ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ٤ تدبير، روشن بينى در برنامه ريزى
برنامه مهدى موعود (ع) و يارانش، پايان دادن به تباهى و سياهى و گسترش قسط و عدل است:
«امام مهدى (ع) فريادرسى است كه خداوند او را مىفرستد، تا به فرياد مردم عالم برسد ... ياران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گيرند. همه كس و همه چيز مطيع آنان شوند، حتّى درندگان صحرا و مرغان شكارى خشنودى آنان را بطلبند. شادى و شادمانى يافتن به اين پيام آوران دين و صلاح و عدالت، تا بدان جاست كه قطعهاى از زمين بر قطعهاى ديگر مباهات مىكند كه يكى از ياران امام مهدى (ع) بر آنجا پا نهاده باشد.»[١]
هدف قيام كربلا، رويارويى با ظلم، بازگرداندن به سيره پيامبر (ص) و امام على (ع)، اصلاح امّت و امر به معروف و نهى از منكر بود و برنامه امام مهدى (ع) نيز چنين است. ياران امام مهدى (ع) چون صحابه عاشورا، ميثاق پاك بازى و فداكارى در راه آرمان هاى دين، ستيز با سياه كاران و دفاع از حريم قرآن و اهل بيت (ع) دارند.
آنان مدير و مدبّرند، برنامه ريزانى بصير و گردانندگانى خبير كه پاى ارادهشان را هيچ خطرى نمىلرزاند و عزم سترگشان را هيچ طوفانى بر نمىآشوبد.
پىنوشتها:
[١]. نعمانى، محمّد بن ابراهيم، الغيبه، ص ٢٣٠، باب ١٣، ح ١٣.
[٢]. ابن قولويه، كامل الزاريات، ص ٣٣٢، ح ١١.
[٣]. نهج البلاغه، خ ١٠.
[٤]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٩٨.
[٥]. نهج البلاغه، خ ١٥٠.
[٦]. سيد بن طاووس، اللهوف، ص ٧٩.
[٧]. احمدبن ابى عبدالله برقى، المحاسن، ج ١، ص ٢٥١، باب ٢٩. ح ٢٦٧.
[٨]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٧٤، باب ٣٧.
[٩]. نهج البلاغه، خ ١٥٠.
[١٠]. سيد بن طاووس، همان، ص ٩٤.
[١١]. نهج البلاغه، خ ١٥٠.
(١٢). بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٢٥.
[١٣]. همان، ج ٥٢، ص ٣٠٧، باب ٢٦، ح ٨٢.
[١٤]. همان، ج ٤٤، ص ٣٢٩، باب ٣٧.
[١٥]. شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٤٨.
[١٦]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ٣٢٠، باب ٣١، ح ٢.
[١٧]. ر. ك: همو، الإرشاد، ج ٢، ص ٧٦.
[١٨]. سوره أنبيا (٢١)، آيه ١٠٥.
[١٩]. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٦٧٣، باب ٥٨، ح ٢٦: از جابربن يزيد از امام صادق (ع).
فرزند سدرة المنتهى
هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد، هر كس نمىشناسد من با ذكر حسب و نسب خود، خود را معرفى مىكنم:
من فرزند مكّه و منايم؛
من فرزند زمزم و صفايم؛
من فرزند كسى هستم كه حجرالأسود را با اطراف عباى خود برداشت؛
من فرزند كسى هستم كه بهتر از همه، جامه حج را به تن كرد؛
من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم؛
من فرزند بهترين حج به جا آورندگانم؛
من فرزند كسى هستم كه شبانه به سوى مسجدالاقصى برده شد؛
من فرزند كسى هستم كه او را به سدرةالمنتهى بردند؛
من فرزند كسى هستم كه نزديك حضرت حق گرديد و نزديكتر شد تا اينكه فاصلهاش به طول دو كمان يا نزديكتر شد؛
من فرزند كسى هستم كه خداوند بزرگ آنچه را كه بايد به او وحى نمود؛
من فرزند حسين، كشته شده در كربلايم؛
من فرزند على مرتضايم؛
من فرزند محمّد مصطفايم؛
من فرزند خديجه كبرايم؛
من فرزند فاطمه زهرايم؛
من فرزند سدرة المنتهايم؛
من فرزند درخت طوبايم؛
من فرزند كسى هستم كه به خون خود غلطيد؛
من فرزند كسى هستم كه جنّيان و پريان نيز در تاريكى بر او گريستند؛
من فرزند كسى هستم كه پرندگان در آسمان بر او نوحهسرايى كردند ...
اى يزيد! پدر مرا از روى ظلم و ستم كشتى و اموال او را به تاراج بردى و زنانش را اسير گرفتى ... واى بر تو از روز قيامت، آنجا كه خصم و شاكى، جدّ و پدرم خواهند بود.