ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ١ بصيرت و بينش
ياران دو انقلاب، عاشورا و عصر ظهور
محمّدرضا سنگرى
عاشورا، عظيم ترين، حماسىترين و نابترين انقلاب در تاريخ اسلام است و انقلاب عصر ظهور، كامل ترين و آخرين انقلاب در تاريخ انسان.
انقلاب دوم- عصر ظهور- تداوم انقلاب عاشورا است؛ انقلابى ستم ستيز، عدالت خواه، آزادى بخش و انقلابى براى نشر معروف، زدودن لايه هاى جاهليت و معرفى اسلام در شكلى نو، شفّاف و شسته از غبارهاى تحريف و انحراف و فريب. امام باقر (ع) در توصيف قيام امام موعود (ع) گفته است:
«حضرت امام مهدى (ع) هر آن چه را پيش از او بوده، فرو مىريزد؛ آن گونه كه پيامبر خدا امور جاهليت را در هم ريخت و اسلامى تازه را آغاز خواهد كرد.»[١]
اگر «انقلاب موعود»، پيوند و هم سانى و يگانگى با «انقلاب كربلا» مىيابد و چشمه سار زلال اين خيزش، از آن سرزمين عطش زده سيراب مىشود، بىترديد شباهتى ميان همه عناصر اين دو انقلاب مىتوان يافت. در «دعاى ندبه»، مهدى موعود (ع) «طالب خون كشته شده كربلا» معرفى مىشود. در «حديث معراج»، خداوند پس از بيان شهادت امام حسين (ع) به پيامبر (ص) فرمود:
«آنگاه از نسل او [امام حسين (ع)] مردى را برمى انگيزم، كه انتقام خون او را بازستاند. زمين را از عدالت و قسط سرشار سازد. ترس و رعب در قلب ستمگران، همپاى او پيش رود و آن گونه بيدادگران را بكشد كه برخى در او شك و ترديد كنند.»[٢]
ويژگى هاى مشترك ياران دو حادثه:
١. بصيرت و بينش
بينش، نگاهِ همه جانبه، دقيق و عميق است؛ نگاهى كه از لايههاى بيرونى بگذرد، به درون راه يابد، آن سوى حادثهها را بكاود و به فرآيند متناسب برسد.
بصيرت در عرصه زندگى اجتماعى، فرهنگى و سياسى، آنچنان عنصر مهم و تعيين كنندهاى است كه اميرالمؤمنين، على (ع) آن را سلاح كاراى خويش در هنگامه هجوم دشمن و خيزش خطر دانسته است.
«آگاه باشيد كه شيطان سواره و پيادهاش را فراخوانده و بر شما تاخته. همانا- در چنين موقعيتى- بصيرت و بينش من با من است.»[٣]
در بيان قرآن، گروهى، فاقد بينش و بصيرتند:
«وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ؛[٤]
اگر آنها را به هدايت فرا خوانيد، سخنانتان را نمىشنوند و آنها را مىبينى [كه با چشمهاى مصنوعىشان] به تو مىنگرند؛ امّا در حقيقت نمىبينند.»