نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٣٢ - سهم عايشه در اين فتنه
و از او درباره من مىپرسيد و او را تهديد مىكرد و مىترسانيد سوگند مىخورم كه على را هرگز دوست نخواهم داشت».[١] اين سخن صريح و آشكار عايشه است كه كينه و دشمنى او را به امير المؤمنين ٧ نشان مىدهد شيخ مفيد مىگويد: «اين كار او [على] ٧ فقط به جهت خير خواهى براى خدا و رسول و اجتهاد در رأى و نظرش بود و براى امتثال و اطاعت دستور پيامبر ٦ و شتاب در فرمانبردارى از او بود».[٢] شدت كينه و حسد عايشه به امير المؤمنين ٧ به گونهاى بود كه حتى نمىتوانست به نام او تصريح كند. عكرمه در روايتى براى ابن عباس از حديثى خبر مىدهد كه عايشه درباره بيمارى رسول خدا ٦ براى او نقل كرده و گفته بود:
«پيامبر از خانه خارج شد در حالى كه بر دوش دو مرد از اهل بيتش تكيه كرده بود و يكى از آنها فضل بن عباس بود» عبد اللّه بن عباس از عكرمه مىپرسد: او نام نفر دوّم را براى تو نگفت؟ عكرمه مىگويد: نه به خدا سوگند از او نام نبرد. ابن عباس دوباره مىپرسد: آيا مىدانى او چه كسى بود؟ و وقتى پاسخ منفى مىدهد ابن عباس مىگويد: «او على بن ابى طالب ٧ بود، به خدا سوگند مادرمان- منظور عايشه است- از او به خوبى ياد نمىكرد در حالى كه مىتوانست».[٣] او همين طور وقتى خبر شهادت امير المؤمنين ٧ را شنيد نتوانست شادى و خوشحالى خود را پنهان سازد ابو الفرج اصفهانى در روايتى به سند اسماعيل بن
[١] مغازى واقدى، ١، ٤٣٠ و صحيح بخارى، ٣، ١٥٥ و الكشاف، ٤، ص ٤٥٣.
قضيهاى كه محقق محترم در اين جا بدان اشاره دارد ماجراى افك است كه در صحّت آن جاى ترديد است و با توجه به مصادر ديگر به خصوص مصادر شيعى ماجرا به گونهاى ديگر بوده است براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب الصحيح من سيرة النبى الاعظم، سيد جعفر مرتضى عاملى- مترجم.
[٢] مصنفات شيخ مفيد، ١، ١٥٧.
[٣] طبقات ابن سعد، ٢، ٢٣١ و مسند احمد، ٦، ٣٨ و صحيح بخارى، ١، ١٦٢ و صحيح مسلم، ٤، ١٣٨ و المستدرك، ٣، ٥٦ و سنن كبرى، ١، ٣١ و مصنفات شيخ مفيد، ١، ١٥٨.