ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - فتح محمدى
الهام مىكند. از آنجا كه شعار «يا لثارات الحسين» نشانههاى بزرگ و آشكارى از اهداف و مقصد امام مهدى (ع) را در خود دارد، لازم است تا شرايط دو قيام، اهداف و نقاط مشترك آن دو را بشناسيم. ضمن توجّه به اين نكته كه آرمان هر دو قيام، تحقّق اسلام و شريعت والاى آن مىباشد.
امّا قبل از آن ناگزير از شناختن روش رسول اكرم (ص) در «فتح مكّه» و ارتباط آن با «فتح حسينى» و «فتح مهدوى» (ع) هستيم؛ زيرا اين سه فتح، در حفاظت و نگهدارى دين اسلام نقش مؤثّرى داشتند.
فتح محمدى
خداوند متعال در كتاب آسمانى خود فرموده است:
«إِذاجاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً ...؛»[١]
«چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد و ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا درآيند ...»
و او همچنين فرموده است:
«إِنَّافَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً؛[٢]
ما تو را پيروزى بخشيديم، [چه] پيروزى درخشانى!»
امّا [سؤال اين است كه] جبهه اصلى روبهروى پيامبر (ص) كدام گروه بودكه فتح مكّه- محلّ بعثت و آغاز دعوت پيامبر- را چندين سال به تأخير انداخت تا آنكه به سبب اهمّيت اين مسئله، سال فتح مكّه، از سوى آن حضرت (ص) «سال پيروزى» نام گرفت. براى توضيح مسئله اصلى كه پيامبر اكرم (ص) با آن مواجه بود، لازم است به وقايع سال موسوم به «عام الفيل» (٥٧٠ م.)- سال ولادت رسول خدا (ص)- باز گرديم.
وقتى كه ابرهه، پادشاه «يمن»، قصد حمله به مكّه مكرّمه و انهدام «بيتالله الحرام»، كعبه را نمود، اهالى مكّه، منازل خود را ترك كردند و به كوههاى اطراف پناه بردند. در آن حال بود كه بزرگ آنان- عبدالمطلّب- اين عبارت را به زبان راند كه «كعبه پروردگارى دارد كه از آن محافظت مىنمايد».
آنگاه خداوند معجزه خود را براى حفظ كعبه شريف آشكار ساخت و پرندگان ابابيل را همراه با سنگ ريزههاى سجّيل- درشتتر از عدس و ريزتر از نخود- بدانجا فرستاد.
پس از اين واقعه بود كه نظريه جديدى در اذهان مردم ريشه دواند و آن عبارت از وجود نوعى تلازم بين تقدّس كعبه و سرورى قريش بر مكّه بود. عاملى كه باعث شكلگيرى قوّت ادبى و در نتيجه نفوذ قريش نزد ديگر قبايل عرب شد. آنان به دليل آن كه زائران خود را مجاور و محافظ بيت الله مىدانستند؛ بنابراين نفوذ ادبى قريش، دشوارترين مانعى بود كه در آغاز دعوت و همچنان در مدّت سيزده سال حضور پيامبر (ص) در مكّه بر سر راه آن حضرت قرار داشت تا آنجا كه اندك بودن اسلام آورندگان، نه از ضعف در شيوههاى تبليغ يا كاستى در آن، بلكه به دليل وجود و استمرار همين تفكّر رسوخ يافته، يعنى نسبت قائل بودن بين تقدّس كعبه و سيادت قريش بر مكّه بود. از اينجا حكمت هجرت آن حضرت (ص) به «يثرب» آشكار مىشود و به دليل شناخت اين حقيقت از سوى آن رهبر بزرگ (ص)، در «صلح حديبيه» با قريش بر اين امر پيمان را گرفت كه واسطهگرى قريش از رابطه ميان او و ديگر اعراب برداشته شود و قريش دست از توسعه نفوذ ادبى خود در ميان اعراب، به منظور ممانعت از ارتباط آنان با پيامبر (ص) بكشد و تبليغات دروغ خود را عليه پيامبر (ص) و دين او متوقّف سازد.
پيروزى پيامبر اكرم (ص) بر قريش و فتح مكّه در سال هشتم هجرى، دشوارترين مانع را از راه پيشرفت و انتشار اسلام برداشت. اين امر، حاصل از بين رفتن تلازم ذهنى ياد شده از افكار مردم بود. به همين دليل، مردم بدون زحمت و مشقّت گروه گروه به دين خدا وارد شدند. بر همين اساس سال فتح مكّه، «عام الفتح» عنوان گرفت و آن به دليل كثرت ورود قبايل عرب بر پيامبر اكرم (ص) جهت اعلام پذيرش ولايت و رهبرى ايشان و گردن نهادن به اسلام بود. بدين ترتيب حضرت محمّد (ص) رهبر بلا منازع «جزيرة العرب» گرديد.