ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ١ آثار و فوايد ابتلائات الهى
عاشورا، محور سلوك
سيدمحمّد مهدى ميرباقرى
دو راه براى قرب به خداى متعال وجود دارد، يك راه كه راه مرسوم مىباشد، اين است كه انسان به اندازه همّتى كه دارد نتيجه مىگيرد، در اين بين اگر كفران كرد، از هدايتهايى كه شامل حالش شده، محروم مىشود؛ بنابراين بعد از وارد شدن به ميدان مجاهده باطنى، ميزان شكر و كفر انسان، در امر هدايتش تأثير دارد، ولى بعد از همه اين زحمات، يكى از مهمترين چيزهايى كه در موفّقيت انسان تأثيرگذار است، ابتلائات الهى است كه، متناسب با موقعيت عبد، براى رشد معنوى او فراهم مىگردد؛ يعنى براى رشد انسان همه رياضتها مفيدند؛ ولى هيچكدام به اندازه ابتلائات الهى، مؤثّر نيستند. به عبارت ديگر ابتلائات الهى بهترين نردبان سير و سلوك است.
بين ابتلائات و رياضتها، تفاوتهايى وجود دارد؛ از جمله بعضى از آفتهايى كه رياضتها را تهديد مىكنند، مثل عجب و خروج از حدّ تقصير در بندگى و تكبّر بر بندگان خدا، در ابتلائات الهى نيستند؛ البتّه بايد انسان در مجاهدههاى باطنى تلاش داشته، مواظب مفاسد آن باشد و خود را در آخر كار، گنهكار دانسته، واقعاً تقصير خود را در بندگى ببيند؛ بنابراين خوب است براى در امان ماندن از عجب، عبادات و مراقبههاى اولياى خدا و اصحاب ائمه (ع) را با عبادات خود مقايسه كند- حالا عبادات معصومان (ع) به جاى خود- با اين مقايسهها و محاسبهها، بدهكارى انسان معلوم شده، تلاشهاى او در مقابل عنايتها و نعمتهاى الهى خيلى ناچيز جلوه مىكند. مخصوصاً اگر توجّه پيدا كند كه، اين تلاشها با توفيق خداى متعال بوده و بدون دستگيرى خداوند، انسان موفّق به هيچ كار خيرى نمىشود:
«ماأَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ.»[١]
١. آثار و فوايد ابتلائات الهى
به هر حال آفتهايى در رياضتها بر خلاف ابتلائات الهى وجود دارد؛ زيرا با بيمارى، فقر يا در جايى كه لازم باشد آبرو دادن، انسان دچار عجب و تكبّر نمىشود؛ بلكه بر عكس حالت انكسار و شكستگى در درگاه الهى كه از ارزشمندترين سرمايههاى انسان است- به وجود مىآيد، حتّى يكى از بركات پيرى، همين انكسار است، زيرا همه قوا معكوس مىشوند:
«وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ».[٢]
نشاط، حافظه، سلامت جسم و ... كاهش مىيابد و مقدّمات انكسار درست مىشود. يكى از بزرگان مىفرمودند: خدمت آقاى فلسفى (واعظ معروف) بوديم، ايشان فرمودند: خداوند همه چيز را در پيرى مىگيرد، الّا سرفه، به آقاى فلسفى گفتم: ولى به انسان در پيرى حالت انكسار مىدهد، ايشان خيلى اين حرف را پسنديدند. پيرى غرورهاى جوانى انسان را كه، احساس مىكرد