نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٢٧ - جنگ شدت مىيابد
چهار پايش را قطع نكردند ننشست و پس از آن با شمشير قطعه قطعهاش كردند. پى كننده او جعده بن غوبه انصارى بود.
از كسانى كه پيشاپيش شتر كشته شد محمّد بن طلحه سجّاد[١] بود كه عاصم بن غيث و طلحه بن عبد اللّه او را به قتل رساندند.
پس از آن امير المؤمنين ٧ پرچم را گرفت و حمله كرد خزيمه بن ثابت نزد وى آمد و گفت: فدايت شوم محمّد را شرمسار مكن و پرچم را به او بازگردان.
امير المؤمنين ٧ محمّد بن حنفيه را خواست و پرچم را به او برگرداند محمّد پرچم را گرفت و گفت:
|
اطعن بها طعن ابيك تحمد |
خير فى الحرب اذا لم توقد |
|
[١] ابن اثير در الكامل فى التاريخ ٣، ٢٤٩ مىگويد: از كسانى كه زمام شتر عايشه را به دست گرفت محمّد بن طلحه بود كه به او گفت: مادر جان به من فرمان بده. عايشه به او گفت: به تو فرمان مىدهم اگر بهترين فرزند آدم هستى، اين جا را ترك كنى اما او بر هر كس كه يورش مىآورد حمله مىكرد و مىگفت:« حم لا ينصرون» تا اين كه عدهاى گرد او را گرفتندو هر يك ادعا مىكرد كه او محمّد بن طلحه را كشته است آنها مكعبر اسدى، مكعبر ضبى، معاويه بن شداد و عفار سعدى نصرى بودند.
يكى از آنها كه او را با نيزه زده بود در اين باره مىگفت:
\sُ و اشعث قوّام بآيات ربّه\z قليل الاذى فيما ترى العين مسلم\z\E\sُ هتكت له بالرمح جيب قميصه\z فخرّ صريعا لليدين و للغم\z\E\sُ يذكرنى حاميم و الرمح شاجر\z فهلا تلا حاميم قبل التقدم\z\E\sُ على غير شىء غير ان ليس تابعا\z عليا و من لا يتبع الحق يندم\z\E