ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٨ - چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟
در مسيحيت هم موضوعى با عنوان پادشاهى خدا داريم كه معتقد به ظهور حضرت مسيح و حاكميت قوانين است. همين موضوع با جرياناتى كه آن روز در فضاى جهانى حاكم بود و مطرح شدن مسئله امامت، مرا خيلى جذب خود كرد. در مباحث امامت كه پيش مىرفتيم من با يك نقطه اوج روبهرو شدم و آن امام حسين (ع) بود. به طور مداوم موضوعات مربوط به امام حسين (ع) را با مسيحيت تطبيق مىدادم. مثلًا به فداكارى و جانفشانى امام حسين (ع) كه رسيدم، آن را با رنجها و سختىهاى مسيح تطبيق دادم. هر چه در موضوع امام حسين (ع) پيش مىرفتم، هيجانم براى دانستن اين همه عظمت بيشتر و موضوعات جدّىتر و جديدترى بر رويم گشوده مىشد. امام حسين (ع) نقطه اصلى لحظات شگفتانگيز وجودم شد. اوّل كاملًا شگفتزده شدم. من قبلًا در كليسا مبلّغ بوده و با نظامهاى تبليغ آشنايى داشتم. با موضوعات اخلاقى و دينى انس داشته، امّا در تمام آن موضوعات ابعاد عظمت عاشورا و امام حسين (ع) يك فضاى متفاوتى را بر روى من گشود. فكر مىكنم عاشورا حجّت را برايم تمام كرد.
\* يعنى عاشورا و امام حسين (ع) علّت اصلى و نهايى مسلمان شدن شما بود؟ لطفاً بيشتر توضيح دهيد؟
، بله، همينطور است. من در آمريكا مسلمان شدم و بعد سعى كردم به ايران بيايم تا در كشورى كه به نام اسلام و امام حسين (ع) است، مطالعاتم را ادامه دهم. من به طور دقيق در تمام مسيحيت تحقيق كردم، بعد به اين نكته رسيدم كه عيسى مسيح همان الگويى را از انسانيت مىخواهد كه مصداقش امام حسين (ع) است. در اسلام اين الگوها خيلى وسيع و ژرف هستند. من در ايران در بسيارى از مراسم مذهبى شركت كرده و به طور جدّى با مراسم عزادارى امام حسين (ع) آشنا شدم. در كنار اين مراسم آنچه براى من خيلى اهمّيت داشت، شناخت شخصيت و نقش جهانى از امام حسين (ع) بود آنچه برايم مهم بود. حركت و اراده امام حسين (ع) براى احياى حقيقت بود. او همه چيز را فدا كرد تا اصل دين و حقيقت انسانيت بماند. در اين موضوع ابعاد فكرى و عقلى عجيبى نهفته است.
ائمه اطهار (ع) و به طور خاص امام حسين (ع) براى جلوگيرى از انحراف اسلام، جان خود را فدا كردند تا اسلام در مسير حقيقى خود حفظ شود؛ امّا در مسيحيت چه كسانى پس از حضرت عيسى (ع) چنين كارى كردهاند؟
حضرت عيسى (ع)، فردى معنوى بود. شايد اگر در شخصيت او كنكاش مىكردند، عيناً يك مسلمان واقعى بود؛ يعنى در واقع، بين مسيحيت و اسلام در اصل موضوع، هيچ تفاوتى وجود ندارد؛ امّا مسيحيت دستخوش تغييرات شد. من به اين