نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٣٦ - نامه مالك اشتر به عايشه
جواب عايشه به امّ سلمه
عايشه در جواب امّ سلمه چنين گفت:
«از عايشه ام المؤمنين به امّ سلمه:
سلام بر تو. خدايى را كه جز او خدايى نيست، مىستايم. اما بعد پند و اندرز تو را به خوبى پذيرايم و از حقيقت خيرخواهى تو كاملا آگاهم و از رأى و نظرت گمراه نيستم اما راه من آن طور كه مىپندارى نيست و بهترين راه است كه در آن دو گروه از مسلمانان كه با هم دشمنى دارند به من روى آوردهاند، پس اگر بنشينم گناهى در آن نيست و اگر حركت كنم كارى است كه چارهاى جز فزونى در آن ندارم و السّلام».[١]
نامه مالك اشتر به عايشه
مالك اشتر از مدينه براى عايشه كه در مكّه بود نامهاى به شرح زير نوشت:
«اما بعد، تو بدخواه رسول خدا هستى. به تو امر كرده است در خانهات بمانى و اگر چنين كنى براى تو بهتر است و اگر از آن سرباز زدهاى فقط براى اين است كه باد در رفتهات را بگيرى و حجابت را بياندازى و موهايت را براى مردم آشكار سازى پس با تو مىجنگم تا وقتى كه تو را به خانهات و مكانى كه خدايت به آن خشنود است، برگردانم».[٢]
[١] عقد الفريد، ٢، ٢٧٧ و الامامه و السياسه، ١، ٤٥ و تاريخ يعقوبى، ٢، ١٨٠ و بلاغات النساء، ١٥ و احتجاج، ١، ٢٤٤ و مصنفات شيخ مفيد، ١، ٢٣٦.
[٢] شرح نهج البلاغه، ٢، ٨٠.