نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٤٢ - سخن امير المؤمنين
مسعودى مىگويد: وقتى خداى تعالى بر على ٧ منّت نهاد و پيروزى بر اصحاب جمل را كه شايستهاش بود نصيب او كرد امير المؤمنين با گروهى از اصحاب به بيت المال مسلمين در بصره داخل شد و به سكههاى طلا و نقرهاى كه در آن بود نگريست مدتى به آنها نگاه مىكرد و مىگفت: «اى زردها و اى سفيدها، ديگرى را بفريبيد»[١] سپس فرمود: «اين اموال را ميان اصحاب من پانصد تا پانصد تا تقسيم كنيد».
اموال را تقسيم كردند و به هر مرد پانصد درهم رسيد و يك درهم كم يا زياد نيامد و شمار اصحاب امام ٧ دوازده هزار بود. سپس امير المؤمنين ٧ آن چه در لشگرگاه آنها به دست آورده بود فروخت و ميان اصحاب تقسيم كرد و هرگز براى خود و فرزندان و اهل بيتش چيزى زيادتر از اصحابش بر نگرفت.
[١] شيخ مفيد گفته است: طلحه و زبير بازگشتند و در دارالاماره بصره اقامت كردند و بر بيت المال دست انداختند در همين زمان عايشه بيامد و اموالى را از بيت المال برد تا ميان هوادارانش تقسيم كند طلحه و زبير نيز همراه عدهاى وارد بيت المال شده و اموال بسيارى با خود بردند و وقتى خارج شدند قفلهايى بر دربهاى خزانه زدند و گروهى محافظ بر آن گماردند عايشه دستور داد كه در خزانه را مهر و موم كنند و طلحه خواست تا چنين كند ولى زبير مانع شد و خواست خودش آن را مهر كند اما طلحه جلوگيرى كرد و يكديگر را مىراندند. چون اين خبر به عايشه رسيد گفت: خواهر زادهام عبد اللّه بن زبير از طرف من آن را مهر مىكند. و آن روز در خزانه را با سه خاتم مهر كردند او همچنين مىگويد: وقتى عثمان بن حنيف از بصره خارج شد و طلحه و زبير به بيت المال برگشتند به طلاها و نقرههايى كه در آن بود نگريستند و گفتند: اينها غنيمتهايى است كه خدا به ما وعده داده است و خبر داده كه آنها را براى ما فراهم ساخته داده است.
نك: مصنّفات شيخ مفيد، ١، ٢٨٤- ٢٨٥.