ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - بخش دهم ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
بخش هفتم: بيان مراحل قيام كربلا
امام حسين (ع) آغازگر جنگ و خونريزى نبود و براى جلوگيرى از ظلم و ستم، مراحلى را طى كرد كه در اين زيارتنامه اين مراحل به اين صورت ذكر شده است كه: «ايشان مردم را به وسيله حكمت و موعظه حسنه به سوى خدا دعوت كرد و به برپايى حدود الهى و فرمانبردارى از خداوند امر كرد و مردم را از پليدىها و سركشى نهى كرد و آنها را از عذابهاى الهى ترساند و حجّت را بر آنها تمام كرد.»
بخش هشتم: برخورد شديد دشمن با امام حسين (ع)
در اين قسمت بيان مىكند كه وقتى امام حسين (ع) حجّت را بر آنها تمام كرد، به مبارزه با آنها پرداخت و آنها پيمان و عهد و بيعت شكستند، به جنگ ابتدا كردند و با هر وسيلهاى به امام حسين (ع) و يارانش ضربه زدند و امام حسين (ع) نيز با قدرت تمام به مقابله با آنها پرداخت. سپس در ادامه چنين آمده است:
«و چون دشمنان تو را ثابت قدم و قوىدل ديدند، براى تو دامهاى مرگآفرين قرار دادند و آب را بر تو بستند و تو را تيرباران و سنگ باران نمودند و با زخمهاى فراوان تو را از پاى انداختند و راه نجات را برايت بستند و كار به جايى رسيد كه ديگر برايت ياورى نمانده بود؛ ولى در عين حال، همه چيز را به حساب خدا گذاشته بودى و صابر بودى و از زنان حرم و فرزندانت دفاع مىكردى، تا آنجا كه تو را از اسب سرنگون ساختند و اسبها تو را لگدكوب مىكرد و تجاوزگران با شمشيرهايشان بر تو ضربه مىزدند، در اين هنگام عرق مرگ بر پيشانيت نشست ... و تو هنوز گوشه چشمى به سوى حرم و خيمههايت مىگرداندى.»
سپس در ادامه واقعه چنين آمده است:
«اسب تو شيونكنان از تو دورشده، شيهه كشان و گريه كنان به قصد خيام حرم سرعت مىگرفت. پس چون زنان حرم اسب تو را بلازده و زين را واژگون ديدند، از خيمهها بيرون آمدند؛ در حالى كه موهايشان را پريشان كرده و بر صورتهاى خويش سيلى مىزدند و نقاب از چهره انداخته بودند و با صداى بلند مىگريستند؛ در حالى كه بعد از عزّت ذليل شده بودند و به سوى قتلگاه تو مىشتافتند و در اين حال شمر بر روى سينه تو نشسته بود و شمشيرش را در گلويت فرو مىبرد و از خون گلويت سيرابش مىكرد و با دستش محاسن تو را گرفته بود و با شمشير تيزش سر از بدنت جدا مىكرد. در اين حال حواست از حركت باز ايستاد و نفسهايت پنهان شد و سرت بر بالاى نيزهها رفت و ...»
بخش نهم: وقايع بعد از شهادت و آثار آن
در اين بخش سخن از اسارت اهل بيت (ع) و به غل و زنجير كشيدن و حركت دادن آنها در صحراها در هواى گرم و سوزان در بازارهاست. سپس خطاب به امام حسين (ع) چنين آمده است:
«با كشتن تو اسلام را كشتند و نماز و روزه را متروك ساختند و سنّتهاى الهى و احكام دين را شكستند و پايههاى ايمان را ويران نمودند و آيههاى قرآن را تحريف كردند و در ظلم و تجاوز سرعت گرفتند ... و كتاب الهى مهجور واقع شد ... و با فقدان تو ذكر الله اكبر و لاالهالّاالله و حرام و حلال خدا و تنزيل قرآن، مفقود شد و بعد از تو تغيير و دگرگونى و بىدينى و تعطيل دين و هوا و هوسها و گمراهىها و فتنهها و باطلها ظاهر گشت.»
بخش دهم: ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
بخش پايانى زيارت به توسّل به خاندان عصمت و طهارت (ع) اختصاص يافته و زائر با واسطه قرار دادن ارواح پاك امامان معصوم (ع)، سعادت دنيا و آخرت و پاك شدن از همه گناهان و پليدىها را از خداوند درخواست مىكند.
پيام اين بخش از زيارت اين است كه تمام اين تكريمهايى كه نسبت به اهل بيت (ع) مىشود به اين دليل است كه اينها چون بر اقرار به خدا ثابت قدم بودند و مطيع و ياور پيامبر (ص) بودند و از نورى كه با پيامبر (ص) نازل شد، تبعيت كردند. بنابراين تنها وسيلهاى هستند كه مىتوانند واسطه بين ما و خدا گردند و در آخرت نيز شفيع ما واقع شوند. بنابراين در «زيارت جامعه» نيز مىخوانيم:
«خدايا! اگر من شفيعانى نزديكتر از محمّد و اهل بيت اخيار و ابرار او (ع) مىيافتم، آنها را در درگاه تو شفيع قرار مىدادم.»
«اللّهمّ ثبّتنى على الاقرار بك و احشرنى عليه و الحقنى بالعصبة المعتقدين له، الّذين لم يعترمنهم فيك الريب و لم يخالطهم الشك، الّذين اطاعوا نبيك و وازروه و عاضدوه و نصروه و اتبعوا النور الّذى انزل معه.»
پىنوشتها:
(\*) لفظ «ناحيه» از زمان امام على النّقى و امام حسن عسكرى (ع) كه شيعيان در جوّ اختناق به سر مىبردند به عنوان رمز استفاده مىشد و مرادشان از اين لفظ محلّى بود كه امام را در آنجا ديدهاند يا حكمى را از ايشان گرفتهاند، در عصر غيبت صغرى نيز كسانى كه به حضور حضرت