جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٦١ - ٧ - باب وجوب يقين داشتن به خداوند در رساندن روزى و عمر و نفع و ضرر
و سنّتى نيكو است و بر شما باد به انجام واجبات الهى و بر شما باد به اجتناب نمودن از حرامهاى خداوند.
٦٨- از امام صادق ٧ روايت است كه فرمود: همانا براى خداوند بندگان بر جسته و شايستهاى وجود دارد كه خداوند آنها را از همين آفرينش و زمين خود آفريده است و آنان را براى بر طرف كردن نيازهاى برادران دينى آفريده، آنان حمد و سپاس را مايه مجد و بزرگى مىدانند و خداوند سبحان بزرگوارىهاى اخلاقى را دوست مىدارد و در خطاب نمودن به پيامبرش فرموده است: «همانا تو براى اخلاقى بزرگ هستى»[١] كه اين اخلاق بزرگ همان سخاوت و خوش خلقى است.
٧- باب وجوب يقين داشتن به خداوند در رساندن روزى و عمر و نفع و ضرر
٦٩- از امام صادق ٧ روايت است كه فرمود: امير المؤمنين ٧ مىفرمود: بندهاى مزه ايمان را نمىچشد مگر اينكه بداند كه آنچه به او رسيده نمىتوانست به او نرسد و خطا رود و آنچه كه به خطا رفته و به او نرسيده نمىشد كه به او برسد و بداند كه زيان رساننده و سود دهنده فقط خداى عزّ و جلّ است.
٧٠- صفوان جمّال گويد: از امام صادق ٧ در باره قول خداى تعالى در داستان حضرت خضر ٧ پرسيدم كه مىفرمايد: «و امّا آن ديوار [كه تعمير نمودم] متعلّق به دو كودك يتيم در شهر بود و در زير آن ديوار گنجى براى آنان نهفته بود» حضرت فرمود: به راستى كه آن گنج طلا و نقره نبود بلكه آن گنج چهار كلمه حكمت بود: هيچ معبودى جز من نيست، كسى كه مرگ را باور داشته باشد در عمر خود نمىخندد، و كسى كه حساب را باور داشته باشد دلش شادمان نخواهد بود، و كسى كه قضا و قدر الهى را باور كند جز از خدا از هيچ چيز نمىترسد.
٧١- امام صادق ٧ فرمود: امير المؤمنين ٧ در زير ديوار كجى نشسته بود و در بين مردمان حكم مىفرمود، پس برخى از مردم گفتند: در زير اين ديوار منشين كه به خاطر رخنهاى كه دارد ترسناك است. حضرت فرمود: مرد را اجلش حفظ و نگاهبانى مىكند پس از آنجا بر خاست و ديوار فرو ريخت.
امير المؤمنين ٧ اين كار و كارهايى شبيه به اين را انجام مىداد و اين يقين و باور است.
٧٢- از امام صادق ٧ روايت است كه فرمود: هيچ چيزى نيست جز اينكه براى آن حدّى است- راوى گويد:- عرض كردم فدايت شوم
[١]- قلم/ ٤.