ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - عزّت حسينى در شعر مسيحى
من هم مىگويم: يا ليتنى كنت معكم.
وى در بعضى از مقالات خود چنين مىنويسد:
هيچ كاروانى را در تاريخ سراغ ندارم كه آرزو كنم در ميانشان باشم مانند كاروانى كه از «حجاز» به رهبرى فرزند على و زهرا به عراق مىرفت تا با فدا كردن خود، حق را زنده كند.
هيچ گاه دلم نمىخواسته تيرى بيفكنم يا نيزهاى بيندازم مگر آن روزى كه در نوباوگى، داستان حسين را شنيدم كه تنها و غريب بر شمشيرش تكيه كرده و يارى مىطلبد.
... بين مردان و تصميمهايشان ارتباط و رابطهاى رودرروست؛ مردان تصميم مىسازند و تصميم مردان را برمىآورد. به من بگو چگونه تصميم مىگيرى تا بگويم تو كيستى! آن است كه چهرهات را ترسيم مىكند و هويتت را آشكار مىسازد و جايگاه تو را در ميان مردان تعيين مىكند و موقعيت تو را در خطّ زمان مشخّص مىسازد و مردان در هنگام تصميم گرفتن دو گونهاند: يكى كه تصميم مىسازد و ديگرى كه تسليم آن مىشود و والاترين تصميم، فدا شدن است؛ زيرا قدرت در آن است هر چند كه ظاهرش به ناتوانى ماند.
... و هنوز قتل و جنايت [يزيديان] پايان نيافته است. امام حسين فرزند على و زهرا، شهيد كربلا از ١٤٠٠ سال پيش تاكنون هنوز دارد چند باره كشته مىشود، در «اقليم التفّاح!»
آيا مقدّر است كه اقليم التفّاح، كربلايى ديگر باشد؟
شايد كمترين نتيجه مطالعه و مرور اين نمونهها و بسيارى ديگر از قطعهها و آثار مشابه، اين شود كه در رويكرد و مسير فعلى شعر آيينى فارسى معاصر و لجام گسيختگى نوحهسرايى و نشر متون و اشعار مورد استفاده در مجالس حسينى به تأمّل بنشينيم «فَأَيْنَتَذْهَبُونَ؟».
كافى است تنها بعضى از اين مضامين را در كنار مضامين رايج اين روزها در برخى مجالس عزادارى قرار دهيم تا فاصله ميان ارزشهايى چون عدالتخواهى، ايثار، حقطلبى، مردانگى، انتخاب و جهاد را با تعابيرى چون مژگان سياه و چشم قشنگ و ابروى كمانى و ... آشكار گردد.
آيا زمان آن فرا نرسيده كه به اهداف اساسى اين مجالس و خطوطى كه توسط پيشواى مذهب جعفرى ترسيم شده، برگرديم و به جاى ميدان دادن به حال و هواى شخصى، اميال فردى و تشخيص و فهم خود، راه را براى تابش خورشيد هدايت آل الله بگشاييم؟ و از سرانجام نفسانيتها و خودخواهىها حتّى به گمان خيرخواهى و خدمت بهراسيم؟
«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ؟»
پىنوشتها:
[١]. دين محمّد و امّة من بشّر بأحمد، ص ٥٢١.
[٢]. المفكّرون الغربيون المسلمون، ص ٧٧.
[٣]. ذهنيت شاعر آزاد و اديب عزّتمند عرب خواسته يا ناخواسته از شعر حماسى عربى و پيشينه چندين قرن ادبيات حماسى متأثّر است و امثال شعر عنترة بن شدّاد را با خود زمزمه مىكند كه:
|
«لا تسقنى ماء الحياة بذلّة |
بل فاسقنى بالعزّ كأس الحنظل |
|
|
ماء الحياة بذلّة، كجهنّم |
و جهنّم بالعزّ أطيب منزل» |