نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٣٧ - نامه عايشه به زيد بن صوحان
جواب عايشه به مالك اشتر
عايشه در جواب او چنين نوشت:
«اما بعد، تو اولين مرد عرب هستى كه فتنه بر افروختى و به تفرقه فراخواندى و با امامان مخالفت كردى و در قتل خليفه آتش افروختى و تو خوب مىدانى كه هرگز نمىتوانى خداوند را باز دارى از اينكه تو را به بلايى گرفتار سازد تا به آن انتقام خليفه مظلوم را بگيرد. نامهات به من رسيد و مطالبش را دانستم و خداوند تو را و هر كس را كه در گمراهى و ضلالت همانند توست، كفايت خواهد كرد انشاء اللّه».[١]
نامه عايشه به زيد بن صوحان
وقتى عايشه به بصره وارد شد به زيد بن صوحان عبدى نامهاى نوشت:
«از عايشه دختر ابو بكر ام المؤمنين، محبوب رسول خدا ٦ به پسر مخلصش زيد بن صوحان سلام بر تو، پدرت در جاهليت بزرگ قبيله و در اسلام سرور بود و موقعيت تو نسبت به پدرت همانند نفر بعد از برنده است (همانند اسب پس از اسب برنده است) كه گفته مىشود: بسيار نزديك اوست و يا به او رسيده است. خبر مصيبتى كه در اسلام به عثمان بن عفان وارد شده به تو رسيد و ما به سوى تو مىآئيم و ديدن از شنيدن كاملتر و بهتر است. وقتى نامهام به دست تو رسيد حركت كن و ما را در اين كار يارى بده و مردم را از على بن ابى طالب بازدار و در جاى خود بمان تا فرمان من به تو برسد. و السّلام».[٢]
[١] شرح نهج البلاغه، ٢، ٨٠.
[٢] عقد الفريد، ٢، ٢٢٧ و تاريخ طبرى، ٤، ٤٧٦ و رجال كشى، ٧٦ و شرح نهج البلاغه، ٢، ٨١.