جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٧٧ - ١٣ - باب وجوب جمع بين خوف و رجا و عمل كردن براى آنچه كه به آن اميد يا از آن بيم دارد
آيا كسى كه مصيبتى از مصائب من بر او وارد شده نمىداند كه هيچ كس غير من نمىتواند آن را بر طرف كند مگر بعد از اينكه من اجازه دهم؟
پس چه شده است كه او را مىبينم كه از من غافل گشته است؟ با وجود و بخشش خودم چيزى را كه از من درخواست نكرده است به او عطا كردهام سپس آن را از او گرفتهام پس او باز گشت آن را از من نخواسته و از غير من آن را درخواست مىكند آيا در مورد من مىپندارى كه منى كه پيش از درخواست عطا مىكنم اگر از من درخواست شود سائل خود را اجابت نمىكنم؟ آيا من بخيل هستم كه بندهام مرا بخيل پندارد؟ آيا جود و كرم از آن من نيست؟ آيا عفو و رحمت به دست من نيست؟ آيا من محلّ [بر آورده شدن] آرزوها نيستم؟ پس چه كسى به جز من آرزوها را قطع مىكند؟ آيا آرزوكنندگان از اينكه به غير من چشم آرزو بستهاند نمىترسند؟ پس اگر همه اهل آسمانها و زمين من آرزو كنند و من آرزوى همه را بر آورده سازم از ملك من به اندازه ذرّهاى كم نمىشود و چگونه ملكى كه من متولّى و متصدّى آن هستم كم مىشود؟ پس اى تيره بختى باد بر نوميدان از رحمت من و اى تيره بختى باد بر كسى كه مرا عصيان كند و مراقب من نباشد.
١٠٣- از امام صادق ٧ در مورد قول خداى عزّ و جلّ «و اكثر آنان به خداوند ايمان نمىآورند جز اينكه مشركند»[١] روايت است كه فرمود: مشرك بودن مؤمن به اين است كه مردى بگويد: اگر فلانى نبود من هلاك مىشدم و اگر فلانى نبود به چنين و چنان نمىرسيدم و اگر فلانى نبود خانوادهام تلف مىشد. آيا در اين سخنان نمىنگرى كه براى خداوند شريك قرار داده است شريكى كه به او روزى مىدهد و از او دفع بلا مىكند- راوى گويد:- عرض كردم: پس چه بگويد؟ آيا بگويد: اگر خداوند به واسطه فلانى بر من منّت نمىنهاد هلاك مىشدم؟ حضرت فرمود: آرى باكى نيست اگر اين گونه يا شبيه آن را بگويد.
١٣- باب وجوب جمع بين خوف و رجا و عمل كردن براى آنچه كه به آن اميد يا از آن بيم دارد
١٠٤- راوى گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: در وصيّت لقمان به فرزندش چه جملاتى هست؟ حضرت فرمود: در آن جملههاى عجيبى است و از همه عجيبتر آن است كه ايشان به فرزندش سفارش كرده: از خداوند چنان بترس كه اگر نيكى جنّ و انس را به پيشگاهش ببرى عقوبتت مىكند و به او چنان اميدوار باش كه اگر گناهان جنّ و انس را نزدش برى بر تو رحم آورد. سپس امام صادق ٧ فرمود: پدرم مىفرمود:
[١]- يوسف/ ١٠٦.