نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٣٤ - نامه ام سلمه به عايشه
عبد الرحمن بن ملجم قاتل على»![١]
نامههاى طلحه و زبير و عايشه
پس از آن كه فتنه پا گرفت و پيمان شكنان نفاق و مخالفت خود را با حكومت نوپاى امير المؤمنين ٧ آشكار كردند تلاش كردند تا كسانى را كه تأثيرى در صحنه سياسى جامعه داشتند به خود نزديك كنند و نامههايى به آنان نوشته و از آنها خواستند كه موضعى مشابه خودشان اتخاذ كنند و بيعت امام على ٧ را بشكنند و علم خونخواهى عثمان بردارند و مردم را تحريك كنند تا به قافله آشوبگران بپيوندند. اما جوابهاى آنان همانند مشتى به دهان اين پيمان شكنان بود اصحاب فتنه انتظار داشتند از نامههايشان نتيجهاى هر چند اندك حاصل شود ولى جواب نامهها، كه با درشتى و تندى همراه بود آرزوهايشان را بر باد داد.
همچنين كسانى كه بر كار نسنجيده آنها عيب مىگرفتند و آنها را از فرو رفتن در فتنه و تلاش براى اختلاف انداختن ميان مسلمانان و ريختن خون آنها بر حذر مىداشتند، نامههايى به آنها به همين مضامين نوشتند.
[نامه ام سلمه به عايشه]
از آن جمله ام سلمه بود كه وقتى عايشه تصميم گرفت به سوى بصره حركت كند نامهاى به شرح زير براى او نوشت:
«از امّ سلمه همسر پيامبر به عايشه ام المؤمنين:
سلام بر تو، خدايى را كه جز او خدايى نيست مىستايم. اما بعد، تو رابط ميان رسول خدا و امتش هستى و حجاب تو براى حفظ حرمت او زده شده است.
قرآن دنباله لباس تو را جمع كرده پس آن را پهن مكن و بچه شترهايت را سكنى داده پس آنها را روانه صحرا نكن، خداوند پشت سر اين امت است. اگر رسول خدا ٦ مىدانست جهاد به عهده زنان نهاده شده به تو سفارش مىكرد، اما تو سركشى
[١] الشافى، ٤، ٣٠٦ و بحار الانوار، ٣٢، ٣٤١ و مصنفات شيخ مفيد، ١، ١٦٠.