ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - ١ بصيرت و بينش
نگاههاى دوخته، امّا تهى از روشنى، چشمهايى كه خيره مىنگرند؛ امّا به شناخت و ديدن نمىرسند، چنين كسانى در تاريكى مىمانند و به سياهى و تباهى تن مىدهند.
اينها كسانىاند كه با رسيدن به قدرت و موقعيت، نگاه حق بينشان بسته مىشود. داشتهها، فرصت تماشاى حق را از آنها مىگيرد. خودبين و كوتهبين مىشوند و غرورِ آنچه دارند، آنان را از تماشاى آينده و انديشيدن به فردا باز مىدارد.
امّا گروهى هستند كه طبق فرموده امام على (ع): «بينش و بصيرت آنها، بر شمشيرشان حكومت مىكند.»[١] موقعيت و قدرت، به پرتگاه غرورشان نمىكشاند و شمشير، تدبيرشان را نمىشكند.
كربلا، قصّه مردان و زنانى است كه بصيرتشان، چراغ راهشان و بينش ژرف و زلالشان، كشتى عبور آنان از طوفانهاى درون و بيرون است. وقتى امام عاشورا، دشوارى نبرد را گوشزد كرد و به تيغهاى تيز و شمشيرهاى قساوت اشاره نمود، ياران عاشق صادق گفتند:
ما بر نيتها و بصيرتهايمان هستيم.[٢]
يعنى انگيزههاى ترديدناپذير و بصيرتهاى ژرف، ما را به كربلا آورده است و خطر، شمشير و مرگ، سستى و تزلزل در ارادههايمان نمىآفريند.
همين ويژگى، در جان و روح صحابه حضرت امام مهدى (ع) نيز جريان دارد. آنان آگاهانه با امام خويش همراه و همگام مىشوند و در لحظههاى هول و خطر، عاشقانه و صادقانه به ميدان مىآيند و خندان و شكوفا، چون صحابه كربلا، از حريم دين دفاع مىكنند.
رشيد هجرى، صحابه بزرگ اميرمؤمنان، على (ع) در پاسخ دخترش كه از او پرسيد: پدر! چرا اين قدر در اداى تكليف كوشش مىكنى؟ گفت: دختركم! در آينده، مردمانى مىآيند كه بصيرت آنان در امر دين خود، از اين كوششى كه ما مىكنيم، افضل و برتر خواهد بود.[٣]
چه توصيف شگفتى!
صحابه عاشورا، جانى پيراسته و عاشق و نگاهى حقيقت بين و روشن دارند.
از همين رو، تسليم محض و پيروان سرسپرده سرنوشت خونبارىاند كه در انتظارشان نشسته است، امام عاشورا، حتّى در شب عاشورا، درها را مىگشايد تا جانهاى متزلزل و دلهاى مذبذب و مردّد بروند.
در منزل «زباله»- يكى از منازل مسير مكّه به عراق- وقتى خبر شهادت سفير فداكارش، عبدالله پسر يقطر به گوش امام رسيد، همگان را جمع كرد و نامهاى را كه در آن خبر شهادت عبدالله بود، در دست گرفت و فرمود:
«همانا خبرى دردناك رسيده است. مسلم پسر عقيل و هانى پسر عروه و عبدالله پسر يقطر به شهادت رسيدهاند. ياران بىوفا ما را خوار ساختند. هر كدام از شما قصد برگشتن دارد، برگردد كه ما رشته بيعت از گردن او برداشتيم.»[٤]
امام، در تمام راه به پالايش ياران مىپردازد، تا تنها عاشقان و عارفان بمانند؛ آنان كه در راه تحقّق آرمانهاى الهى، عاشقانه گام بردارند و با معرفت امام، چون و چرا و ترديد نشناسند.
در كربلا، آخرين پرسش ياران- آنگاه كه خونين تن و پاره پاره افتادهاند- اين بود:
اى فرزند رسول خدا! آيا به عهد خويش وفا كرديم؟ امام پاسخ مىدهد: «آرى، شما پيش از من به بهشت رسيدهايد.» از محبّت سرشار؛ در نهايت تشنگى، در محاصره تيغ ها، در فضايى كه مرگ خيز و آتش ريز است، حماسه هاى شورانگيز مىآفرينند و بى هراس از خطر، به مبارزه مىايستند.
اين ويژگى نيز در صحابه امام موعود (ع) ديده مىشود. امام على (ع) در توصيف صحابه امام مهدى (ع) مىفرمايد: