ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ٢ عشق ورزان به امامت و ولايت
«آگاه باشيد! هر آن كس از ما كه فتنههاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مىنهد و بر همان سيره و روش پيامبر و امامان رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد، بردگان و ملّتهاى اسير را آزاد سازد، جمعيتهاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آورى مىكند. اثر قدمش را نمىشناسند؛ اگر چه دريافتن اثر و نشانهها تلاش فراوان كنند. سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنهها آماده مىگردند و چونان شمشيرها صيقل مىخورند، ديدههايشان با قرآن روشنايى گيرد، در گوشهايشان تفسير قرآن طنين افكند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مىكشند.»[١]
آنان كه از چشمه سار قرآن سيراب مىشوند، دشمن شناس و پايدار در عرصه جهاد و ايثارند. در كربلا، امام يك شب امان و مهلت مىطلبد و مىگويد: «ما شيفتگان عبادت و زمزمه قرآنيم.» شب عاشورا، فضا عطرآميز از نسيم نفسهاى قرآنى و دلاويز از زمزمههاى عاشقانه و عرفانى مىشود. هر كس با عاشورا آشنا بوده و بىتاب ظهور و حضور در جمع ياران امام مهدى (ع) است، با حكمت و معرفت قرآنى همدم مىگردد كه «بىمعرفت» قرآنى، نه عاشورا مىشد و نه حكومت مهدوى، محقّق مىشود.
نكته لطيف و مشترك در ميان صحابه دو انقلاب، عشقورزى به قرآن است.
در وصف شب عاشورا گفتهاند:
زمزمه آنان در خيمه ها، چون زمزمه زنبور در كندوى عسل بود.[٢]
در وصف ياران امام موعود (ع) نيز گفته شده كه چشم روشنى آنها، «تنزيل» و نغمه دلپذير و گوشنواز زندگيشان تفسير قرآن است.[٣]
آيا جز اين است كه تلاوت قرآن، آرامش مىبخشد و جان را از طمأنينه لبريز مىسازد؟ در پرتو همين آرامش، مىتوان طوفانها و بحرانها را شكست و به ساحل امنيت و آسايش رسيد.
٢. عشق ورزان به امامت و ولايت
ياران عاشورا، بىبهانهاند. بر سر جان چانه نمىزنند و در هر چه امامشان مىگويد و مىخواهد، ترديد روا نمىدارند. در بسيارى از سرودهاى صحابه، دفاع از اهل بيت، دفاع از حريم امامت و عشقورزى به اباعبدالله، محور اصلى است.
زهير پسر قين، سردار سپاه جناح راست لشكر امام، چنين رجز مىخواند:
من، زهير بن قينام.
به وسيله شمشير، شما را از اطراف حسين دور مىسازم.
حسين (ع) سبط رسول خدا و عترت پاك و برگزيده اوست.
بر شما فرود مىآورم و هيچ اندوهى ندارم.
در هنگام نبرد، چونان پروانه، گرد امام (ع) مىچرخيدند و جان خويش را سپرش مىساختند. سعيد، پسر عبدالله حنفى در هنگام نماز اباعبدالله (ع)، جانش را سپر تيرها كرد. هر تيرى كه به قصد عضوى از اعضاى امام (ع) از كمان رها مىشد، سعيد، همان عضو خويش را روياروى تير قرار مىداد و در پايان نماز امام (ع)، با بدنى كه تيرها آن را پوشانيده بود، مقابل حضرت افتاد و امام، گرماى محبّت خويش را به پيشانىاش بخشيد و بهشت و ديدار پيامبرش را مژده داد.
كربلا، صحنه عشق بازى با نام حسين (ع) است. ياران حسين (ع) كه به «راه» و «سيرت» حسين (ع) آگاهند، با نام، ياد و همراهىاش سرخوش بودند و از عشق او سرشار.