نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٢١ - مقدمه محقق
امام ٧ جز نبرد با اين قوم پيمان شكن چارهاى نداشت همان طور كه خود او فرمود: «جز جنگ با اين قوم و يا كافر شدن به آن چه خدا نازل كرده، چارهاى نيافتم».[١] با توجه به اين مقدمه كوتاه آيا مىتوان يقين كرد كه طلحه و زبير حقيقتا از كسانى هستند كه مژده بهشت رفتن آنها بر زبان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم جارى شده بود؟! با مراجعه به احاديثى كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در شأن اهل بيتش فرموده و رواياتى كه راويان احاديث در جميع مذاهب اسلامى نقل كردهاند و روايات مستفيض و متواتر و صحيح السند كه به دست رسيده و نيز روايات مسند بسيارى كه درباره دشمنان و كينه ورزان به آل محمّد بيان گرديده است، در مىيابيم كه حديث بشارت به بهشت (عشره مبشّره) هيچ پايه و اساس صحيحى ندارد. اگر چه برخى فرقههاى اهل سنت و جماعت اين حديث را رواج دادهاند و براى حفظ آبروى خويش به تأويلهاى شگفت انگيزى دست زدهاند و مثلا گفتهاند: «اين امور (كه از افراد مذكور صادر شده) برگرفته از اجتهاد ايشان بوده و هر يك از آنها بنا به رأى خود عمل كرده است و به اين جهت پاداش مىگيرند و در درگاه الهى سزاوار قدردانى هستند اگر چه كه در اين امور خونها ريختند و مالها صرف كردند».[٢] امّا ريختن خون مسلمانان و هتك حرمت ايشان و خروج بر امام عادل و شكستن اتحاد مسلمين و دزدى از بيت المالشان چه پاداشى مىتواند داشته باشد؟! و اگر بگويند شك و ترديد آنها را به جنگ با على ٧ داخل كرد جواب آنان روايتى است كه حافظ ابن عساكر به سند خود از عبيد اللّه بن ابى جعد نقل كرده است كه گفت: «از جابر بن عبد اللّه درباره جنگ با على پرسيدند او گفت: كسى در جنگ با على شك نكرد مگر اين كه كافر بود».[٣]
[١] تاريخ دمشق، ٣، ٢٢٠- ٢٢١.
[٢] مصنفات شيخ مفيد، ١، ٥٨.
[٣] تاريخ دمشق، ترجمة امام على ٧، ٣، ٤٢٠- ٤٣١.