ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٧ - چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟
به اروپا رفته تا در آنجا خواستههايم را دنبال كنم؛ امّا در آن سفر متوجّه شدم كه تفاوتى بين آمريكا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادّيات هستند و آنچه من در پى حقيقت آن بودم؛ يعنى معنويت رنگى ندارد. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامى در ايران بود. در روزنامههاى اروپايى مطالب مختلفى درباره يك انقلاب مىخواندم كه توسط يك رهبر روحانى در حال وقوع بود. اين موضوع كه اسلام و اين رهبر روحانى، يعنى امام خمينى (ره) چه مىگويد، بسيار توجّهم را جلب كرد. آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم، امّا زمينه تحقيقات جدّىتر و عميقترى را پيدا نكرده بودم.
همان زمان، انقلاب ايران باعث شده بود تا پيروان مسيحيت و به خصوص شخص پاپ درصدد گفتوگو با مسلمانان و به خصوص آيتالله خمينى باشند. در اروپا، پاپ چند جلسه توجيهى را با چند تن از شيعيان ايرانى ترتيب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شركت كردم. در آن جلسات مباحث مختلف دينى مطرح شد و به طور استدلالى به بحث و گفتوگو نشستيم. از پيامبر اكرم (ص) و راه او و راه پيامبران گذشته و اصول دينى به شكل مقايسهاى در اسلام و مسيحيت بحثها كرديم و حتّى بحث ما به موضوع انقلاب ايران هم رسيد. يادم هست آنجا چنين مطرح شد كه امام خمينى در ايران يك انقلاب مسلّحانه نكرده است؛ بلكه اين انقلاب از درون انسانها شروع شده و ادامه پيدا كرده است. خود اين موضوع براى من خيلى جذّاب و سؤال برانگيز شد و بعد مطرح شد كه او مىخواهد قوانين الهى را در جامعه، به شكل عمومى پياده كند.