نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٤٠ - نامه عايشه به مردم يمامه
حنيف مىترسيدند، خارج شدند عايشه نامهاى براى مردم مدينه نوشت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. از امّ المؤمنين عايشه همسر پيامبر ٦ و دختر ابو بكر صديق به مردم مدينه. امّا بعد: خداوند حق را آشكار كرد و طالبان آن را يارى داد و فرمود: «بلكه ما هميشه حق را بر باطل پيروز مىگردانيم تا باطل را محو و نابود سازد و بدين گونه، باطل نابود شدنى است»[١] اى بندگان خدا تقوا پيشه كنيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد و به ريسمان الهى و دامان حق دست بياويزيد و خودتان را به هلاكت نيافكنيد. خداوند مردم بصره را همصدا و متحد ساخته و آنها زبير بن عوام را كه امير لشكر است امير خود قرار دادهاند و همگى بر شنوايى و فرمانبردارى از او گرد آمدهاند و هر گاه مؤمنان با مشورت و حضور گروهى از ايشان درباره امراءشان اتفاق نظر پيدا كنند ما نيز در كار پسنديدهاى كه آنها داخل شدهاند داخل مىشويم. پس وقتى اين نامه من به شما رسيد گوش فرا دهيد و فرمانبردار باشيد و در امور الهى همكارى كنيد. اين نامه را عبيد اللّه بن كعب در پنجمين شب ربيع الاوّل سال سى و شش نوشت».[٢]
نامه عايشه به مردم يمامه
عايشه نامهاى نيز براى اهل يمامه و مردم اين نواحى نوشت:
«امّا بعد، خداوندى را كه به شما نعمت نهاد و شما را به اسلام پاىبند ساخت به يادتان مىآورم كه مىفرمايد: «در زمين و در جانهايتان به مصيبتى گرفتار نمىشويد جز آن كه اين مصيبت در كتابى موجود هست پيش از آن كه آن را بيافرينيم و اين كار بر خداوند آسان است».[٣] اى بندگان خدا به ريسمان الهى
[١] بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ: انبياء، ١٨.
[٢] مصنفات شيخ مفيد، ١، ٢٩٩.
[٣] ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ.
حديد، ٢٢.