نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٨٠ - جواب بنى اميه به نامههاى معاويه
جماعت خوابم ببرد. و بلكه با همين فكر از اوّل تا آخر شب قدم مىزنم. اگر قصد آنها اموالى است كه در دست من است چنانكه قاتل را به ما بسپارند اين مال كمترين چيزى است كه از دست دادهام ولى اگر از تسليم او سر باز زنند همين مال را براى جنگ با آنها انفاق مىكنم و چنان معركهاى ميان ما خواهد بود كه همانند قصابى كه گوسفندان را براى ميهمانان سر مىبرد و گوشتش به سرعت بر سر سفره حاضر مىشود، آنها را خواهيم كشت.
|
لمثل هذا اليوم اوصى الناس |
لا يعط فيما او يحزّ الراس»[١] |
|
امّا سعيد بن عاص بر خلاف نامههاى ديگران، به معاويه جواب داد كه متن نامه او اين گونه است:
«امّا بعد، احتياط در محكم كارى است و اشتباه در عجله كردن و نحوست در شتابزدگى است. تيرت را از آن خود كن [براى خود نگه دار] تا وقتى زه كمان آن را پرتاب نكرده [زيرا] حتى اگر دوشنده، شير را به داخل پستان برگرداند [تيرت به كمان باز نمىگردد.] از حقوق عثمان بر ما و حق خويشاوندى او گفته بودى و اينكه او به خاطر ما كشته شد در اين سخنانت دو ويژگى هست كه ذكر آنها عيب و نقص است و ويژگى سوم به زحمت دروغ گفتن است. ما را به خونخواهى عثمان امر كردى اما در اين باره به چه راهى مىخواهى بروى ابا عبد الرحمن؟ راهها بسته شده و كارها عليه تو محكم گشته و افسار حكومت را ديگرى به دست گرفته است پس دشمنى با كسى را رها كن كه اگر فراش خود را بر مسند خلافت پهن كند ديگران با او برابرى نخواهند كرد. و گفته بودى: «پس از اندكى يكديگر را نخواهيم شناخت» مگر ما جز يك طايفه از قريش هستيم كه اگر ولايت و حكومت به ما نرسد باز دست از حق نمىكشيم؟ اين خلافت فرزندان عبد مناف است و به خدا سوگندى صادقانه
[١] جمهرة رسايل العرب، ١، ٢١٠.