نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٢٣ - فتنه انگيزى طلحه و زبير عليه عثمان
نمودند و پشت سرشان انداختند پس چگونه از صراط عبور خواهند كرد؟
فتنه انگيزى طلحه و زبير عليه عثمان
يكى از مسائلى كه در تيره شدن بيش از پيش روابط ميان قيام كنندگان قدرتمندى كه از عثمان مىخواستند اصلاحاتى در حكومتش انجام دهد و يا خودش را بر كنار سازد، و ميان عثمان كه در موضع خود در مقابل خواستههاى آنها پا فشارى مىكرد، سهم به سزايى داشت تا جايى كه حلقه محاصره تنگتر گرديد و چهل روز به طول كشيد، موضع طلحه و زبير بود كه در اين آشوب كه به كشته شدن عثمان منجر شد شركت داشتند.
شيخ مفيد- كه خداوند جايگاهش را متعالى گرداند- در روايتى نقل مىكند:
«وقتى عثمان از بر كنار كردن خودش از خلافت سرباز زد طلحه و زبير به محاصره عثمان دست زدند و مردم هم در اين كار آنها را همراهى كردند. آنان عثمان را به شدت محاصره كردند و آب را از او باز داشتند. او براى على ٧ پيام فرستاد كه:
«طلحه و زبير مرا از تشنگى كشتند امّا مردن با اسلحه نيكوتر است». على ٧ در حالى كه بر دست مسور بن مخرمه زهرى تكيه كرده بود از خانه بيرون آمد و بر طلحه بن عبيد اللّه در خانهاش وارد شد طلحه پيراهن هندى پوشيده بود و تيرى مىتراشيد و چون على ٧ را ديد به او خوش آمد گفت و جايى برايش باز كرد.
على ٧ به او گفت: عثمان براى من پيام فرستاده كه او را از تشنگى مىكشيد و اين كار پسنديدهاى نيست و مردن با اسلحه براى او نيكوتر است. من سوگند خوردهام (با خود عهد كردهام) كه بعد از مردم مصر ديگر كسى را از او باز ندارم امّا دوست دارم كه به او آب برسانيد تا وقتى كه درباره او تصميم قطعى بگيريد. طلحه در جواب گفت: نه به خدا سوگند نعمت و بركت چشمهها از آن او نخواهد بود و او را رها نمىكنيم كه بخورد و بياشامد. على ٧ به او گفت: گمان نمىكردم با مردى از قريشيان صحبت كنم و او سخنم را نپذيرد، طلحه! از فتنهاى كه در آن هستى دست