير عبيدالله و يزيد- دو عنصر مغرور و مستكبر- نيز از بخشهاى قابل تأمّل در برنامه نهضت حسينى است.
مطالعه نهضت و حركت اباعبدالله (ع) نشان مىدهد كه امام در هر منزل برنامه ريزى مىكند. با تدبير و ظرافت تمام بر آمادگى روانى و دانش ياران مىافزايد و مراحل بعدى راه را تبيين و روشن مىسازد تا هر كس بداند در كجاى اين برنامه بزرگ مىتواند قرار بگيرد و اگر نمىتواند سر خود گيرد و از كربلا بيرون آيد.
شيوه برخورد امام (ع) در «منزل شراف» كه جذب شدن حرّ بن يزيد رياحى و زهير بن قين را در پى داشت،[٥] تدبير و برنامه اباعبدالله الحسين (ع) را روشن مىسازد. مهلت خواستن در شب عاشورا نيز از برنامههاى جالب كربلا است و در پس برنامهها، تدبير و برنامه است، چه در حركت امام زمان (ع) چه در مظاهر و شعائر، مانند لباس، سلاح، نوع حركت و حتّى در شعار آن بزرگوار، برنامه دقيق و تدبير عميق او را مىتوان يافت:
«أَنَّالْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[٦]
... بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد.»