نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٤٧ - سگان حوأب بر عايشه پارس مىكنند
مجبور كردهاند امر، امر آنهاست و عثمان اگر خواست مىتواند به جايى كه مىخواهد برود و يا با آنها همراه شود و اگر كعب خبر آورد كه طلحه و زبير [به بيعت با على ٧] مجبور نشدهاند امر، امر عثمان است و طلحه و زبير اگر خواستند تحت فرمان على در ميآيند و يا از بصره خارج مىشوند تا به هر جا كه مىخواهند بروند. و ياوران گروه پيروز، نجات يابندگانند».[١]
سگان حوأب بر عايشه پارس مىكنند
رسول خدا ٦ همسرانش را بر حذر داشته بود از اين كه بعد او اظهار مخالفتى كنند و يا در فتنهاى كه او ٦ از آن خبر داده بود و بر پا دارندگانش را ناكثين- پيمان شكنان- ناميده بود داخل شوند رسول خدا ٦ در ضمن بيان اخبار غيبى بسيارى از خداى تعالى بر او وحى كرده بود، از اين واقعه نيز سخن گفته بود هشدار پيامبر نسبت به اين واقعه در حضور همه همسرانش بود. عصام بن قدامه بجلى به نقل از ابن عباس گفته است رسول خدا ٦ به همسرانش چنين فرمود:
«كاش مىدانستم كدام يك از شما صاحب آن شتر پر مو است كه خروج مىكند تا اين كه سگهاى حوأب بر او پارس مىكنند، از چپ و راست او عده بسيارى كشته مىشوند كه همگى در آتش دوزخ خواهند بود و او بعد از آن كه نزديك است [كشته شود] نجات مىيابد».[٢] و در حديث ديگرى كه به دنبال آن هشدار شديدى به عايشه داد به همسرانش چنين فرمود:
«گويا يكى از شما را مىبينم كه سگان حوأب بر او پارس مىكنند» سپس به عايشه فرمود: «بپرهيز از اين كه تو او باشى».[٣]
[١] جمهرة رسائل العرب، ١، ٣٢١.
[٢] اعلام النبوه، ١٥٥ و مناقب آل ابى طالب، ٣، ١٤٩.
[٣] حاشيه الكامل فى التاريخ، ٣، ٣٦٦.