نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٣٦ - امير المؤمنين
معرفى كردند و او وقتى از اين امر آگاه شد به سجده افتاد و گفت: به خدا اى پسر ابو طالب بر كرامت و بزرگواريت افزودى دوست داشتم كه هرگز خروج نمىكردم حتى اگر چنين و چنان بلايى بر سرم مىآمد.[١] وقتى امير المؤمنين ٧ بر اصحاب جمل غلبه يافت سخنانى فرمود از جمله خطبهاى خواند و بعد از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
«اى مردم! خداى عز و جل رحمتى فراگير و آمرزشى هميشگى و بخششى فراوان و كيفرى دردناك دارد اراده كرده است كه رحمتش همه چيز را فرا گيرد و آمرزشش براى مخلوقات فرمانبردارش باشد و به رحمتش هدايت يابندگان هدايت گردند و مقدر كرده كه نقمت و سطوت و عذابش براى معصيت كاران باشد و راه و نشانههاى هدايت همواره از گمراهان دور باشد. اى مردم بصره چه مىپنداريد شما كه بيعت مرا شكستيد و از دشمن من پشتيبانى كرديد در حالى كه من بر شما حجت اقامه كردم و خطاها و لغزشهاى خروج كنندگان را بيان كردم؟! آنان كه بيعتم را شكستند توبه دادم اما ايشان از راهى كه بر آن پاى مىفشردند برنگشتند و خداوند پيمان شكنانشان را هلاك ساخت و به سبب شقاوتشان مرگ را بر سرنوشت آنها رقم زد.
اما وجود آن زن بر پشت شتر شومتر از ماده شتر حجر بود. آنها سرانجام خوار و زبون شدند و عقب نشستند و راهها بر آنان بسته شد و وقتى تدبيرهايشان [آن چه انديشيده بودند] از بين رفت از من طلب بخشش كردند. من سخنشان را پذيرفتم و شمشيرم را غلاف كردم و حق و سنّت را در ميانشان اجراء كردم و عبد اللّه
[١] ارشاد، ١، ٢٥٧ و بحار الانوار، ٣٢، ٢٣٠. مصنف مطالبى را به خطبهاى كه در بحار الانوار ذكر شده افزوده است كه در واقع مربوط به نامه امام على ٧ است كه پس از پيروزى بر اصحاب جمل و فتح بصره براى اهل كوفه نوشت و گويا مصنف در اين باب دچار اشتباه شده است.