نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١١ - مشايخ و استادان مؤلف
است.[١] و نيز در ١٠٨٢ در همان شهر با سيد يعقوب نامى ملاقات داشته كه برخى انساب را از وى آموخت.[٢] پس از چندى براى زيارت راهى عراق شده و دوباره به اصفهان باز مىگردد و تا ١٠٨٥ هجرى در آنجا مىماند و در اين مدت كتاب تحفه الازهار را مىنويسد.[٣] سيد ضامن اظهار داشته كه سه بار موفق به زيارت شاه عبد العظيم در رى شده بود كه نخستين آنها در سال ١٠٥٠ و دومين در ١٠٥٣ و سومين در ١٠٧٩ هجرى بوده است كه در سفر آخر دو پسرش محمد ابراهيم عز الدين و قاسم جمال الدين همراه او بودند.[٤] آخرين تاريخ سفر وى مربوط به ذى الحجه ١٠٩٢ هجرى است كه در بصره با سيد ناجى ديدار داشت.[٥] با اين توضيحات معلوم مىشود كه مؤلف ما در طى سالهاى ١٠٥٠ تا ١٠٩٢ ه ق در قيد حيات بوده است و با توجه به تاريخ نخستين سفر وى- ١٠٥٠ هجرى- و اين كه در سال ١٠٧٩ ه دو پسر بزرگ داشته، مىتوان حدث زد كه تاريخ ولادتش در دهه بيست همين سده بوده است و با اين احتساب وى در آخرين سفرش به سال ١٠٩٢ هجرى حدود ٧٠ سال از عمرش مىگذشته است.
مشايخ و استادان مؤلف
سيد ضامن مشايخ خود را ذكر نكرده است ولى در كتابهاى او به نام برخى از ايشان اشاره شده است مانند:
سيد عبد الرضا بن عبد الشمس ساكن بصره
[١] اعيان الشيعه ٧، ٣٩٢.
[٢] تحفة لب اللباب، ٢٦.
[٣] همان، ٢٧.
[٤] همان.
[٥] اعيان الشيعه، ٧، ٣٩٢.