نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٤٣
پس از تقسيم غنايم يكى از اصحاب امام ٧ كه در هنگام تقسيم حضور نداشت آمد و گفت: اى امير مؤمنان هنگام تقسيم غنايم حاضر نبودم و چيزى نگرفتهام و علت حاضر نبودنم چنين و چنان است. امير المؤمنين ٧ همان مقدار كه نصيب او مىشد به او بخشيد.[١]
سخن امير المؤمنين ٧ هنگام آمدن به كوفه از بصره
پس از مدتى امير المؤمنين ٧ به سوى كوفه حركت كرد و به گفته مسعودى به هنگام ورود به كوفه خطبهاى خواند و بعد از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر فرمود:
«سپاس خدايى را كه دوستش را يارى داد و دشمنش خوار و زبون كرد و راستگوى حقيقتجو را عزّت داد و دروغگوى پوينده باطل را ذليل ساخت.
اى مردم بر شما باد به تقواى الهى آن گونه كه شايسته است و اطاعت از اهل بيت پيامبرتان كه از خدا اطاعت مىكنند. آنان كه به اطاعت شدن سزاوارتر از كسانى هستند كه خود را به ما منسوب مىكنند و به دروغ ادعا مىنمايند و با فضايل ما خود را برترى مىدهند ولى امر خلافت ما را انكار مىكنند و با ما در حقّمان ستيز مىكنند و ما را از آن دور مىسازند و به يقين سرانجام بد خطايى را كه مرتكب شدهاند خواهند ديد و با حال گمراهى پروردگارشان را ديدار خواهند كرد. گروهى از شما از يارى من بازنشستند و من آنان را سرزنش و ملامت مىكنم آنها را از خود برانيد و با سخنان ناروا با ايشان گفتگو كنيد تا ناراحتى [ناخرسندى] ما را برطرف كنند و آن چه از ايشان انتظار داريم به چشم خود ببينيم».[٢]
[١] مروج الذهب، ٢، ٣٨٠.
[٢] ارشاد، ١، ٢٥٩ و امالى مفيد، ١٢٧ و بحار، ٣٢، ٣٥٦ ح ٣٣٤.