نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٥٩ - آغاز فتنه
آغاز فتنه
شيخ مفيد[١] در كتاب الارشاد[٢] مىگويد:
«از جندب بن عبد اللّه رضى اللّه عنه روايت شده كه گفت: در زمان خلافت عثمان روزى در مدينه بر امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ وارد شدم و ديدم اندوهناك سرش را پايين انداخته گفتم: فدايت شوم، قوم تو چه بر سرت آوردهاند؟
فرمود: صبرى پسنديده پيشه ساختهام و خداوند ياور من است (فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ) گفتم: به خدا كه خيلى شكيبايى! فرمود: چه كنم؟
گفتم: بر خيز و مردم را به سوى خود بخوان و آنها را آگاه نما كه تو به قيام بر
[١] محمّد بن محمّد بن نعمان بن عبد السّلام بن جابر بن نعمان بن سعيد بن جبير معروف به ابن معلم زيرا پدرش در شهر واسط معلم بود. وى از مشايخ بزرگ شيعه و زعيم و استاد ايشان بود نجاشى درباره او گفته است: فضيلت او در فقه و كلام و روايت آشكارتر از آن است كه به وصف در آيد. در سال ٣٣٦ ه.
به دنيا آمد و در ٤١٣ ه. در گذشت و شريف مرتضى در ميدان اشنان بر او نماز گذارد و آن ميدان با همه بزرگى بر كثرت مردم تنگ آمد. دو سال در خانهاش مدفون بود سپس به مقابر قريش و به جوار امام كاظم و امام جواد ٨ انتقال يافت. نك: نجاشى ٣٩٩ و لسان الميزان، ٥، ٣٦٨ و فهرست ٢٧٩ و تاريخ بغداد، ٣، ٣١.
[٢] الارشاد، ١، ٢٤١ و ٢٤٢ با اندكى اختلاف.